امروز : ۲۸ شهریور ۱۳۹۶
تبلیغات   |   درباره ما   |   تماس با ما
تبلیغات

    Sorry. No data so far.

سامانه پیام کوتاه
سامانه پیام کوتاه سنگسر نیوز
پیش بینی آب و هوا
مهدیشهر
شهریور ۲۹, ۱۳۹۶, ۱۲:۳۳ ق.ظ
 

صاف
23°C
رطوبت: 17%
سرعت باد: 0 m/s شمال
اطلاعات بیشتر...
 
آمار سایت
  • 1,237
  • 970
  • 3,361,739
  • 1,104
  • 3,697
  • فروردین ۱۰, ۱۳۹۶

تاریخچه نام و القاب سنگسریها

عباس مصباحیان سنگسری

به راستی اگر در این جهان لایتناهی، جمادات، نباتات، حیوانات، از جمله ما آدمیان را نام و القابی نبود، در مخیله ما چه می گذشت.؟چگونه حیوانی را به حیوان دیگر، نبات یا گیاهی را به گیاه دیگر، فردی را به فرد دیگر، مظلومی را از ظالم، عالمی را از عامی و خوب را از بد و الی آخر وارسی می گردید. حضرت حق در ازل و بنیان عالم هستی، آدم ابوالبشر و حوا اُم البشر را نام نهادند. پیامبر اکرم (ص) فرمودند و در کلام الله مجید به والدین توصیه شده که برای فرزندانشان نام پسندیده و دارای معنا و مفهومی را انتخاب کنند که در بزرگسالی باعث شرمندگی آنان نگردد. نگارنده که از قبل نسبت به شناسایی و مکتوب نمودن نام محله های قدیمی سنگسر سابق مبادرت نموده، اینک درصدد است، تا از میان نام و القاب بسیار کثیر سنگسریها در سیر تاریخی اش  را حتی الامکان مورد بررسی قرار دهد.

نام مبارک حضرت مهدی (عج) ، از آغازین این بحث است که بر تارک شهرمان به نام مهدیشهر می درخشد. اما نام و نشان سابق آن (سنگسر) خود بر گرفته از قوم ساکن در آن یعنی ستیزه جویان آریایی سکایی پارتی بوده است که در چند جای شاهنامه فردوسی از آنان نام برده شده است. در تقویم ثبت شده سنگسری با ۳۴۱۰ سال قدمت، هر ماه و هر روز سنگسری ها با نام باستانی و گاه مقدس نامگذاری شده اند. مثلا روز اول هر ماه را ورمز یا اهورا مزدا و نام ماه « دِمُ»یعنی ماه دی قدیم. به شکل دیگر، اهورا مزدا است. به عبارتی هر دو، روز و ماه با نام خدا میباشد. حتی در صبغه موسیقیایی سنگسری که آن هم ثبت میراث فرهنگی گردیده است و سابقه آن به دوره ساسانیان می رسد، از قطعه های موزونی در ذکر و نیایش، مکرر نام های با عظمت حق تعالی را می شنویم. مثل الله تو خدایی مه، ایمون که عطائی مه….. اما زبان سنگسری که حائز اهمیت است، ازنظر نام و القاب نیز غنی میباشد. اگرچه بحث و فحص در بخش عشایر سنگسری نیست، ولی به این نکته باید اشاره کرد که مطابق کتاب ایل عشایر سنگسر، حدود ۱۲۰۰۰ نام سنگسری در بخش حشم ومالداری وجود دارد.

به گواه بعضی از دانشمندان علم و ادب زبان فارسی و مستشرقین خاصه آرتور کریستین سن دانمارکی، گویش و قواعد زبان سنگسری نسبت به گویش های دیگر باستانی تر و کاملتر مانده است. یکی از دلایل ماندگاری بیشتر زبان  و در کنار آن نام های سنگسری، کوهستانی و تا حدودی صعب العبور بودن منطقه ، در قدیم و واقع نبودن در مسیر اصلی راه ، رود، در نتیجه باعث عدم یا به ندرت ورود مهاجرین به سنگسر و اسکان در آن بوده و کمتر دستخوش تغییرات زبان و نام  و القاب گردیده است.

نام و القاب باستانی : به دلایل فوق تا ورود اسلام به مهدیشهر و حتی بعد از آن نام های باستانی، نسبت به شهرهای اطراف بسیار بیشتر حفظ شده است و قابل قیاس با آنها نمی باشد. از جمله نام های ایران باستان که در قدیم بیشتر و اکنون کمتر برای مردان حفظ گردیده، می توان برخی از آنها رابرشمرد. مثل اردلان، آرش، آریان، آرین، اردشیر، اردوان، اسفندیار، اشکبوس، افشین، افراسیاب، اکوان، ایرج، بردیا، بهرام، بهمن، بیژن، پرویز، تورج، جمشید، خسرو، داراب، داریوش، رستم، ساسان، سامان، سهراب، سیامک، سیاوش، شاپور، شاهرخ، شاهین، فرامرز، فریدون، قباد، کاوه، کوروش، کیارش، گشتاسب، گودرز، مازیار، منوچهر، مهران، مهرداد، نادر، هوشنگ، همایون، هژبر، هژیر، و از جماعت نسوان آتوسا، آزاده، آناهیتا، ایراندخت، بهمنا، پارمیس، زهره، شهربانو، پورانداخت، فرنگیس، کتایون، پوران، مهرگیم، منیژه، ناهید، هما و …. قابل ذکرند.

نام و القاب بعد از اسلام:

از ورود اسلام به مهدیشهر تاریخ مدوّنی وجود ندارد شاید به دلیل بیراهه و کوهستانی بودن منطقه، دیرتر از شهرهای دیگر این توفیق حاصل شده. بهرحال تردیدی نیست که پس از مشرف شدن سنگسریها به دین مبین اسلام و اعتقاد و اشتیاق به خاندادن نبوت و ولایت در نامگذاری از نامها و کنیه حضرت محمد (ص) و حضرت علی (ع) و حضرت فاطمه (س) ودیگر امامان معصوم و شهدا کربلا، خاصه حضرت عباس (ع) استقبال نمودند. سنگسری ها ، هم چون شهرهای سایر نقاط کشور به خصوص آنانی که دارای گویش یا زبان خاصی می باشند، بدلیل اینکه گفتن حرفی مثل ح حلق یا مورد دیگر که در ادای کلمات عربی مخصوصا اسم های ترکیبی سخت بوده، یکی دو حرف آن را حذف کرده و در گفتار یا صدا کردن اشخاص، آنچه که بعداً در شناسنامه ها قید شده، به درستی گفته نمی شود. این تغییر نامها از کشوری به کشور دیگر و به عبارتی از شرق به غرب یا از غرب به شرق به وجود می آید مثلا نام عبری مادر حضرت مسیح که در عربی مریم است، وقتی به غرب رسیده، در انگلیسی مریم به مری، در ایتالیا و فرانسه ماریا و در آمریکا ماری نامیده می شود. به سارا همسر حضرت ابراهیم در همه زبانها سارا و به ابراهیم در امریکا آبراهام گفته می شود.مسیونرهای فرانسه، جهت تبلیغ دین مسیح و دیگر اهداف سیاسی وارد عربستان شدند، نام راحله را به غرب یا فرانسه انتقال دادند. منتها چون نمی توانستند راحله را به درستی تلفظ کنند، آنرا به راشل تغییر داده اند. همچنین یوسف به زبان عبری را در مصر یوزارسیف می گفتند ودر غرب به ژوزف شهرت پیدا کرده است همچنین داودرا دیوید می نامند . بهرحال تغییرات جزئی نام های عربی سنگسری با توضیح فوق موجّه است و به چند مثال نخست، در جنس مذکر مانند:

محمد بیک= (مد بیگ) ، محمدخان= (مد خان)، محمدجواد= (مَنجواد) ، محمدعلی= (مئندلی) ، علی محمد= (علِمَد)، محمدابراهیم= (مربائین)، علی اکبر = (علِکبر)، علی اصغر= (علِصغر) عباسعلی= (باسلی)، محمدقلی= (مَنقلی) ، آقا محمد= (آقمد)، آقا حسین= (آق حسین) ، علی آقا= (علِقا).

در جنس مونث: فاطمه=( فاطیما) ، نساء= (مانسا) ، فاطمه نساء=(فاما)، خیرالنساء = (خنسا یا خیرر) ، نورنسا= (نورسا) ، فاطمه زهرا=(فام زهرا) ، و …  قابل ذکرند . با این توضیح همانطور که سنگسریها فاطمه را فاطیما می گویند، در اسپانیا هم فاطیما گفته می شود .

نام و القاب برگرفته از جنگها:

نامهایی چون اسکندر، تیمور، چنگیز و … از نام های وارداتی هستند که از طریق حمله اسکندر مقدونی یا چنگیز مغول و تیمور لنگ، در سنگسر نیز مورد استفاده قرار گرفته اند؛ اما خود سنگسریها مردان جنگی و سلحشوری بوده اند که در بسیاری از جنگها، نظیر جنگ چالدران، جنگ شاه طهماسب با سلیمانخان قانونی (امپراطوری عثمانی) در غرب کشور، جنگ نادر با اشرف افغان ودیگر جنگهای نادر، جنگ با روسها درکنار عباس میرزا و …. موجب آن بوده مثلاً در اثر ازدواج با زنان آذری، برای نامگذاری فرزندان خود به نام های آذری تمایل پیدا کنند. وانگهی بعضی از حاکمان ترک منطقه نظیر حسین کیا و عوامل ترک زبان، بر رونق نام های فوق افزوده اند. لذا سنگسر از نامهایی چون، سبحان وردی، (سٌن وردی) ، الله وردی، بابا وردی (باوردی)، محمدوردی (مدوردی) حق وردی(اق وردی)،الله قلی، امام قلی، قلی، ضمن اینکه از بانوان نامهای آذری جیران (جیرون) ،ریحان(ریحون)، وفامیلی علی یف براثر تبعید نفرات روسی به سنگسر و … بی نصیب نمانده است.

نامهای توام پدر و فرزند و … : سابق بر این که شناسنامه و نام، نام فامیل امروزی ، باب نگردیده بوده. سنگسریها به رسم خود و شاید دیگر نقاط کشور حتی کشورهای خارجی مثل کشورهای عربی و … برای شناسایی اشخاص (از کودکان تا کهنسالان) معمولا بر نام فرزند، پیشوندی را در نظر می گرفتند و آن اسم پدر، بر اساس قواعد سنگسری زبانان بوده که همیشه مضاف را قبل از مضاف الیه و هم چنین صفت را قبل از موصوف می آوردند. اما در زبان عربی برخلاف دستور زبان سنگسری نام می برند که می توان اسم حسن بن زید سرسلسله علویان را ذکر کرد.

در سنگسر بسیاری از آدمها بودند، که با زهد، تقوا و غیرت ، تعصب ، جوانمردی، شجاعت، سلحشوری، کسب مدارج علمی یا به دست آوردن ثروت مشروع و … توانستند تنها با اسم خود نامدار و نامیده می شدند، که به ذکر نام اسماعیل طلائی سنگسری،سلطان گو(سلطان پهلوان)، استاد چراغعلی اعظمی، پروفسور نادعلیان، پروفسور سیف علیان بسنده کرده و از نام دیگر افراد مشتهر به دلایلی خودداری می شود؛ ولی باز هم افراد شاخص یا غیرشاخص  وجود داشتند که به ذکر نام پدر شناخته می شدند به منظور مثال از چند تن آنان نام برده می شود. حاج شیرعلی غلامرضا (یکی از پهلوانان سنگسر یعنی غلامرضا پسر حاج شیرعلی بوده است). غلامرضائی حوری ( حوری دختر غلامرضا) ، علی تاجر حسین (حسین متحدین پسر علی که خود علی لقب تاجر را داشته است).امرالله خون صنم (صنم دختر امرالله خان) ، صفدر آقاخون (آقاخان پسر صفدر ) و … در بعضی مواقع عروس شوهر مرده به دلیل شهرت پدرشوهرش از نام پدرشوهر شناخته می شد مثل ملامر بائین فاطیما (فاطمه ملا محمد ابراهیم) گاهی شوهری را از شهرت و مردم داری و سواد علمی زنش اسم می بردند مانند ملا زینب عباس (عباس شوهر ملا زینب).

القاب سنگسریها در قدیم:

بعضی از القاب طایفه های سنگسری تا قبل از صدور سجل معمولا و به طور ناخواسته و به بهانه واهی، توسط مردم یا احدی ازمردم به بزرگ چند خانوار(فامیل) داده می شد. بعضی ازالقاب خوب برای طایفه ای رضایت بخش و برای طایفه دیگر که لقب نه خوب و نه بد اطلاق می شد، بی تفاوت بودند. متاسفانه ترکش یک آدم بذله گو یا دشمن با لقب ناهنجار به گروه دیگر اصابت می کرد، باعث ناراحتی آن طایفه یا به جدال فیزیکی می انجامیده ؛ ولی پاک کردن صورت مسئله کار آسانی نبوده است.

یکی از شعرای سنگسری زبان، به نام مرحوم محمدابراهیم خشنودکه پدر شهید نیز بودند در نظر داشتند، القاب سنگسریها ماندگار شود، همه را به نظم درآورده بودند و در نظم متذکر شده هر یک از القاب، مربوط میشود به خویشاوندان من یا خویشان شما و یا همسایه و رفیق و از قوم ماست، که به آنان نسبت ناروا یا خوبی داده اند ،نباید ناراحت شویم، بلکه با این ترانه ای که سروده ام بگوئیم ، بخوانیم و بخندیم و شاد باشیم. (معمولاً در عروسی ها خوانده می شد) نگارنده سعی بر ذکر چند مثال از القاب را دارد که در قدیم باعث شناسایی طایفه یا فردی از طایفه می گردیده و هنوز هم کماکان از القاب ، بعضی طایفه ها فراموش نشده و از آنان نام می برند ، می پردازد .

نگارنده از طایفه فراموش شده در القاب است. و به منظور اینکه  سوء تعبیر نشود از خود شروع کرده است و یادآور می شود که از طایفه ملا اکبری است. ملااکبر، همانطور که از نام او پیداست ، ملا و میرزای زمان و دارای شهرتی از نظر شغلی بوده که نسل وی را ملا اکبری نام گذاشتند. البته از سه نسل قبل از طایفه ملااکبری نامی برده نشده است. شاید به دلیل صدور شناسنامه در سال ۱۳۰۴ ه.ش و انتخاب نام خانوادگی این تبار همچون مصباحیان، صفائیان، صفائی، استعلامی، مزیتی در فراموش شدن لقب این طایفه گردیده باشد.

می گویند سردودمان یکی از طایفه بزرگ سنگسر به گنج علاقه زیادی داشته. بهمین دلیل نام گنجی را بر او و خویش و فامیل او نهادند. (طایفه گنجی خانواده های زیادی را شامل می شود) در عهد قدیم بیشتر از ظروف چوبی و به زبان سنگسری لاک استفاده می کردند ولی بزرگِ خاندانی ، ظرف مسی نقش دار را به کار می بردند که به زبان سنگسری باده نامیده می شد . از این رو این طایفه را باده لقب دادند. که هنوز آوازه طایفه باده تبار بر سر زبانهاست.

گروه زیادی از سنگسریها که چند طایفه غیر فامیل هستند، در سنگسر اسکان داشته و دارند. از آنجائیکه در منطقه جاش لوبار در نزدیکی چاشم یکی از دهستانهای شهرستان مهدیشهر دارای مراتع ییلاقی و زراعتی هستند و امرار معاش می نمایند، آنان را از طایفه های جاش لوباری لقب داده اند. اگر به القاب جورواجور ادامه داده شود، ممکن است باعث کدورت برخی از همشهریان گردد ولی از طایفه ای که دارای صفات حسنه و  با لنسبه پیشرفته ای هستند و نسبتی نیز با نگارنده  دارند، اجازه داده اند که این مطلب نگاشته شود. این طایفه اگر در حین صحبت کردن، کسی بدون منظور، خئته یعنی بد را در جملات خود بیاورند، برای مزاح و خندیدن، هشدار می دهند!. آی فلانی چرا حواست را جمع نمی کنید!. یا ،  به القاب ما چکار دارید!. و …. در پایان این قسمت، به القابی چون طایفه های اصغر حسینی،          ملا عباسی، چالژ، چارودار، چایی، چکو، چرپن، چَر، چراغی، جافری، جندقی، پلنگی، پوشتنا، دشمّدی، سور، سوستنی، شوپری، غنچه، کلک، کم پته خوار، کلنگ، کلو، کمو، مومن، آروون، استارمضانی، نادعل تبار، وش ، امام زینعلی آدم اشاره می شود.

مردم مهدیشهر و اخذ سجل:

پیش تر به بعضی اسامی و القاب تا حدودی غیر متعارف اشاره شد که مردم کشور هم به نوعی دچار آن بوده اند. برای رفع این نقیصه و شکل قانونی دادن بدان، درچهارم دی ماه سال ۱۲۹۷ ه.ش برای اولین بار در کشور اداره ای به نام سجل احوال تهران بطور موقت در بلدیه تهران دایر گردید. اولین شناسنامه یا سجل در این سال به نام فاطمه ایرانی در محله سنگلج(پارک شهر ) تهران صادر گردید. می گویند برخی از سنگسریها که علاقمند به اخذ شناسنامه بودند، آنانی که در رفت و آمد به تهران بودند و یا مقیم تهران در اخذ شناسنامه تسریع نمودند که مجال گفتن نام آنان نمی باشد. چندنفر از نامداران شهر که باسواد و ملا بودند، نظیر شیخ علِمد (شیخ علی محمد) ، ملا صرفعلی(ملاصفرعلی) ملا مربائین(ملا محمدابراهیم) و چند معرف دیگر جهت معرفی اشخاص و کمک در سجل گرفتن آنان برای مناطق مختلف سنگسر تعیین گردیدند. مردم سنگسر سجل را به دلیل ۳ برگه بودن آن ، سجلد نام گذاشتند.

اولین سجل صادره سنگسر مربوط به یکی از معرفین و کمک کننده به مردم جهت اخذ شناسنامه با مشخصات ذیل به نام شیخ علی محمد صفایی فرزند ملا محمد علی و گلشا، متولد ۱۲۵۳، در روز ۱۰ حمل (فروردین) با شماره شناسنامه ۱ سنگسر تاریخ صدور سال ۱۳۰۴ ه.ش صادره از سنگسر اختصاص یافت. مرحوم شیخ علی محمد علاوه بر وظایف دینی، مسئولیت شهرداری مهدیشهر را در سال ۱۳۰۷ عهده دار بودند. وی که از دروایش صفی علیشاهی و از ارادتمندان ظهیر الدوله ، ملقب به صفا علیشاه وزیر دربار ، خواهرزاده و داماد ناصرالدین شاه قاجار بودند. در هنگام دریافت شناسنامه به افتخار نام عرفانی صفا علیشاه، لقب صفایی را اختیار نموده بودند و بسیاری از مریدان شیخ و دراویش نام خانوادگی خود را به صفایی یا صفائیان و … اختیار نمودند. البته بحث انتخاب لقب صفائی یا صفائیان …برای مرکز استان یعنی سمنان و نیز روستای ده صوفیان در شهرستان مهدی شهر صدق می کند.

ظیهرالدوله در سفرخود به مرکز مازندران (ساری) که در سنگسر به عنوان مهمان توقف داشتند، لقب  حامد علیشاه را به ملا صفر علی اعطاء نمودند. از این رو زمانیکه ملا صفر علی بعنوان یکی از معرف برای اخذ شناسنامه خود و اطرافیان اقدام می نمودند، نام فامیلی حامدی را برای خود وخاندانش وحامدیان …برای اطرافیان پیشنهاد نمودند.

ملا محمد ابراهیم که لقب مصباحیان را برای خود و فرزندان و خویشان انتخاب کردند. برای اقوام دورتر مصباحی و مصباح ، برای دیگر دوستان و آشنایان ، بینش، صفاخواه و ساکنین امامزاده زینعلی را زینعلیان و … سجلد گرفتند. دیگر معتمدین و معرفین نیز هر کدام به نوبه خود، القاب با معنی و پرمحتوایی همچون ربانی، ربانیان، شهریاری و … را پیشنهاد می کردند. بسیاری از مردم دانای شهر با رجوع به کتاب آسمانی (قرآن کریم) ، دینی و عرفانی و تاریخی القابی را بدون واسطه اختیار کرده و سجل خود را دریافت می کردند. تردیدی نیست که در نزد مهدیشهری ها همچون سایر بلاد، اسامی و القاب مذهبی منزلت و جایگاه رفیعی  داشته است . خاصه بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ، به نامگذاری ارزشی ، توجه شایانی گردیده است .

اما حسینی ها و خدمتگزاران اباعبدالله الحسین و ائمه اطهار برای خود فامیلی خادم، خادمیان، حسینی، متولی، متولیان، مستخدمین و مستخدمین حسینی، سقا، سقائیان و علمدار را به فامیلی های دیگر ترجیح دادند. گروه زیادی از سنگسریها نام اجداد خود را برای نام خانوادگی خود اختیار کردند؛ هم چون حاج علیان ، حامدیان ، سلطانیان ، ساقیان ، سلمانیان ، شجاعیان ، جوادی، جوادیان، شهریاری، دوستمحمدی، دوستمحمدیان، ذوالفقاریان، ذوالفقارخانیان ، رشیدی، رشیدیان، روشن، غنیان، یزدانی، یزدانیان، عباسعلیان، جمشیدی، مرادعلیان، عباسیان، اسکندریان، اسلامیان ، اصغری، بهروزی، طاهر زاده ، پور طاهری ، پورطاهریان، پورهاشمی، پورهاشمیان ، صمدی، صمدیان ، طالبیان، جعفریان، جمالیان، جلالیان، حیدریان، حیدریه ، خسروی، رضائیان، سلطان علیان، کیپور ، علی اکبر خانی، علیخانیان، مختاری، وردی پناه، نادعلیان، هاشمی، یداللهی و یوسفیان و …..

به تعبیر استاد ارجمند فرزامی نیا ، یکی از مشخصه های گفتاری سنگسری ها این است : همانطور که بیشتر آنان تیپ عشایری و سلحشورانه ای دارند ، بالطبع تن صدای آنان بلند و بم و تقریباً با تحکم بودند. شاید به همین دلیل نام فامیلی خود را با اضافه کردن یان در پایان فامیلی نسبت به شهر های دیگر دارای فامیلی طولانی و وزین تر همچون سیف علیان و غیره را انتخاب گردیده اند که در سطور فوق قابل ملاحظه است .

برخی از سنگسریها نام محل رابرای فامیلی در نظر داشتند که می توان به سنگسری، دربندی، زیارتی، و … را نام برد. ولی اهالی محله طالب آباد از نام ذوالفقار خان حاکم سنگسر، سمنان، شاهرود، دامغان، بسطام تا جندق و خور و بیابانک بودند برگزیدند که می توان به ذوالفقارخانی، ذوالفقارخانیان، ذوالفقاری، ذوالفقاریان، اشاره کرد .

گروهی از سنگسریها بدون اینکه اندیشیده باشند که چه لقبی نیکو و برازنده آنان است جهت شناسنامه دارشدن به اداره مربوطه که سجل احوال بود و پس از چندی به اداره احصائیه تغییر یافت و بعدها ثبت احوال نام گرفت مراجعه می کردند و با مشاوره از ثبّات که فردی غریبه اما خوش ذوق و خوشرو بوده اند اداره یکی از فامیلی های برتر را انتخاب می کردند. گفته می شود یکی نام پدرش را که ملا ابو بوده است آن یکی که فرد خوش تیپ و خوش لباس را خوش هنجار و یکی دیگر را چهره و بالاخره دیگری می آید که نسبت به شناسنامه گرفتن و انتخاب فامیلی بی اهمیت بوده تعریف از مشخصات ظاهری پدربزرگش را می کند که ریشی بلند و پر داشته و به زبان سنگسری لبریش می شود، اتفاقاً لبریشان را برمی گزینند وشاید بعداً تغییر دادند. بهرحال در همه شهرها تنوع القاب زیاد است از بهتر و بهترین تا عالی و عالی ترین ، امید می رود از واقع گرایی یا کاستی هایی که از سوی نگارنده دیده می شود، موجب کدورت همشهریان ارجمند نگردد.

گفته می شود،از سال ۱۳۰۴ لغایت ۱۳۲۹ تعداد شناسنامه های صادره خاص سنگسر ۱۴۵۰۰ نفر بوده اند و آمار حوزه فرمانداری نظامی سابق سنگسر،نظیر درجزین، شهمیرزاد ، ده صوفیان ، بخشهای چهاردانگه سنگسر و دو دانگه سنگسر در سابق جزء ردیف شماره شناسنامه شهر سنگسر نبوده است. از این سنه یا جلوتر سیل مهاجرت سنگسری ها به اقصی نقاط کشور و حتی خارج از کشور آغاز گردیده و سنگسر با کاهش جمعیت مواجه گردیده که از دهه ۵۰ نه تنها در مرکز شهرستان مهدیشهر بلکه دربخشها، جمعیتِ روبه تزاید داشته است. اما بسیاری از مهاجرین که مهاجرت دسته جمعی داشته اند، هم اکنون القاب آنان در مهدیشهر محو شده و به عبارتی در سنگسر زندگی نمی کنند. نظیرطایفه های وجدانی، میثاقیان، میثاقی ، عجمی،طایف،طایفه، سبحانیان، پناه جوادی، پناهیان، نادی، فنائیان، طلوعی، احسانی، آرو، اصلاحی، اقدسیان، علی نژاد، بشارتی، دیانت، عباسعلیان، شاه نعمت الهی، بهمنی سنگسری، جوشنی، دانشیان، مصباح، فروغی، طغیانیان، فرزین، فرشتیان، ممتازی، مهرمانیان، وحدت، وحدت شعار، پاترن، یزدانی، یزدانیان و …. در عین حال باید گفت ضمن اینکه  بسیاری دیگر از خانواده های بزرگ و با فامیلی پر شهرت از مهدیشهر کوچ کرده اند ولی ممکن است یکی دو خانواده ازآنان در مهدیشهر باقی مانده باشند.

بر اساس آنچه که بیان شد، به گوشه ای از اهمیت ثبت احوال نیز پی برده می شود. اگر به دیگر خدمات آن همچون ثبت آمار ازدواج وطلاق، صدور شناسنامه تبعه های خارجی که پیچیدگی خاص دارد، خدمات برون مرزی در کنسولگری کشورهای مختلف ،صدور کارت ملی،گواهی فوت و ابطال شناسنامه و غیره از جمله اسناد بایگانی حوزه ها در ۵۲۰ مکان توجه شود، اهمیت این سازمان دو چندان می شود.

* گفتنی است این مقاله در اولین همایش نام و فرهنگ نام گزینی در تاریخ دوم اسفند ۹۰ در سمنان از بین ۲۵ مقاله ارائه شده به این همایش برای سخرانی انتخاب و ارائه شد.

۶۱ پاسخ به “تاریخچه نام و القاب سنگسریها”
  • حسین نادرزاده:

    با سلام
    بنده بزرگ شده قائم شهر هستم از روستای وسطی کلا که چند سالی در سمنان ساکنم من از مادر بزرگ مادرم که ۱۱۰ سال عمر داشت شنیدم که ما از طائفه سنگسری هستیم برای من جالب است بدانم آیا در زمان قدیم فامیلی نادرزاده در سنگسر بوده است یا نه ۰۹۱۹۲۳۲۸۳۰۱با تشکر

  • ناصر خوش هنجار:

    با عرض سلام وارادت خدمت استادارجمندوگرامی جناب حاج عباس مصباحیان
    این مقاله شما برای بنده خیلی مفید و جالب بود. درخصوص فامیلی خوش هنجارکه مطلب نوشتیدوعنوان نمودید برای سجل گرفتن به تیپ وظواهر ویا گفته های افراد نگاه کرده وسجل میدادند دقیقا عین مطلب بوده و بار ها پدر بزرگ بنده به این شکل دریافت سجل رو عنوان می کردند هر چند که انها از طایفه بزرک رمضانی بودند وبه شهرت رمضانی معروف بودند واز انجائی که پدر بزرگ بنده فردی خوش لباس وخوش استیل بوده این مطلب کاملا صحیح می باشد
    اززحمات بی دریغ شما در نگارش این مقاله صمیمانه سپاسگزارم

  • آزاده لبریشان:

    ممنون از توجه جناب عالی به کامنت ها وپاسخ شما وهمچنین ممنون از اطلاعات تازه شما درباره جدم

  • عباس مصباحیان:

    سرکارخانم آزاده لبرییشیان باسپااس ازتوجه شما،برابرکامنت جناب آقای احمد عزیز پور سرباج ییلاق راهم لبریش میگفتن.گفته میشود یکی ازاجدادشما،زماان محمدعلی شاه در درگیری تهران به قتل رسیده

  • عباس مصباحیان:

    جناب aliعزیز القاب غیرشنامه ای نامورهاراهنوز بررسی ننمودم.ازنظرسجل محمدعلی و۳ فرزندانش بنامهای علی محمد،حقوردی،وگلوردی ونوه ونتیجه همه ازفامیلی نامور برخوردارند .ضمن اینکه حقوردی وگلوردی مقیم گنبد میباشن

  • Ali:

    سلام
    خواهش می کنم کمی در مورد طایفه ی نامور مطلب بزارید. سپاسگزارم

  • طاهره اشعاری:

    با سلام خدمت استاد بزرگ و ارجمند جناب آقای عباس مصباحیان
    خیلی این مقاله شما برای من مفید و جالب بود. برای من خیلی تازگی داشت

    در مورد فامیلی کلنگی شنیده بودم که: زمان نوشتن شناسنامه که تازه رواج پیدا کرده بود .از کسی که کلنگی بر دوش داشت خواستن که فامیلی برای خودش انتخاب کند. و چون شخص کلنگ روی دوشش بود گفت فامیلی رو بنویس کلنگی.
    حالا نمی دونم چقدر این موضوع صحت دارد.
    جناب مصباحیان عزیز در مورد چگونگی فامیلی اشعاری مطلبی در دست هست؟؟
    بازهم ممنون از مقاله زیبایتان

  • آزاده لبریشان:

    با سلام مقاله جالبی بود.من تازه مطالعه کردم.حتی علت انتخاب نام خانوادگیمو نمیدونستم.از مقاله و نظرات دوستان متوجه شدم که چرا لبریشان شدم و معنی آن چیست. باتشکر

  • یک سنگسری:

    با سلام
    خواهش می کنم کمی در مورد طایفه ی وردی پناه مطلب بزارید

    • عباس مصباحیان:

      سلام باتحقیقی که از جناب دکتر وردی پناه به عمل امده، ایشان چنین اظهار فرمودند:
      بزرگ خاندان طایفه وردی پناه یعنی پدر پدر بزرگم الله وردی بوده که با گروه سردار وردیخان هم گروه بوده ریشه وردی پناه از آنجا آمده پدر بزرگم علی بابا روی پناه بود که شش پسر ۳ دختر داشت اسم پسرجان باوردی سیف الله کاظم حاج آقا محمد علی اکبر و ما از سیف الله هستم که بک دارو ساز به نام علی یک دندانپزشک به نام بابک

  • مسعودشهمیرزادی:

    باسلام میخواستم درموردکسانی که نام خانوادگی شون شهمیرزادی است ولی اصالتاسنگسری هستند توضیحی بدهید.باتشکر

    • عباس مصباحیان:

      بسیاری از افراد ، سنگسری الاصل با فامیلی شهمیرزادی هستند.برای مثال به یک خاندان سنگسری و چگونگی انتخاب فامیلی شهمیرزادی اشاره مینمایم:در اوایل دایر شدن اداره احصائیه جهت صدور شناسنامه شخصی بنام غلامرضا برای اخذ شناسنامه و تقلید از نفری دیگربا فامیلی شاهمیری ،به ثبات گفته اند شهمیری.بعداز سالها برای فرزندانش هم بنامهای علی ،محمد و گل وردی شناسنامه گرفتند. باگذشت زمان ملاحظه کردن؛ بجای شهمیری ، شهرزادی نوشته اند.لذا به ثبت فامیلی اشتباه (شهرزادی) اعتراض کردند. در نتیجه ثبات در این برهه از زمان هم در اصلاح شهرزادی به شهمیری اشتباه دیگری مرتکب شده اند و شهمیرزادی نوشتند.در نهایت دیگرنسبت به اصلاح مجدد اقدام ننموده اند.بدین ترتیب از این نسل که در سنگسر و گنبد و شاید شهرهای دیگر زندگی می کنند این نام خانوادگی ماندگار شده لیکن اصالتا سنگسری اند.

    • عباس مصباحیان:

      بسیاری از افراد ، سنگسری الاصل با فامیلی شهمیرزادی هستند.برای مثال به یک خاندان سنگسری و چگونگی انتخاب فامیلی شهمیرزادی اشاره مینمایم:در اوایل دایر شدن اداره احصائیه جهت صدور شناسنامه شخصی بنام غلامرضا برای اخذ شناسنامه و تقلید از نفری دیگربا فامیلی شاهمیری ،به ثبات گفته اند شهمیری.بعداز سالها برای فرزندانش شناسنامه گرفتند. باگذشت زمان ملاحظه کردن؛ بجای شهمیری ، شهرزادی نوشته اند.لذا به ثبت فامیلی اشتباه (شهرزادی) اعتراض کردند. در نتیجه ثبات در این برهه از زمان هم در اصلاح شهرزادی به شهمیری اشتباه دیگری مرتکب شده اند و شهمیرزادی نوشتند.در نهایت دیگرنسبت به اصلاح مجدد اقدام ننموده اند.بدین ترتیب از این نسل که در سنگسر و شاید شهرهای دیگر زندگی می کنند این نام خانوادگی ماندگار شده لیکن اصالتا سنگسری اند.

  • مسعودشهمیرزادی:

    باسلام میخواستم در مورد کسانی که نام خانوادگی شون شهمیرزادی است ولی اصالتاسنگسری هستند توضیحی بدهید

  • با درود .
    یکی از خوانندگان نوشتار، از به کار بردن واژه « ستیزه جو» برآشفته شده اند. فکر می کنم حق با ایشان نباشد. سنگسری ها از یک سو می توان گفت ستیزه جو بودند. چرا که از یک سمت با کوهستان و خشم های طبیعی اش، باران و کولاک و برف در نبرد بودند و از سمت دیگر سو با توفان شن و کویر و خشکی و گرگ و دزد و یاغی. جز در ستیز با این درشتی های طبیعت، این ایل دارای گله های فراوان دست چین شده نمی توانست زنده بماند.
    از دیگر سوی، از ناحیه کوه های قزوین تا تهران و سمنان و سبزوار و طبس چراگاه گله های سنگسری ها بوده است. سازش با مردمانی گوناگون با زبان و فرهنگ مختلف، دو ویژگی می طلبیده است: نرمش و هم خوانی با مردمان روستا و دشت از یک طرف و یک پارچگی درونی ایلی از طرف دیگر. در حقیقت سنگسری ها حکومتی در سایه بودند که آداب و رسوم، تقویم و فرهنگ ویژه خود را در سرزمینی گسترده داشتند و توانسته بودند ویژگی های فرهنگی، زیستی و معیشتی خود را در بازه زمانی چند هزار ساله حفظ کنند. امروزه می توان در واژه های این زبان و در بلند پروازی های گفتاری سنگسری ها این تعلق به حکومت در سایه را دید.
    جا دارد گفته شود: با این که امروزه به نگه داشت خرده فرهنگ ها به عنوان یادگار تمدن جهانی تاکید می شود ولی متاسفانه زبان سنگسری به سرعت در حال نابودی است. کارهای پژوهش مانند آن چه آقای مصباحیان انجام داده اند می تواند به نگه داشت این میراث فرهنگ بشری یاری دهد. چه خوب بود اگر می شد کار سترگ استاد اعظمی را – واژه نامه سنگسری را – دو باره به چاپ رساند یا دست کم نسخه دیجیتالی آن را تهیه کرد و در اختیار همگان قرار داد تا پژوهش گران ما بتوانند دقیق تر در باره زبان سنگسری و سنگسری ها پژوهش علمی داشته باشند.
    به نوبه خود از کار خوب جناب عباس مصباحیان سپاس گزاری می کنم. – آیرج کی پور

    • عباس مصباحیان:

      با سلام و درود
      از اینکه با بیان شیوای خود در پاسخ عزیزی که در ارتباط با ستیزه جویی بحث داشتند سپاسگزارم.
      از بابت حفظ زبان سنگسری که اشاره فرمودید بنده و دیگر بزرگوارانی که مطلب یا مقاله ای داریم بیشتر رفرنسی است از زنده یاد، استاد اعظمی.
      و مژده ایکه دارم سرکار خانم ماندانا اعظمی درصدد نشر مجدد آثار ارزشمند ایشان هستند.

  • Keivan:

    Admine aziz salam
    chera Matalebi ra ke inja be arzetan resandam dar site garar nadadid…. mamanon misham dadlisho begin ya inke eshtebahi dar net bodeh?
    sepas shad bashin
    Keivan

    • عباس مصباحیان:

      سلام.گمان نمیکنم استاد کیوان آمپور باشی درعین حال از جناب عزیزی به نام کیوان درخواست میکنم اگرپرسشی یارهنمودی است ازطریق تماس یاپیامک درخدمتم .اینکه ازادمین محترم گلهمند شدی
      آنجناب درچهاچوب مقررات شبکه مجازی عمل میکند

  • کاظمی:

    باعرض ادب واحترام دررابطه با محمدصادق سنگسری اگرکسی اطلاعاتی دارد ممنون میشوم

    • عباس مصباحیان:

      سلام برکاظمی عزیز.دربرهه دایرشدن احصائیه،وبعدازآن خانوارهای ساکن سنگسرودرگزین (درجزین ) ونیزسنگسریهای مقیم در شهرهایی چون گنبد،گرگان،بنادر ترکمن وگز ،ساری،بابل،مخصوصافیروزکوه،تهران،ورامین،گرمسار،سرخه،سمنان،مشهد،تربت حیدریه و…بسیاری از انان فامیلی سنگسری برگزیدند.مهمتر اینکه زنده یاد آیت الله زیارتی شناسنامه خویش و فرزندان بزرگوارش را با لقب حسینی سنگسری صادره از قم اخذ فرمودند.با گذشت زمان بعضی از نسلهای بعدی به تغییر فامیلی خود مبادرت نمودند.
      و این عمل بعد از پیروزی انقلاب اسلامی و تغییر نام سنگسر بیشتر گردید.
      برای مثال یکی از مفاخر شهرمان حجه الا سلام جناب دکتر سید حمید روحانی از ان شخصیتی هستند که نام و فامیلی اولیه خود را که به نام محمد صادق حسینی سنگسری بود،خط بطلان کشیدند.
      در اینجا به چند تغییر فامیلی سنگسر مثل بهمن،بهمنی،اسکندری،روحانی،فدوی،فدایی اسلام،کیا،مهرآورو…اشاره میگردد.
      جناب کاظمی،۷ محمد صادق نامی هم در ساری بوده اند،اما با این همه فامیلی سنگسری و پراکنده در کشور یافتن محمد صادق سنگسری سخت است.ولی به تحیق خود ادامه میدهم.

      .

  • عباس معالی:

    سلام علیکم ورحمهالله .
    برادر بسیار عزیزم حاج آقای مصباحی :
    دیشب که متن بالا را مینوشتم ظلم وبیرحمیهای همه جانبه که به آثار باستانی مهدیشر یاسنگسر رواداشته بودند جلو چشمم آمده بود که اصلأدرنوشتن متن شما تمرکز کافی نداشتم . امروز در باز خوانی متوجه شدم شما چقدر کریمانه برخورد فرمودید زیرا انشاءمن اصلاً مطابق میل ورسم بنده و درخور شأن حضرتعالی نبود .یک متن برای مخاطبین مذکور نوشتم که شامل مواردی چند وگلایه ای شدیدمیشد .از جنابعالی خواستارم لطف فرموده
    عذربرادر خاطی خود را بپذیرید.

  • عباس معالی:

    سلام براستاد مصباحیان عزیز:آقای معروفی سنگسری ساکن قزوین بسیار زود میتواند به نتیجۀ مطلوب دستیابی داشته باشدچون از فرمایشات ایشان این استنباط را دارم که با اولین نفراز اقایان معروفی مثلاًآقاسید سعید معروفی در تهران ویایکنفر از آنها که نام فامیلشان معروفی است تماس برقرار کند ودرکوتاهترین زمان به نتیجه برسد .این کار را بااستفاده از شماره تلفنهای مرکز اطلاعات مخابرات میشودانجام داد.اززمان رضاشاه تا کنون عمر یک یا دو نسل بیشتر نگذشته است یافتن فامیلها کار سختی برای اقای معروفی درپیش نیست .

  • عباس معالی:

    یاهو
    باسلام به مرد نستوه وعاشق . اخوی ، مواردی را برای اصلاح وترتیب اثر دادن خدمتتان عرضه میدارم زحمت بازنگری به گردن جنابتان است عذر میخواهم از تصدیع :
    ۱-نام ختّه کوتاه شدۀ خرته است این نام ظاهراًچندش اور است وانسان دلش نمیخواهد به کسی نسبت دهد اما این امر داستانی دارد که با دانستن آن خواهیم دید که موضوع ومسماّی خرته هرگز آن نیست که در ذهن ما میآ ید . قدیمیها ما میگفتند دریک شب از شبهای قدیم دو عروس درسنگسر برگزار شد ه بود واز هنگام اذان دامادهارا ( هرکدام ازمسیر خود) به خانه میبردند که یکی از دامادها که بسیار شوخ طبع بود یک تکه پارچۀ دور ریز را که نیم متری میشد از زمین جلو خود برداشت و به دکمۀ کتش اویخت تا دوستانش را بخنداند . فردا که مردم از چگونگی عروسی از هم میپرسیدند از داماد خاره وخرته ( خرته بسته) سخن میگفتند واین نام ماندگار شد ولی شنوندۀ همیشه به اشتباه خیال میکند که این تبار که خرته نام گرفتند خدای ناکرده بد یاخرته بمعنی بد هستند . درزبان سنگسری به هر چیزدور انداخته ودور انداختنی خرته میگویند وشاداماد چون خرته به خود آویخته بود هم خودش وهم نسلش به این نام معروف شدند .آخر در زمان قدیم لقبها را عوام وبه مناسبتهای این چنینی میدادند.
    ۲- شناسنامه درقدیم سِجِلّ گفته میشد که یک واژۀ عربیست عوام سنگسر تشدید لام را حذف وحرف دال به آخر سجل اضافه کرده آنرا سجلد گفتند. کلمۀ( سه جلد) به این دلیل ناصحیح است که دوجلد ویک صفحه دارد نه سه جلد .
    ۲- لطف فرموده در کنار اسم (گلشا) خانم یعنی زن عموی بابا ی ما نام اصلی ( زهرا ) را بیفزائید.
    ۳- لقب طریقتی حامد علی فقط به (شیخ علی محمد ) تعلّق گرفت و مرحوم ملاصفرعلی معان نام طریقتی خود را متناسب با نا فامیلیشان از صفا علیشاه یا شیخ علیمحمد دریافت نموده است . وآقا زادگان ایشان لقب حامدیرا انتخاب فرمودند.
    ۴- ذهنیت واطلاع بنده ازنام( ایمون زینعلی- ایموم زینعلی ) لفظ ایموم زاده عینعلی میباشد .شما در نوشتن نام صحیحش دقت کافی مبذول فرمائید.
    ۵- پسوند (یان) ربط به جمعیت طائفه ها دارد ولی به تن صدا یشان مربوط نیست .
    ۶- به طا ئفۀ ما معالی وابوالمعالی هاهم ملا طائفه گفته شده وهم پدربزرگمان مرحومملا علیگل از طائفۀ زرگر ( زرگر طائفۀ) هستند. ذکر هر دو ضروری بنظر میرسد . به اینعلت مارا ملا طائفه گفتند کههفت پشت ما که اسم شریفشان مسطور ومعلوم است از روحانیت قدیم وملاها بوده اند .
    ۷- چند نامسنگسری از مردان وزنان را که به ذهنم آمد مینویسم ملاحظه فرمائید :
    نام مردان :: خدابخش-خداداد- الله مراد-علی مراد- الله هُو- صف شکن – شرف دین (شرف الدّین ) – صفاعلی – شفا علی –
    منسُف (محمد یوسف ) – عَلِه قاضی (علی قاضی) – پهلوون (پهلوان) .
    نام زنان :: مَهر گین ( مهرگیم – دراثر تبد یل حرف نون آخر به میم ) – خنساءو فاطیما که هر دو عبری ومیراث ودلیل وجود پیامبران بنی اسرائیل در سنگسراست . نبا ت – فانساء وفاطی نساء ( مبدّل فاطمه نساء ) — حبّا (حوّا) – زرشون
    ( زریشون ) – ملکی — فان زراء( فاطمه زهراء) – خورشید – شبو ( شب بو) صنم — صنم بر — گلشا ( گلشاه) – گلنساء-
    گل ابرو – گلچمند ( گل چمن) – گلو – حوری – خیرون ( خیران ) – شرف – کوکی -( نام سمنانی ساکن درسنگسر)
    کُوکی ذَ ر ( کبک دری) – مَرِم –( مریم ) — فا مّا ( فاطیما ) خیرل نساء (خیرالنساء) . با عذر خواهی فراوان از تصد یع اوقات شریف. معالی .

    • عباس مصباحیان:

      با سلام و احترام به استاد و اخوی شریف؛ نخست از عنایاتتان سپاسگزارم.به عرض می رساند :
      نوشتار مذکور در مقاله ای بوده که دبیر همایش مهندسی نامگزینی ثبت احوال در مطبوعات فراخوان داده بودند.خوشبختانه از بین ۲۵مقاله فقط حقیر بعنوان ارائه مقاله و سخنرانی در همایش برگزیده شدم.بعد از همایش درصدد تکمیل آن در ابعاد مختلف بوده و هستم.اگر خداوند توفیق دهد نسبت به انتشار کتابی اقدام خواهم نمود.اما در پاسخ به مواردی که فرمودید:
      ۱- از داستان خرته مطلع بودم لیکن درج ان به مقاله مذکور مرتبط نمی شد.
      ۲- واقفم که سه جلد نادرست است اما هنوز هم سنگسریها بیان می نمایند.
      ۳- درج گلشا برابر مندرج در تصویر شناسنامه مرحوم شیخ علیمحمد صفایی است و فرمایش شما به نام زهرا در وهله بعدی رعایت خواهد شد.
      ۴- فرمایشات در مورد لقب طریقتی ملاصفرعلی متیین است.تحقیق و نوشته بنده از فرزند مرحومش، حاج احمد حامدی بوده است.
      ۵- بنا به توضیحات مرقوم شده امامزاده عینعلی منطقی تر است.
      ۶- اقای فرزامی، استاد ادبیات دانشگاه سمنان در گفتگویی با بنده معتقد بودند اگر بحث جمع باشد باید “ها” را اضافه می کردند.مثلا مصباحها، ساربانها، رضاییها. در نتیجه بنده و ایشان عقیده همسانی داشتیم.لذا تفسیر ایشان را نقل قول کردم.
      ۷- انچه از طایفه ملا-زرگر-معالی و ابوالمعالی بیان فرمودید مدنظر قرار خواهد گرفت.
      ۸- بسیاری از اسامی و القاب سنگسریها به رسم محدود بودن صفحات مقاله نانوشته مانده.لیکن در صدد جمع آوری همه نام و القاب توام با نسب (غرابت) بوده و هستم.لذا از اسامی جالب یاد شده که دارای اهمیت است قدردانم.البته برخی از اسامی یاد شده را قبلا جمع اوری نموده بودم.
      ۹- خوشحالم که نقدی بر مقاله داشته اید و امیدوارم در این مورد یاریگرم باشید

      • با سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار مصباحیان
        مقاله زیبا و بی نظیر شما را در سایت حسینیه اعظم مهدیشهریهای مقیم تهران درج کردم البته با اجازه شما سرور ارجمندم .

        • عباس مصباحیان:

          ارادتمندم جناب شهپریان
          چندین مقاله حقیر در آرشیو سنگسرنیوز می باشد که میتوانید ملاحظه فرمایید.این مقاله را که در صفحه اصلی سایت موردتوجه قرار دادید از پربیننده ترین و محبوبترین مطالب در سنگسرنیوز می باشد که قریب ۱۶۳۰۰ نفر بازدیدکننده دارد و از رهنمود تعدادی از آن عزیزان بهره مند شده ام.
          در ضمن این مقاله در سایت اداره ثبت احوال شهرستان مهدیشهر هم وجود داشته که حدود ۶۴۰۰ نفر بازدید داشته و بعضا نظرات مفیدی را ارایه نموده بودند؛متاسفانه در سال گذشته بدلیل ویروس از این سایت خارج شد و نظرات داده شده هم محو گردید.
          حال که این مقاله توسط شما جوان برومند و فعال در سایت حسینیه اعظم مهدیشهری های مقیم تهران قرار گرفته، امیدوارم عزیزان بازدیدکنتده در صورت امکان با درج نام و نام خانوادگی کنونی خود و نام و القاب طایفه ای که داشته اند و قبلا در سنگسرنیوز وارد نشده است، اعلام نظر فرمایند تا در کتابی که قرار است به امید حق تعال منتشر شود درج گردد.

  • بهار:

    باعرض سلام.نام خانوادگی من معروفی است.در استان قزوین اقوامی با نام خانوادگی معروفی سالهاست که زندگی میکنند.پدر بنده که اهل مطالعه وتحقیق است اظهار میداردکه از پدر بزرگان و گذشتگان خود شنیده که در زمان رضاشاه ویا حتی قبل از آن چهار یا پنج برادردر ناحیه سنگسر سمنان وجود داشتند که به علت مخالفت با حکومت و گردنکشی توسط حکومتیان آن زمان از یکدیگر جدا و به مناطق مختلف فرستاده شده اند.پدرم چندین سال پیش تلاشی در جهت شناسایی اجداد خوددر منطقه سمنان نمود ولی متاسفانه نتیجه ای نداشت.حال بنده علاقمند هستم در مورد خاندان معروفی در آن منطقه بدانم وربط احتمالی با اقوام خود راپیدا کنم.از راهنمایی شما ممنون میشوم.

    • عباس مصباحیان:

      همشهری بسیار ارجمند و بزرگوار جناب بهار (جناب معروفی)
      مایه مسرت حقیر می باشد که با وجود اقامت دیرینه در استان قزوین جویای اصل و نسب خود در سنگسر هستید.از این بابت جنابعالی به اتفاق ابوی معظم تا سمنان هم تشریف اوردید که نتیجه بخش نبوده.
      ایکاش در سنگسر به دیدارتان نایل می شدیم.
      در قبل از صدور شناسنامه از جمع هر تبار سنگسری لقب محلی وجود داشته.معروفی های سنگسر چهار تبار و چهار لقب سنگسری داشتند که هنوز هستند و بعضی از آنها در دیار دیگر مانند استانهای گلستان، قم، تهران و همانطور که شما فرمودید در استان قزوین و … زندگی می کنند.
      عباس معروفی نویسنده نامدار سمفونی مردگان و … در آلمان و برادرش در کاستاریکا مقیم شدند.لیکن همه آنها همیشه به یاد سنگسر می باشند.
      با این تفاصیل اگر نامی از اجدادتان یا القاب محلی تبار یا طایفه تان را بفرمایید کار ما آسان می شود.هرچند در مورد نشانی چهار برادری که هر کدام به سمت و سویی مهاجرت کردند تحقیق خواهم کرد.

  • مداقا معصومیان:

    جناب عباس مصباحیان سنگسری
    پسرکه ندارد نشان ازپدر تو بیگانه خوانش مخوانش پسر
    علم و دانش را از استاد بزرگوار من به ارث برده ای برایت تن سالم دل خوش ارزو میکنم
    مطلب قدیمی بیاد دارم که در مقاله شما مشاهده نشد
    زمان کشف حجاب دولت برای جماوری سرگیرا جارچی بالای قلعه میفرستاد واعلام میکردند
    منصالح بشو قلی سر وونگ هاده یون سر نوسر جمع ببین جا تپه سر سرگیرا بشو چته سر ساخته مکنه لتی سر
    انشالله مطلب فوق مورد توجه شما قرار گیرد
    باتشکر معصومیان

    • عباس مصباحیان:

      با سپاس فراوان از یاداوری ان جناب بعنوان دانش آموز مرحوم پدرم،حاج ضیاعلی مصباحیان و اظهار لطف به حقیر، از اشعار عامیانه سنگسری با موضوع کشف حجاب ، اگر توفیقی باشد در مطالب مرتبط استفاده خواهم کرد. در ثانی همانطور که نزد سنگسریها به مدآقا نامیده می شوید و به همان صورت هم مکتوب فرمودید، گواهی بر بخشی از بحث این مقاله می باشد که ما سنگسریها با حذف و اضافات یکی دو حرف از نامهای عربی، تلفظ اینگونه نامها را اسان مینمودیم.مثل علی اکبر به علکبر یا محمدعلی به مندلی و …

  • سید محمدرضا پورهاشمی:

    باسلام
    احتراما، بدون شک سنگسر دارای فرهنگ و زبانی غنی و کهن می باشد، لیکن لازم است نسبت به زنده نگه داشتن آداب ورسوم اجدادمان و شناساندن آن به نسل های بعدی کوشا باشیم.
    در خاتمه قدردانی و سپاس خودرااز جناب مصباحیان ابراز می نمایم.

    • عباس مصباحیان:

      جناب سید محمد پورهاشمی از التفات شما ممنونم.امیدوارم در گامهای بعدی مطالب ارزنده تر نسب شناسی از جمله منظورتان را ارائه دهم.

  • محمد علی:

    با سلام و عرض ادب

    با تشکر از اطلاعات مفید ارایه شده ، لازم است به عرض برسانم نام خانوادگی ایزدی و زیارتی هم از قدیمی های زیارت میباشد . با احترام و تشکر از شما

    • عباس مصباحیان:

      باسلام به محمدعلی عزیزحتمادزنگارش آتی نام میبرم ودرابنجایادآورمیشم که دونامدارزیارت مرحومان زیارتی ، ایزدی وهمچنین مرحوم سبزعلیان ازمحله مرکزی بازگان معروف کشوردرامرصادرات وواردات درحوزه روسیه وایران پودند

  • سنگسری:

    با سلام و تشکر از زحمتی که برای نگارش این مقاله متقبل شدید
    در خصوص فامیلی رشیدی – عمرانی – صباغیان نیز در صورت امکان توضیح دهید

  • حسین خادمیان:

    درود به شما جناب آقای مصباحیان

    پیش از هر چیز، بجاست تا از تلاش و کوشش جنابعالی در زنده نگاهداشتن بخشی از تاریخ و فرهنگ ایرانی-سنگسری سپاسگزاری کنم.

    گردآوری و بررسی علمی نامهای سنگسری کاریست بس ارزشمند و در خور ستایش. بخش بزرگی از مطالب ارائه شده، بی نقص و بر پایه اصول اولیه پژوهشی بودند.

    با این حال، این اثر گرانبها نیاز به برخی تغییرات و در نگاهی کلی، نیاز به عنوان کردن پرسش های اصلی و به دنبال آن روش پژوهشی بکار گرفته شده، چگونگی جمع آوری منابع علمی – میدانی و در نهایت نتیجه گیری و ارائه چشم انداز بلند مدت دارد.

    از اینرو پرسشهایی که برای اینجانب هنوز بی پاسخ مانده اند، به شرح زیر می باشند:
    ۱- لیست نام طایفه های سنگسری با ذکر فراوانی هر یک از آنها، به همراه پراکندگی جغرافیایی هر یک از افراد طایفه مورد نظر.
    ۲- لیست نام های خانوادگی جدید (منظور نام های خانوادگی گرفته شده، پس از صدور نخستین سجل در سنگسر) به همراه ارتباط هر یک از آنها با طایفه های پیشین سنگسری.
    ۳- با توجه به پراکندگی و مهاجرت برخی از افراد ایل سنگسر به نقاط مختلف ایران و سایر کشورهای دنیا، ارائه راهکاری برای جمع آوری اطلاعات و آمار نسبی از جمعیت مردم سنگسر.
    ۴- ارائه روش تجزیه و تحلیل پیرامون چگونگی پیدایش و تغییر نامهای سنگسری پیشین به نامهای امروزی (در این مورد اگرچنانچه منبع علمی مورد اطمینان و منطقی ای وجود دارد، ارائه شود تا نام آثار علمی سایر پژوهشگران عنوان شده و با بررسی مجدد هر یک از آثار، سلامت و درستی مطلب ارائه شده توسط سایر همشهریان علاقمند بازنگری شود. و اگرچنانچه منبع علمی مکتوبی موجود نیست، نظرات و تحلیلهای شخصی نویسنده در قالب فرضیه و پیشنهاد ارائه شود تا درستی و یا نادرستی فرضیه مورد نظر، در آینده مورد بررسی و مطالعه بیشتر قرار گیرد.
    ۵- با توجه به افزایش احتمالی مهاجرین به سنگسر و خروج احتمالی مردم بومی سنگسر از این شهر، راهکاری ارائه شود تا در آینده شناسایی مردم سنگسر از نظر تعداد نسبی جمعیت و فراوانی هر یک از طایفه ها و نام های خانوادگی میسر گردد. این امر نه تنها به جمعیت شناسی سنگریها کمک شایانی می کند، بلکه از نظر پزشکی و علم ژنتیک به شناسایی بیماریهای نادر ژنتیکی مردم سنگسر و به دنبال آن درمان و سلامت مردم منجر خواهد شد.

    شایان ذکر است که چنین پروژه گسترده و زمانبری، نیاز به یک کار گروهی و هزینه هنگفت دارد. از اینرو بجاست تا با تدابیری، هزینه پروژه از طریق نهادهای دولتی و یا احیانا کمک های مردمی تامین شود تا پژوهش گرانقدر شما هرچه بیشتر پربارتر و مفیدتر واقع گردد.

    پیشاپیش از نوع نگارش اینجانب و بکار گیری واژه های بیگانه و غیر ایرانی پوزش می طلبم.

    با سپاس
    حسین خادمیان

    • عباس مصباحیان سنگسری:

      جناب دکتر خادمیان متخصص محترم زنتیک
      ضمن تشکر از توجه جنابعالی به مقاله حقیر به عرض می رساند متاسفانه توسط عزیزان همشهری یا غیر همشهری منابعی در این خصوص نمی توان یافت لذا اگر توفیقی باشدباید به کار میدانی ادامه دهم و از نظرات رجوع کنندگان مقاله فوق حتی الامکان استفاده نمایم اما همانطور که فرمودیدپروزه هزینه بری هم خواهد شد

  • حسن:

    تحقیق و نوشته جالب توجه ای است که حدود ۱۱۰۰۰ نفر بازدیدکننده است.از جناب مصباحیان سنگسری بسیار بسیار سپاسگذارم با توجه اینکه موضوع و تحقیق نو و جدیدی را اغاز کردن.

  • حسن:

    تحقیق و نوشته جالب توجه ای است که حدود ۱۱۰۰۰ نفر بازدیدکننده است.

  • حسين اسكندريان:

    با تشکر از مطالب خوب وارزنده شما . در باره طایفه نبیلی اگر مطلبی دارید در سایت قرار دهید.ممنون

  • سید:

    جناب اقای مصباحیان،خوب بود ولی خیلی نقص دارد،چون ازخیلی ازفامیلیها مطلبی ذکر نکردید!

  • امیرحسین:

    تشکر از اقای مصباحیان،خوب بود ولی نقص هایی داشت،از فامیلی صباغیان هم مطلبی ذکر نکردید!

  • یک سنگسری:

    سلام و با تشکر از چنین مطلب جالبی.
    در مورد ملا تبارها : حاج آقا محمد ابوالمعالی و معالی ها اشاره نشده.
    سربلند باشید

    • عباس مصباحیان سنگسری:

      ضمن پوزش از خاندان محترم ابوالمعالی و معالی امیدوارم در اصلاحیه این مقاله که در اینده به عنوان کتاب چاپ خواهد شد از این بزرگواران نام ببرم ضمن اینکه از حاج آقا محمد ابوالمعالی در مقاله تاریخچه آموزش و پرورش در سنگسر یا سابقه تحصیل در سنگسر بعنوان یکی از مکتبخانه داران قدیمی و سر دفتر اسناد رسمی شماره ۷ سنگسر و دفتر دار ازدواج و طلاق سنگسر نام بردم

  • کریمی راد:

    با سلام
    بنده اهل سبزوار هستم و اتفاقی وارد سایت شدم
    بعد از مطالعه مطالب سایت متعجب شدم که شهری با جمعیت سنگسر دارای فرهنگی غنی تر از پایتخت و زبانی مختص به خود باشد
    با آرزوی توفیق برای همه سنگسری ها علی الخصوص دوست خوبم فرید رضائیان

    • عباس مصباحیان سنگسری:

      از لطف جناب آقای کریمی راد از سبزوار و توجه ایشان به سنگسر و صرف وقت جهت مطالعه مقاله مهندسی نام گزینی سنگسریها که توسط اینجانب انجام یافته سپاسگزارم

  • بابک:

    با سلام و درود به پسر عمه ی عزیزم که با این کارت ما را سرفراز نمودی با تشکر دایی رضا و بابک

  • hojat:

    درباره قدمت پلنگی کمی مطلب بگذارید

    • عباس مصباحیان:

      به نام خدا
      با عرض ادب و سلام به ملاحظه کنندگان محترم این مقاله که مورد لطف و رهنمودشان قرار گرفته ام. بسیار سپاسگزارم و در پرسش بعضی از عزیزان معروض میدارم:
      ۱-از اینکه از ملا علی اکبر امام جماعت ژر مچد(zhor mechad)(مسجد جامع کنونی)وخاندانش (طایفه مقدسیان)و دیگر طایفه ها را نام نبرده ام معذرت خواهی می نمایم و دلیل آن به منظور پیشگیری از طولانی شدن مطلب بوده است.
      ۲- بحث ستیزه جویی و مظلومیت سنگسریها مطرح شده در حالیکه وارد چنین بحثی نشده بودم.لیکن تاریخ از رشادت پر افتخار سنگسریهابه منظور دفاع از میهن یاد می کند که نمونه آن شرکت دلیران حماسه ساز سنگسری در جنگ بین دولت عثمانی با ایران در زمان سلیمانخان قانونی و شاه طهماسب صفوی می باشد.
      ۳- در اثنای مقاله یادآوری شده که بسیاری از فامیلها برگرفته از اسم پدری یا اجدادی بوده است. طایفه مالکی سنگسر نیز از این امر مستثنا نمی باشند.در عین حال معنای ارزنده لغوی مالک خود جایگاهی دارد.
      ۴-صفت پلنگ و پلنگی دو داستان متفاوت دارد که توضیح کامل آن در این یادداشت نمی گنجد.ولی بطور مختصر باید گفت: در قرن پیش و اوایل این قرن بین سنگسریها و ترکمن ها برای تعلیف گله ها در چراگاههای ترکمن صحرا و دلند که به بخش ۷ نیز مشهور بوده و دیگر چراگاههاجدال فیزیکی وجود داشته است. ترکمنها قدرت بدنی و دلاوری سنگسریها را به پلنگ تشبیه می کردند. یکی از طوایف گله دار سنگسری که به این لقب اهدایی ترکمن ها مشهور شده بودند در هنگام اخذ شناسنامه لقب پلنگی را اختیار کردند.
      ودیگراینکه چه بسا اتفاق افتاده که یک سنگسری مجبور به جنگ تن به تن با پلنگی گردیده و پلنگی را کشته اند. مردم سنگسر به اسم کشنده پلنگ پسوندی اضافه می کردندوآن صفت پلنگی یا پلنگ بوده است.برای مثال به مرحوم پدر همسر نگارنده (حاجی ربانیان)حاجی پلنگ می گفتند.

  • دانشجو:

    سلام
    می‌خواستم از خدمت شما بپرسم که فامیلی مالکی از فامیل‌های سنگسری است؟

  • بانیگل:

    با سلام
    ضمن تشکر از شما که این زحمت را کشیدید لازم به ذکر است که بگویم گروهی از خاندان قدیمی و اصیل و عدالت جوی دوست محمدی در ۲۰۰ سال قبل که در برابر بیداد همواره فریاد کشیدند برای نقض این شایعه که سنگسریها ستیزه جویند اسم فامیل بانیگل به معنای بوجود آورنده گل انتخاب کردند .

  • حسن کچل:

    سلام.جناب مصباحیان اقوام سنگسری ستیزه جو نبوده اند.چرا که اگر چنین بود چنین فرهنگ و هنر فوق العاده را یدک نمیکشیدند.اینا همه فرض است و نظر شخصی که ستیزه جو بوده اند.بجای نوشتن نام طایفه ها بهتر نیست این دروغ بزرگ را با تحقیقات از پیشانی ایل بزرگ سنگسر پاک کنید…………………..

  • رضا:

    درود خدا برشما باد که اطلاعات تاریخی در اختیار همشهریان عزیز قرار داده اید این نکته که برخی خانواده ها نیز به احترام خانواده همسر فامیلی همسر خود را برگزیده اند و برخی نیز از روی عدم اگاهی که در اینده ارتباط فامیلی ملاک خویشاوندی است و فامیلی غیر مرتبط گرفته اند

  • جناب آقای مصباحیان
    با سلام

    از این که با دست خالی و بدون در اختیار داشتن منابع یا پژوهش ها و تحقیقاتی که دیگران ممکن است انجام داده باشند(و البته در مورد سنگسر چنین کاری صورت نگرفته و یا بسیار ناچیز است) چنین مقاله ی خوبی نوشته اید،شایسته قدردانی بسیار است. یقیناًاین کار با علم و اطلاع و با شناختی که حضرتعالی از سنگسر و سنگسری ها داشته اید میسر گشته است. ای کاش می شد حضرت عالی یا دیگر بزرگواران که همچون شما همه سنگسری ها را می شناسند،این نوع تحقیقات را تداوم می بخشیدند و قبل از آن که نسل های کهن تر از میان بروند با پرس و جو از آنها – به عنوان مطلعین- داده های تاریخی و انسان شناختی هرچه بیشتری تولید و ثبت و ضبط می شد.

    می خواهم پیشنهاد کنم که می توان با کمک گرفتن از تکنیک ها و فنون پژوهشی نوین که در علوم اجتماعی (جامعه شناسی و انسان شناسی)برای تحقیقاتی از این دست به مرور ابداع و توسط پژوهشگران بکاربسته شده اند،به چنین کار پر اهمیتی دست یازید.به ویژه آشنائی با علم انسان شناسی و دستاوردهائی که برخی از صاحب نظران آن داشته اند برای فهم روش مند و دقیق جامعه و فرهنگ و تاریخ سنگسر بسیار بسیارمؤثر است.

    با احترام- سید حسین نبوی

  • بیدقی فر:

    باسلام وسپاس از مقاله ی بسیار خوب و مفیدجناب آقای مصباحیان لازم به ذکر است با توجه به اینکه بسیاری ازسنگسریها در گذشته ها در سیستم نظامی هم مشغول به کار بوده و در آن زمان رجزخوانی یا شاهنامه خوانی در ارتش ایران معمول بوده است، افرادنظامی اسامی فرزندان خود را از نامهای اسطوره ای شاهنامه مانند فرانک، کتایون، کاوه، فریدون، شیرزاد،آرش و…انتخاب میکردند و لازم به توضیح است که( ساکنین سنگسر اصلا ستیزه جونبودند بلکه تنهازیر بار زور وستم حکام مستبد قرار نمی گرفتند )وبعد از تشکیل ثبت احوال در سال ۱۳۰۴ با افزودن (ی)نسبت به اسامی اسطوره ای ، برای خودشان فامیلی تعیین کردند مانند فریدونی و فریدونیان و… که در استانهای کرمان،تهران ،مازندران،سمنان وسنگسر و… ساکنند.

  • ahmad:

    با تشکر از مقاله جالب و در نوع خود بدیع آقای مصباحیان؛در مورد نام فامیلی لبریشان یا لبریشیان به نظر میرسد حق مطلب را ادا نکرده باشند اول اینکه “لب” ویا “لپ” در زبان سنگسری معنی بزرگ وپهن را میدهد نه بلند و احیانا پر ! و از نظر مفهوم به کسی که بزرگتر ایل یا خیل چه از لحاظ سن یاهر چیز دیگربوده لبریش میگفتند مثلا ” هم خیللی لبریش فلونیه”
    مرحوم عزیز محمد لبریش علی رغم اینکه به بستگان و “خیل رفق” ها پیشنهاد فامیلی بسیار خوبی مثل پارسا را میدهدامابه احترام پدر خود”مرحوم عوضمحمدلبریش “فامیلی لبریشیان را بر میگزیند حتی به گفته همسر شان (مرحومه ماه بانو پارسا که دختر عمو یا دختر خاله ایشان بوده) این انتخاب ایشان مورد اعتراض دوست نزدیکش مرحوم حاج آقا محمد ابوالمعالی واقع میشود که هر چند به زبان سنگسری فامیلی خوبی است اما چرا فامیلی پارسا راانتخاب نکردی و پیش بینی میکنددر آینده فرزندانت این فامیلی را چون در زبان فارسی معنی خاصی نمیدهد عوض خواهند کرد و ایشان میگویند من به احترام پدرم این فامیلی را انتخاب کردم و اگر هم فرزندانم عوض کنند اشکالی ندارد. جالبتر اینکه چندین نفر از همسایگان و دوستان میآمدند از ایشان اجازه بگیرند که این فامیلی را انتخاب کنند و ایشان اجازه نمیدادند!  

  • کسائیان:

    در خصوص فامیلی کسائیان که یکی از برزگترین طایفه های سنگسری می باشند چیزی ننوشته اید جهت اطلاع عرض می شود کسائیان ها دو طایف اند سید و غیر سید و یکی از دلایل انتخاب این فامیلی وجود بزرگانی ملبس به لباس روحانیت همانند مرحوم حاج اقوردی و مرحوم حاج میر قاسم بوده است ( کساء در لغت به معنی عبا می باشد) و این دو بزرگوار چون لباس روحانیت به تن داشته اند نام فامیلی کسائیان را برگزیده اند.

  • مقدسین:

    جاداشت از خاندان بزرگ مقدسین علی الخصوص مرحوم ملا علی اکبر مقدسیان(مقدسین)پیش نماز مسجد صاحب الزمان واقع در بخوسر سنگسر که به سال ۱۲۲۰ در سنگسر متولد و در سال ۱۳۲۰ فوت نمود و فردی عالم و شهره به زهد و پرهیزکاری و ساده زیستی بود یاد می شد.

  • مندلي:

    جالب است بدانید که زمان مراجعه مامورین ثبت سجل به درب منازل، اتفاقات جالبی رخ میداد که یکی دو مورد از ان ذکر میشود:
    مامور از خانم خانه ای میپرسد اسمتان چیه؟ خانم میگه گلنسا. بعد میگه فامیلت چیه خانم جواب میده گلنسا و هر چقدر مامور اصرار بر دانستن فامیلی میکند جواب گلنسا میشنود. بناچار لقب گلرخسار را برایش مینویسد.
    مورد دیگر برای خاندان بزرگ و بسیار موفق”وحدت” میباشد که مامور از مادرش اسمش را میپرسد که جواب میدهد “خانم” مامور میگوید میدانم خانم هستی اسمت چیه؟ دوباره همان جواب باز تکرار. نهایتا معترضانه جواب میدهد توسا خانم فهمیدی اقا؟(توسا بزبان سنگسری یعنی خالی) و مامور هم اسمش را توساخانم مینویسد.

دیدگاهتان را بنویسید

*

این مطالب را هم بخوانید ...