امروز : ۲۵ مهر ۱۳۹۶
تبلیغات   |   درباره ما   |   تماس با ما
تبلیغات
سامانه پیام کوتاه
سامانه پیام کوتاه سنگسر نیوز
پیش بینی آب و هوا
مهدیشهر
مهر ۲۵, ۱۳۹۶, ۴:۲۰ ق.ظ
 

صاف
16°C
رطوبت: 33%
سرعت باد: 1 m/s غرب
اطلاعات بیشتر...
 
آمار سایت
  • 0
  • 1,074
  • 3,395,692
  • 1,104
  • 3,697
  • فروردین ۱۰, ۱۳۹۶

زندگی در ییلاق گل زرد: کهن الگو ها و نمونه های نخستین آثار من

احمد نادعلیان

دکتر احمد نادعلیان

دوست داشتم ماهی های ایرانی من در قلمرو همه فرهنگ ها شنا کنند.  دوست داشتم بوم نقاشی من با بومی که در آن زندگی می کنم یکی شود.

در طول زمان و عرض جغرافیایی که زندگی می کنیم بد نیست به چند سئوال پاسخ دهیم. در کجا ریشه داریم؟ از کجا می دانیم؟ 

من سعی کردم قصه های فراموش شده را دوباره یاد آور شوم. چهارده سال پیش زمانی که پس از اتمام تحصیل در مقطع دکترا از انگلستان به ایران بازگشتم و به همراه خانواده زندگی چادر نشینی در سرزمین اجدادی را آغاز کردم.  نمی دانم چه چیزی مرا فرا می خواند. فقط خوب می دانم پرتاب شدن به آینده آسان است. پذیرای هر دستاوردی هستم اما پیوند با گذشته و ریشه ها ما را به ساحتی رهنمون خواهد ساخت که همدلی و هم زبانی جاری بوده است.

آموزه هایی که راه بر من نشان داد محدود به تجربه های قومی نیست. اما اندیشه و ریشه و نمونه های نخستین در قلمرو هنر جایگاه والایی دارند.  همواره تاکید داشته ام که محیط گرایی در هنر من ریشه در نحوه زندگی اجداد کوچ روی من دارد.

اراده رفتن به طبیعت و زندگی چادر نشینی در سالهای اولی که در پلور زندگی می کردم پنج سال طول کشید می تواند ریشه در سنگسری بودن اجداد من داشته که چادر نشین بودند و در دوران کودکی من نیز چادرنشینی را تجربه کردم.

همیشه در سفر بودن و ییلاق فشلاق پلور به هرمز نیز ریشه در کوچگر بودن اجداد من داشته. نکته ای که جالب است زمانی که با نسل پیشین صحبت می کنم آنها با همه طبیعت منطقه البرز خاطره دارند. کوه ها چشمه ها و رود ها را می شناسند. کویر مرکزی ایران را نیز به خوبی می شناسند.

کهن الگو و نمونه های نخستین ماهی هایی که حالا در رودخانه سن پاریس ، تایمز لندن، راک کراک واشینگتن،   لی جیانگ چین ، ولگای روسیه، راین آلمان، دانوب صربستان و اقیانوس های جهان پنهان شده اند در جویبارهای ییلاق های اجداد کوچ رو من متولد شدند.

در زمان کودکی به همراه دیگر کودکان در رودخانه کنار ییلاق گل زرد ماهی صید می کردیم. روش صید ماهی که ما از اجداد سنگسریمان یاد گرفته بودیم بسیار بدوی و بدون قلاب بود.  ما مسیر رودخانه را منحرف و پس از پائین رفتن آب در گرداب ها ماهی ها را با دست شکار می کردیم.  پس از باز گشت از انگلستان به چشم دیدم که رودخانه ها آلوده بی ماهی هستند. در تمامی این سالها که ماهی هایم را در رودخانه ها رها می کنم قصد دارم ماهی هایی که از طبیعت صید کردم به آن برگردانم و خاطره سرزندگی طبیعت را احیاء کنم.

سنگ هایی که من بر روی آنها نقش می زند در بین سنگسری ها به نام سنگ “سرا” معروف است. این سنگ که فقط در منطقه البرز خصوصا پلور به وفور یافت می شود. در هیچ کجای جهان مشابه آن را ندیدم.  در زندگی کوچ نشینان سنگسری کاربردهای متعددی دارد. دیواره های بعضی از تنور ها و اجاق ها با این سنگ شکل می گیرد.  در شبهای سرد تخته سنگ سرا بر روی اجاق قرار می گرفت و بواسطه آن پاهای ما گرم می شد. این تخته سنگ زمانی که با آتش گرم می شد گرمای آن التیام بخش دردها بود.  بستری بود که مشک های پر از ماست بر روی آن قرار می گرفت. سنگ محموری دوک نخ ریسی بود. چاقو ها و قیچی ها با آن تیز می شد …

اول بار پدربزرگم که در زمینه موسیقی خصوصا نی و بافته های نقش دار استاد صاحب نامی بود با سائیدن سنگ های کوچک رودخانه مجاور ییلاق گل زرد برای نوه هایش گردن آویز و گوشواره درست کرد و بواسطه این عمل پدربزرگ، بعد ها این راه حل به ذهن من آمد که کنده نگاری بر روی سنگ ها ممکن است.

پدر بزرگ من یک انسان خلاق بود. زمانی که زمستان به کویر می رفت با داغ کردن میله آهنی هسته درختچه های کویری را سوراخ و با آنها تسبیح و گردن بند درست می کرد. در جشنواره نیشابور با الهام از این عمل او بر روی نی ها به شیوه سوزاندن نقش ایجاد کردم

در زمان کودکی در حاشیه رودخانه بازی می کردیم. با استفاده از سنگ ها برای خودمان حریمی درست می کردیم و با از استفاده از سرگیرا (چادر) مادرمان چادر می زدیم و پلو درست می کردیم. این بازی در حاشیه رودخانه در بین بچه های سنگسری “تام تامو” نام دارد.

با استفاده از ماسه ها سازه های کوچکی در حاشیه رودخانه ها می ساختیم. این بازی در میان سنگسری ها “توستوسو نام”  دارد. در هنر محیطی ما خاطرات محیطی کودکی تاریخی و قومی را به یاد می آوریم و احیاء می نمائیم.  آشنایی با خواص ماسه و نقش پذیری آن که حالا نتیجه آن چاپ مهر ها در ساحل دریا ها نتیجه آن بوده است را مدیون بازی کودکانه در حاشیه رودخانه های ییلاق  می دانم.

زمانی که ما کودک بودیم مادربزرگ من زمانی که تنور می ساخت گل تنور به ما می داد که با آن مجسمه درست کنیم. برای به یاد آوردن این خاطره کودکی از نمونه های پیش از تاریخ و پیکره های گلی میناب الهام گرفتم و تخریب دماوند کوچک را بهانه کردم و مجموعه ای از پیکره های گلی را ساختم.

در چهار سال گذشته همواره با استفاده از خاک های رنگی کار هنری انجام می دهم.  اندیشه استفاده از خاک رنگی برای کارهای محیطی نیز ریشه در خاطرات کودکی من در ییلاق گل زرد دارد. اگرچه دیدن هنر اقوام دیگر و مطالعه تاریخ هنر سهم خود را دارد. اما در هنر محیطی ما معمولا خاطره های نحستین خود را احیاء می نمائیم

تپه “سورا” به معنی سرخ رنگ که در نزدیکی ییلاق گل زرد وجود دارد دارای رگه خاک سرخ و سفید است.  زمانی که من یک کودک بودم به یاد می آورم که مادرم با استفاده از خاک آن دیواره های معماری گونه داخل سیاه چادری که ما در آن زندگی می کردیم را تزئین می کرد.  در دیواره ها نقش پرنده و مار و دیگر نقوش تجریدی وجود داشت که تدریجا فراموش شده اند. امروزه فقط در بعضی از داخل خانه های سنگسر چنین تزئینی دیده می شود.  ییلاق گل زرد برای من مکانی اساطیری بوده و هست.  تمام دوران کودکیم تا سن ۱۵ سالگی در طبیعت این منطقه زندگی می کردم

در روبروی ییلاق صخرهای وجود دارند که با قامتی بلند ایستاده اند.  کمی بالا تر یک غار سنگی کوچک دیده می شود که روی آن باز است.  تمامی سنگ ها و صخره های طبیعت اطراف این ییلاق را خوب می شناسم. در زمان کودکی با استفاده از سنگ ها و برگ های پهن استال (استخر) درست می کردیم و در آن شنا می کردیم

در بالای ییلاق دره ای  به نام خرس دره وجود دارد. در خرس دره غارهای متعددی وجود دارد. فکر می کنم سال  ۱۳۵۵ بود که پسر خاله ی پدرم  که در آن زمان کوهنوردی می کرد پیشنهاد داده بود یکی از غارها که به نظر می رسید عمیق باشد جستجو شود. اقوام ما اولین افرادی بودند که زیبائی های درون این غار را به چشم دیدند. در داخل غار جویبار و حوضچه های وجود دارد

در آن سالها یکی از عمو های من که به عکاسی علاقه داشت از من و خودش عکاسی کرده است

 بعضی از عکس ها خیلی جذاب هستند. در اینجا من در بالا ترین ردیف (طبقه سوم) سمت چپ دیده می شوم

عکاسی عمو فریدون برای من انگیزه ای ایجاد کرد که از سن پانزده سالگی با دوربین عکاسی پدرم عکاسی کردم.

جدی ترین دوران عکاسی من از سال ۱۳۶۲ آغاز شد.

  همیشه دوست داشتم به دوران کودکیم برگردم

 

گاهی در دوران دانشجویی در دل طبیعت سرپناه می ساختم و در آن نقاشی می کردم

 یکی از عکسهایم در طول سفر سال ۱۳۶۴ (دوران دانشجویی من در دانشکده هنرهای زیبا) در یک چادر سنگسری

 در آن زمان طاهره خانم از من پذیرائی کرد

 

 داخل چادر حسنی خانم

 

گلیم ها و دست بافته سنگسری

  

عکس این پسر را در سال ۱۳۸۸ از داخل یک چادر سنگسری گرفتم در ییلاق گل زرد گرفتم. در دوران کودکیم در نردیکی همین چادر زندگی میکردم. دیدن این فضا خاطرات دوران کودکیم را زنده کرد. 

 

یک پاسخ به “زندگی در ییلاق گل زرد: کهن الگو ها و نمونه های نخستین آثار من”

دیدگاهتان را بنویسید

*

این مطالب را هم بخوانید ...