امروز : ۲۴ آذر ۱۳۹۶
تبلیغات   |   درباره ما   |   تماس با ما
تبلیغات

    Sorry. No data so far.

سامانه پیام کوتاه
سامانه پیام کوتاه سنگسر نیوز
پیش بینی آب و هوا
مهدیشهر
آذر ۲۴, ۱۳۹۶, ۱:۲۲ ب.ظ
 

آفتابی
9°C
رطوبت: 40%
سرعت باد: 0 m/s شرق
اطلاعات بیشتر...
 
آمار سایت
  • 407
  • 1,052
  • 3,478,821
  • 1,104
  • 3,697
  • فروردین ۱۰, ۱۳۹۶

سنگسر تاریخی که اسمش توی شناسنامه من است، کجای جغرافیای ایران کنونی است؟


دکتر احمد نادعلیان، هنرمند سنگسری که به واسطه هنر محیطی خود شهرت بین المللی دارد بعد از مراسم تجلیل از وی در مصاحبه با اسماعیل حاج علیان در هتل سنگسر  به بیان دغدغه و دیدگاه هایش درباره نام تاریخی سنگسر  می پردازد. متن کامل مصاحبه را می توانید در ادامه مطلب ملاحظه فرمایید.

آقای دکتر نادعلیان شما در صحبت های مراسم گرامیداشت خود تقاضایی از مسئولین و مردم داشتید مبنی بر اینکه شما هرجایی مصاحبه کرده اید،کتابی نوشته اید و به قول خودتان توی شناسنامه تان نوشته شده; سنگسر و می خواستید بنشینید مباحثه کنید و دلایل خودتان را بگوید. من در این مصاحبه تلاش می کنم نماینده ای از آن دست مردم باشند که قبل از انقلاب اسلامی به شهربانی سنگسر رفتند و درخواست تغییر نام این شهر را دادند و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نام این شهر مهدیشهر شده است. بنده تمام تلاشم را می کنم تا بی غرض و بدون جانبداری از هر کدام از اندیشه ها،سوالاتم را مطرح کنم. شما می گوید; چرا سنگسر نه و مهدیشهر آری؟

من می گویم شاید یکی از دلایل آن این باشد که در قبل از پیروزی انقلاب اسلامی فعالیت های فرقه ظاله بهائیت چهره شهر را تخریب کرده بوده است و برای اینکه این ظن در مردم تشدید نشود، اسم شهر تغییر یافته است. این یکی از دلایل تغییر نام است. نظر شما چیست ؟

این ذهنیت را من قبول ندارم و نسبی است و تا حدودی توهین است به خود سنگسری ها،اگر بگوئیم نام سنگسر معادل و یا قرینه بهائیت است. اگر بخواهیم این را بپذیریم، باید بگویم که کل ایران هم در دوره پهلوی جشن دوهزار و پانصد ساله داشته اند و خیلی چیزهای دیگر… شما می توانید کل نام ایران را عوض کنید، بگویید که ارجاع به آن موضوع نباشد؟ یک واقعیت تاریخی است که یک اقلیت بهایی در سنگسر بوده اند. چند نفر بوده اند، به تناسب می توانیم بگوییم ۵ درصد یا ۱۰ درصد. بیشتر که نبوده اند؟

نه

به طور کلی شما بگویید توی شهرهای دیگر کدام شهر بهائیی نداشته است؟ تهران نداشته، یزد نداشته، شیراز نداشته،اصفهان نداشته؟ بحث من این است که یک عده آدم مقابل من هستند، دوست داشته باشید این بحث را به انگلیسی یا فرانسه می توانم بگویم. بحث من این است که چرا سنگسر شده است مهدیشهر؟ تا آنجایی که من فهمیده ام،سنگسری بودن،ظن بهائیت را ایجاد می کرده است و ما خواسته ایم اعلام برائت کنیم.
این یکی از دلایل است.
حرف من این است که کجای ایران بهائیت نداشته است؟ در بازه بزرگتر، کل ایران، کتاب هایی که راجع به سلطنت ایران بوده یا تاریخ شیعه و روحانیت را نگاه کنیم، می بینیم یک جاهایی روحانیت خطاهای انحرافی و سیاسی داشته است. مگر خود بهائیت از کجا آمده است؟ ما که نمی توانیم به این دلیل کل صورت مسئله روحانیت را پاک کنیم. چون یک اقلیتی یک کاره ای بوده اند. یعنی کل ذات مسئله به عقیده من، قابل مناقشه نیست. در نتیجه من می گویم، تهران هم بهائی داشته است. خود خانم من که تهرانی است و نام فامیلیش دهقان منشادی است، وقتی می خواستیم برویم خارج، من نادعلیان متولد سنگسر مشکلی نداشتم ولی به خاطر اینکه کلی دهقان منشادی بهائی بوده اند، مامورین یک لحظه ظن کردند که استعلام بشود که ایشان جز» ممنوع الخروج ها نباشد. یعنی نسبت به فامیلی ایشان تشکیک زیاد است ولی بنده، خیر. خود ما آمده ایم، خودمان را متهم قرار داده ایم و خودمان، خودمان را محاکمه کرده ایم، پیش پیش یعنی بدون اینکه کسی بفهمد، خودمان را هم خطاکار دانسته ایم.

یعنی با این وضعیت، این ظن مترود است. اگر شما بازهم بگویید بهائیت فعالیتی داشته، من می گویم در یک بازه زمانی اتفاق افتاده است و این یک مطلب انحرافی است. من می گویم از لحاظ زبان شناسی اگر زبان سنگسری را تحلیل کنید، می بینید که بخشی از آن برای دوره پیشا پهلوی است،بخشی پهلوی و اشکانی و ساسانی و بخشی هم اسلامی است و این یکی از سالم ترین فرهنگ های باستانی است. بحث من در مقابل این است که خود آن موضوع، علاقه به فرهنگ مهدویت، نباید چشم ما را نسبت به مسائل ملی که تعارضی هم با دین ندارند،ببندد. یعنی دین مشکلی با لفظ سنگسر دارد؟

یک سوال جدی تری دارم… من از شما سوال می کنم: امام بهتر است یا شاه؟

امام .

چرا ؟
ائمه بهترند، چون معصومند، رابط بین خدا و انسان هستند و

یک دلیل محکم اجتماعی هم داریم، می گویم; هیچ شاهی، اسم خوبی ازش نمانده است. فقط توی تهران، یک خیابان به اسم کریم خان زند داریم که بهش وکیل الرعایا به جز آن داریم؟

گمان نکنم.

اصلا این تغییر نامها در اوایل انقلاب یک جو بود، یک فضا بود. شاهرود شد امام شهر، کرمانشاه شد باختران، خرمشهر شد خونین شهر و همه آنها به استناد اینکه ارتباطشان را با تاریخ و فرهنگشان حفظ کنند، برگشتند و فقط یکجا باقی ماند. منهای آن شهرهایی که مثل رضائیه که شد ارومیه و اسمش ارتباط پیدا می کرد با پهلوی. شاید این بحث اتفاق افتاد که یک جایی می توانیم بگوییم شاه رود و یکجا می توانیم بگوییم شاه میوه و این الزاما ارجاع به آن نیست. اگرچه من فکر می کنم در همین استان این تغییر نام از آن طرف، این بحث را جدی تر ایجاب می کند که این تغییر صورت گرفته است.

بنا به اسناد شهربانی، قبل از پیروزی انقلاب،در دوره پهلوی دوم، تغییر اسم این شهر از سنگسر به مهدیشهر توسط جمعی از اهالی پیشنهاد شده است
از طریق چه کسی؟

جمعی از مردم شهر 
چند نفرند؟

توی گزارش شهربانی آمده است; جمعی از اهالی سنگسر
پس نتیجه می گیریم، جمعی می توانند درخواست بدهند نام تغییر کند. پس این ممکن است. قانونی است. حالا سوال ما این است اگر یک جمع کثیری به مراتب با کمیت بیشتر، اگر الان این درخواست را بدهند آیا مقدور است؟

نخیر مقدور نیست. بخاطر اینکه نامی که بر این شهر نهاده شده است، نام تکی است و هرجایی در کشور درخواست این نام را داده بودند، رد شده است و تنها همین شهر را به این نام داریم. این از لحاظ دوستان وزارت کشور ناممکن است و حذف این عنوان باعث تبعات می شود.

خب پیشنهاد عقلانی ما این بوده است که چیزی را حذف نکنیم و چیزهایی که شاید ناشایست حذف شده، به شکل نسبی تعدیل کنیم و این راه دارد. مثلا یکی از مباحثی که در این سلسله مباحث اخیر از مردم اینجا می شنیدم، دلیلی که می گفتند شهمیرزاد نه به دلایل جمعیتی حائز مسئله قانونی نیست و نه به لحاظ فاصله، می گفتند; که اگر جدا بشود، شهرستان اجزایش را از دست می دهد. به نظر من همین سنگسر با اجزای بزرگتری از آن ده قدیم و این اجزا و محلات که در همه استان ها و تهران به رسمیت شناخته می شود، همه را، اسم های بی مسمائی برایشان انتخاب کرده ایم. می گوییم پایین شهرک، بالا شهرک، در حالیکه یک جا زیارت بوده است و یک جا طالب آباد. ما اگر بخواهیم آن اسم را محفوظ بکنیم، می گوئیم: دستتان درد نکند، پس از انقلاب شما اینجا را توسعه داده اید و ده ما شده است شهر ولی می توانید آن شهر را آن طرف تر بنا کنید و بگویید اینجا با همان حد و حدود تاریخی اش، نام سنگسرش را به رسمیت بشناسید و کل شهر جدید را مهدیشهر بنامید و شهرستان هم به همین نام باشد.

اینجا یک بحث پیش می آید; کدام بخش از شهر را به اسم سنگسر انتخاب کنیم و کدام بخش را مهدیشهر؟
بخش تاریخی، بخشی که من در آن به دنیا آمده ام، اسمش سنگسر بوده است. بخش تاریخی اش.

آن موقع این شبه پیش می آید که افراد بزرگی که توی تاریخ و مثلا در طالب آباد بوده اند، داشتیم. مثل زریرخان یا همان اسماعیل طلائی یا حجت الاسلام والمسلمین زیارتی در زیارت، طبیعی است که مردم آن منطقه ها، به واسطه حضور آن افراد بخواهند نام آنجا هم سنگسر باشد

نه آن منطقه ها نمی توانند سنگسر باشند، می دانید چرا؟ برای اینکه از قدیم بهشان نمی گفتند سنگسر. یعنی درجزین نمی تواند سنگسر باشد، چون از قدیم درجزین بوده است. زیارت نمی تواند سنگسر باشد، یعنی از لحاظ تاریخی نمی تواند سنگسر باشد. آن نام یک هویت دارد. شما وقتی می گویید; سنگسر محلاتش یک عقبه دارند. یعنی طالب آباد یک عقبه دارد یا عار (گل رودبار) یک عقبه برای خودش دارد، اما معقول است که یک شهری که بیشترین حدش، الان بیرون از آن بافت تاریخی اش پیشروی کرده است را یکی بدانید، یا شما بیاید توی سنگسر و بگویید; همین نیم دایره وسطش یک واتیکان بساز و بگو این سنگسر است. به خاطر اینکه آن را به واسطه شناسنامه ای که قرن ها داشته، این طور می شناخته اند.

تاریخ سه هزار و چهارصد ساله اش را می گوئید؟
منهای آن تاریخ که خود یکی از دلایل است. بحثی که ما داریم این است که مثلا من می آیم و جنگ های دوره صفویه را می خوانم، می گویند فلان فرمانده جنگ چالدران، یا توی جنگ عباس میرزا سنگسری بوده، شما چطو ر می خواهید آن تاریخ را ارجاع بدهید به رشادت های این مردم. مگر آنها از این مرز و بوم دفاع نکرده اند؟یعنی ارجاع مکانی که همچین آدم هایی وجود داشته اند، کجاست؟ الان جغرافیای یک سنگسری، که یک زمانی هم ساکن بوده و هم کوچرو بوده است و در داخل گوت (سیاه چادر) معماری داشته است، کجاست؟

شما معماری داخل گوت را ببینید، یک تفاوت عمده با بقیه عشایر ایران و جهان دارد. من اخیرا رفته بودم پیش یک سری از عشایر و مسائلی را که خانمم می گوید که بهداشت عشایر سنگسر از بقیه بهتر است،چرایی اش را فهمیدم یا چرا این همه تحصیل کرده دارد؟ به خاطر این است که سنگسری ها عشایر مطلق نیستند. اینها نیمه کوچ رو هستند. به خاطر اینکه زمستان قشلاق خانوادگی نداشته اند و بخاطر اینکه یک ییلاق مقصد ثابت داشته اند. برخلاف بقیه عشایر که چند ماه توی مسیر کوچ هستند و مجبورند مدرسه شان را هم دنبال خودشان ببرند و توی یک سنی بچه را باید بفرستند ساکن یک جا درس بخواند. ما از قدیم این امکان را داشته ایم که بچه هامان تحصیلات عالیه داشته باشند، اگر وسعش را خانواده ها داشته باشند. شاید از لحاظ فقر نتوانستند بعضی ها ادامه تحصیل بدهند. بعد ما، سنگسری ها، زمانیکه گوتکه مال یا گوتکه می خواستند بگیرند،آن معماری،قالبش بوده و چادر را می بردند می گذاشتند سرجایش. خب این ارجاع تاریخی، مال کی ها هست؟

ما را از یک شهری که زرگر داشته و چلنگر و نجار و همه صناعات را داشته است، باغدارش را داشته و یا در توابعش میوه جات خاص خود را داشته،همه این ارجاعات، یعنی بقیه عشایر بیابا ن گردند، در حالی که ما بیابان گرد نبودیم. یعنی به قول شما تقویم داشتیم، شهری داشتیم. حداقل کوچک، ولی یک قلب بوده است ولی آن قلمرو وسیع که مثلا یک چوپان یا هرکسی که برود توی آن قلمرو می گوید; اینجا مرتع سنگسری هاست و نمی گوید که اینجا مرتع مهدیشهری هاست را داریم. شما برای اینکه صیانت کنید از آن قلمرو و املاک و مالکیت مادی و معنوی آنها، ناگزیرید یک ارجاع مکانی برایشان داشته باشید و تمام اینهایی که می گویم، بحث من این است، شما بگو مردم کلی زحمت کشیده اند، احساسات داشته اند و من می گویم: پدرم که برایش احترام قائلم به اندازه دو تا از اینها(به پاکت دستمال کاغذی اشاره می کند.)

قبض برایت می آورم که به المهدی پول کمک کرده تا بسازندش، ولی من گمان نمی کنم خوشحال باشد که توجه به ارزش های دینی، مساوی است با انکار ارزش های قومی. موضوعی که ما می گوئیم این است. استدلال اول که بگوییم سنگسری بودن، مساوی است با بهائی بودن، مردود است حتی اگر بگویم اکثریت در آن زمان بهائی بوده اند که بسیار بعید به نظر می رسد. جمعی در دوره پهلوی درخواست داده اند، دستشان درد نکند، اینها چرا به نیابت از قرن ها و آدم های دیگر درخواست داده اند؟ و چرا به نیابت از هزاران نفر که پس از آن دوره آمده اند و دوست دارند که شناسنامه تاریخی داشته باشند، درخواست نمی دهند؟ الان شما به من بگو سنگسر تاریخی که اسمش توی شناسنامه من است،کجای جغرافیای ایران است؟
دلیل دیگری که می گویند این است که سنگسر در کتاب های تاریخی دوره ای به راس الکلب، به معنی سر سگ نامیده شده یا سگسر بهش می گفته اند، با این معنی که مردمش سری از جنس سنگ دارند و مردمش یاغی اند و نامهربان و این وجه تسمیه گونه ها، در ذهن مردم ذهنیت نامناسبی از این قوم ارائه می دهد

این نیست. این یک برداشت عامیانه است. خودم کار سنگ انجام می دهم، شاید دقت کرده باشید برخی پیشوند ها یا پسوندهای مناطق ایران تان دارد. لرستان، سیستان، حتی تاجیکستان و افغانستان و… اما در خطه شمال سر دارند، شما می گویید; بابلسر، کیاسر و این سر دو وجه می تواند داشته باشد; یکی به مفهوم «سرا»، یعنی یک نوع منطقه و دیگر اینکه سر به زبان سنگسری و حتی در خود فارسی هم به معنی« بر روی» است. حالا ما الان یک شهری داریم که مثل مکه دور تا دورش از کوه و سنگ است. معنی سنگسر می تواند دو چیز باشد; سرای سنگی یا بر روی سنگ.

سنگسر چه ربطی به راس الکلب دارد؟ حتی آنهایی هم که گفته اند سکسار، هم ادله دیگری برایشان وجود دارد. من زمانی که رفته بودم به کشور مجارستان، مطالعاتی در زمینه آن کشور داشتم و دیدم که « مجار» ها افرادی بوده اند که از سلسله جبال ااطراف دریای خزر و جائی که الان از استپ های مغولستان تا خوارزم است، آمده اند به اروپا. آنها یک نوع اسب پونی مانند کوتاه دارند که ما هم داریم و به ادله مختلف، مجارها می گویند; ما مهاجرینی بودیم، نه با «جرمن» ها ارتباط داریم و نه با « اسلاو» ها و در واقع از همان قوم سکاها هستیم.

این بخش جالب است; توی آن مقاله از دو جای ایران نام برده بود، یکی سقز و دیگری سنگسر. اینها ارجاعات هستند و چطور می توان اینها را از بین برد؟ ببینید ما اشتراکات زبانی با مازندرانی ها و سکاها و کردها و با لر ها و حتی گاهی با هرمزگانی ها زیاد داریم، ولی ناب ترین زبان را ما داریم. یعنی یک مقدار، سه هزار و خورده ای سال، دیر شده است که فکر کنیم سنگسر اسم مناسبی نیست. ما از معدود زبان هائی هستیم که آمریکائی ها آمده اند و با همکاری استاد چراغعلی اعظمی و آن پروفسور، فرهنگ لغاتش را نوشته اند و چاپ کرده اند. چیزی بالغ بر ۱۸ هزار کلمه، با مصدر و ریشه و معنی و کاربرد. با این تفاسیر چطور می توانید بگوئید من مهدیشهرم؟

در واقع من فکر می کنم این یک توهین تاریخی است. یعنی آن افرادی که بودند در فرآیند تغییر نام، خیلی عجولانه و شتابزده نام را عوض کرده اند. علی رغم همه اینها من عقیده شخصی ام اینست که به هر حال، شهر توسعه یافته است و جا برای همه هست. جا برای ارزش های دینی هست. جا برای ارزش های ملی نیز هست. حالا این سنگسر یا سگسر هر طور که تعبیرش می کنید، اجازه بدهید اینطوری بگویم، یکی از دلایلی که من کشورم را دوست دارم یا قومیتم را، اینست که کشور آدم یا قومیتش مثل مادر آدم است. تو هر چی هم ثابت کنی این خانمه سوادش بیشتر است، پولدارتر است یا خوشگل تر است، بیا مادر تو باشد، من حاضر نیستم مادرم را با آن عوض کنم و حتی حاضر نیستم اسمش را چون که قدیمی هست، عوض کنم و مثلا بگویم سهیلا. اصلا به شخصیت او نمی خورد، یا شما یک اسم دینی بهش بدهید، فرقی ندارد. استدلال من این است، اسم دینی نباید ناقض ارزش های فرهنگی یا مسائلی از این دست باشد.

باز هم می گویم، راه حل من این نیست که اسم را تغییر بدهیم. مثالی می زنم; وقتی داریم از زبان فارسی حرف می زنیم، عده ای نسبت به ورود اصطلاحات زبان انگلیسی واکنش نشان می دهند، عده ای هم می گویند; خب عربی هم خارجی است و بعد شروع می کنند به فارسی سازی کلمات و لغات. من می گویم که این فارسی سازی شما یک مقداری دیر است، یعنی شما باید مثلا حافظ را هم، نیمی از دیوانش را سانسور کنید تا بتوانید عربی اش را حذف کنید، پس من می گویم خب سی و خورده ای سال با مهدیشهر زیستید، باشد، جایتان روی سر ما، ولی یک تکه کوچک از این شهر را بگوئید سنگسر است تا من بدانم که توی نقشه یک جائی را دارم که زادگاه من است و می توانم ربطش بدهم به آن قلمرو وسیع و تاریخ و هنر و فرهنگ گذشتگانم… شما می توانی بروی تمام قشلاق ها و ییلاق های سنگسری ها و بگوئی این برای مهدیشهری هاست؟ می پذیرند از شما؟ یا بیایی و بگوئی بیا سر این بره مهدیشهری را ببر؟ گاهی وقت ها نامی را که می آوری، اگر پخته شده و نهادینه شده نباشد، تبعات بدش بیشتر از نکات مثبتش خواهد بود.

در طول این سی وچند سال تقسیمات کشوری در فضاهای فرهنگی، سیاسی و اداری کشور اینجا را با نام مهدیشهر معرفی کرده ایم، حالا برگرداندن این اسم به سنگسر

ما نمی گوئیم برش گردانید! ما می گوئیم دستتان درد نکند، حفظش کنید. اینجا شهرستان مهدیشهر است. شهر مهدیشهر هم برایتان تقسیماتش را تعریف می کنیم. یک شهرک شیک و مدرن و این تکه تاریخی را به اسم سنگسر به رسمیت بشناسید.

محله های شما که به اسم سنگسر می خواهید باشد، چه محله هایی را شامل می شود؟

تاریخی ترین محله ها که بهشان «د» می گفتند. اصیل ترین محلاتش و از این قلعه تا آن قلعه به قلعه بالای کوی ظهر تاسوعا و مسجد المهدی که قبلا نامش قلعه یزدان بوده است، اشاره می کند] و تویش آن منار قدیمی را دارد، حسینیه اعظم دارد، این بخش سنگسر است و شما شهرک پایین و بالا را دارید. آن بخش شهر مهدیشهر می تواند باشد. در خیلی از شهرهای کشور در فضاهای فرهنگی هم این اشتباه شده است. مثلا اول انقلاب آمدند گفتند; تالار رودکی نه، تالار وحدت. الان می گویند: تالار وحدت، سالن رودکی. آمدند خیابان صبا را عوض کردند و کردند برادران مظفر، گفتند; خب این بنده خدا چه گناهی کرده بود؟ حالا می گویند: خیابان مظفر، مرکز فرهنگی هنری صبا. 

ما توی شهری که حدود ۲۳ هزار نفر جمعیت دارد ]سرشماری دقیق نفوس و مسکن سال ۱۳۹۰ را نمی دانم[ یا بیشتر و بخواهیم بگوئیم شهر مهدیشهر و شهر سنگسر، این امکان پذیر نیست، مگر اینکه بخواهیم بگوئیم مثلا شهر مهدیشهر، محله سنگسر یا اگر بگوئیم بخش سنگسر، از لحاظ تقسیمات کشوری دچار مشکل می شویم. این شهرها باید یک محل گسستی داشته باشند.

گسست فیزیکی منظورتان است؟
بله

محال ممکن است. گسست فیزیکی شهر ری یا تجریش با تهران در چیست؟ 
در گذشته این گسست وجودداشته، الان پیوسته شده است.

کرج الان به تهران وصل شده است و زمانی که وصل شده است، تازه شده یک استان دیگر.
اگر بخواهید یک بخشی از این شهر مهدیشهر را ببریم و…
نبریم! این بخش از قبل وجوداشته و توسط یک عده ای نامش را تغییر داده اند و یک عده ای هم با آن توجیهاتشان پافشاری کرده اند، ما می گوئیم که سنگسر کنونی حدودش کجاست؟ اگر از درجزین شروع کنیم درجزین یک بخش است؟

درجزین یک شهر شده است. 
شهرک پائین چی؟ طالب آباد چی؟

نه شهرک است و طالب آباد هم روستاست، ولی روستا بودنش معنا پیدا نمی کند، الان دیگر جزئی از شهر است

اشتباه است، زیارت چی؟

جزئی از شهر است تا دربند، از آنجا به بعد هم می رسد به بخش شهمیرزاد و به شهر شهمیرزاد
من فکر می کنم هم اینها راه حل داشته باشد. 

راه حل پیشنهادی شما چیست؟ 
به رسمیت شناختن بافت شهری با آن تقسیماتی که از اطراف به شدت در حال توسعه هست و با حفظ آن، شهرستان مهدیشهر و در دلش، آن اجزا با اسامی تاریخی، این یکی از راه حلهایی است که کلیت حفظ می شود ولی اجزا هویت خاص خودشان را دارند. برای اینکه از نظر آدرس دهی هم اگر بخواهی بگوئی فقط مهدیشهر، قابل شناسایی نیست، باید حتما بگویی طالب آباد یا زیارت یا شهرک بالا وپائین. به لحاظ محلات هم اگر باشد، باید قابل احترام باشد. حداقل! اما مشکلی که شما دارید این است که آن نام خیلی جاها به رسمیت شناخته نشده است.

شما می گوئید مهدیشهر، ولی من در این شهر تا دلتان بخواهد نماد هخامنشی می بینیم. یعنی پر از سرباز هخامنشی و سرستون و… است. از نظر نشانه های تصویری مردمی، اینجا شهر هخامنشی است، حالا هی شما بیا و توی میدان برایشان چیز دیگری کار کن. تا دلتان بخواهد، شما هتل سنگسر دارید، لبنیاتی و قصابی سنگسر دارید. این نشانه ها از نظر روان شناسی محیط، چه در فضای مجازی و چه در محیط جغرافیایی اینجا، حالا خارج از این فضا به کنار، با آن نامی که می خوانید سازگاری ندارد. منی که یک شناسنامه دارم که توش نوشته شده است ایشان در سنگسر بدنیا آمده است، چطوری می توانید به من ثابت کنید سنگسر نیست و مهدیشهر است؟

شما می گوئید; یک عده نامه نوشتند و تو از این به بعد، در مهدیشهر دنیا آمده ای؟ من مهدیشهر را دوستش دارم، مخلصش هم هستم و هیچ مشکلی باهاش ندارم، ولی دوست دارم اسمم سنگسر باقی بماند. اینجا تقابل نیست. بحث بر سر اینست که در یک تعامل، یک راهکاری پیدا کنیم که هر چیزی را به جای خودش قراردهیم.

این مطلبی که درمورد ویژگی های بصری مردمی موجود در مهدیشهر که بهش اشاره کردید، امکان دارد توسط یک شخص یا گروه با انگیزه های خاص هدایت شده باشد یا تحت تاثیر یک گروه سیاسی خاصی باشند؟

نه! به نظر من ذائقه است. چیزهایی که حکومتی باشد یا تحمیلی باشد، واکنش هم می آورد، برای همین این را باید احتیاط کرد. از نظر روان شناسی; نامهای اول انقلاب، اشتیاق آدمهای سی و سه، چهار ساله را نشان می دهید. به آن اسامی نگاه می کنی، می بینی کلی نامهای عمار و یاسر و ابوذر دارید، ولی وقتی حکومت اسرار ورزی دارد که همه اسمها مذهبی باشد، اسم های غیر دینی در شناسنامه ها به شدت رشد پیدا می کند. در نتیجه این از نظر کسی که می خواهد به دین خدمت کند، به اعتقاد من، دارد به دین خیانت می کند. توی یک آمار مختصر کشوری می بینید چقدر شیما و پوپک و سینا داریم و بعد مقایسه کند با هر چی که می خواهید. 

نام فاطمه طی گزارش سازمان ثبت احوال در صدر بیشترین تکرار نام هاست، اما در سال های متوالی اسامی دوم تا سوم و حتی دهم متغیرند.
بحث من این است که دین یک امر قلبی است و مسائل دینی گره زدنش با مسائل سیاسی و مسائل دیگر تبعات واکنشی در دراز مدت دارد.

اسلام برخلاف سایر ادیان، یک دین اجتماعی است، نماز جماعت داریم، نماز جمعه، زکات و خمس و… که همه قوانین اجتماعی اند و نمی توانیم بپذیریم که اسلام مثل مسیحیت، البته به غیر از مسائل کلیسا، یا ادیان غیر توحیدی مثل ذن و بودیسم، دین فردی و درونی باشد. اسلام یک دین بیرونی است و بیشتر ارتباط دارد با جهان مسلمین. 
حالا این مقوله ای که گفتید را من اینطوری بگویم; حالا چون اجتماعی است، پدر و مادر حق انتخاب نام را برای فرزندانشان نداشته باشند، امکان پذیر است؟ بگوئیم قرعه کشی کردیم برایتان یا یکسری اسم های خوب برایتان انتخاب کرده ایم، به ردیف برایتان می گذاریم؟ پس حق انتخاب چه می شود؟ در مورد نامگذاری افراد، من می گویم تا زمانی که تعارض با دین نداشته باشد، جلوگیری یک نوع حماقت و اشتباه محض است. سئوال من اینست; آیا جائی در دین وجود دارد که بیاید تکلیف مهدیشهر یا سنگسر را مشخص کند؟

یا همه اینها یک نوع قرائت شخصی اند؟ من می توانم سند در روایات و احادیث بیاورم که حضرت علی می گوید: زرتشت برادر من است یا در مورد باورهای کهن، می توانم سند بیاورم که فردوس که در قرآن است، از پردیس بوده است و چون اعراب پ ندارند شده است و مثل پارادایز انگلیسی، همه ریشه ای اوستایی دارند و می توانم بگویم نوید آخرت، قبل از اسلام، توسط آنها داده شده است. در این دین توحیدی یک سری آموزه هایی بوده است که تمدن مصر با آن عظمتش، وقتی که اسلام می آید فراموش می شود یا حتی مسیحیت، می آید بر مبنای ساسانی ها، اگرچه آنها دنبال یک ثنویتی رفته باشند. تازه خیلی چیزهایی که دراین شهر به دین گره خورده است را می توانم بهتان ثابت کنم که اینها نشانه های مهر پرستی و مسائل دیگر است، اما به عنوان عرف و سنت هست. 

بعضی از حرفها درست هستند ولی خب « هر راست نشایست» شاید جامعه و افراد جامعه به این باور خو گرفته اند.

اینها چند نفرند خدا وکیلی!؟

تا حالا به این صورت نگاه نشده و سرشماری درخصوص موافقین یا مخالفین صورت نگرفته است. خوب است یک طرح پژوهی صورت بگیرد.

من می گویم، یک فرزندی داریم. به هر حال حق نامگذاری این فرزند برگردن پدر و مادر است و یک سری توصیه هایی وجود دارد. در واقع الزامی نیست، ترغیبی است. من می گویم; پدر من حق داشته اسم مرا احمد بگذارد و من که نمی خواهم اسم خودم را عوض کنم و بگذارم داریوش و کوروش، ولی اگر می گذاشت کوروش، من تمام سنگهایی که در جای جای جهان برای آیندگان گذاشته ام را می گفت; کوروش انداخته است، دیگر به شما اجازه نمی دادم کوروش را که این همه جاهای دنیا رفته است را از این به بعد بگوئید; حسین رفته است، چون تمام این ارتباط از بین می رود، ولی نسبت به اسم خودم، اعتراضی ندارم که عوضش کنم. یعنی مرا با این نام می شناسند. این شناسنامه من است. بخشی از تاریخ من است. بخشی از شخصیت من است.

من می خواهم از صحبت شما استفاده کنم. می گوئید پدر و مادر نقش زعیم را دارند و در یک شهر از مملکت اسلامی، زعیم مشخص است. مشخصا زعیم تصمیم می گیرد اسم شهر چه باشد.

زعیم این جائی که من دارم ازش حرف می زنم، تاریخ است، حکومت ها نیستند. حکومت ها می آیند و می روند. این نام چند هزار سال قبل انتخاب شده است. پدر و مادر آن بخش جدید شهر، زعمای فعلی هستند. شما می توانید زبان سنگسری را الان بگوئید زبان مهدیشهری؟

زبان به اسم قوم، زبان سنگسری است و اما شهر به اسم مهدیشهر. یعنی در شهرستان مهدیشهر و در شهر مهدیشهر با زبان سنگسری حرف می زنند.

خب این زبان جغرافیا ندارد؟ تاریخ ندارد؟ آیا زبان توی یک حباب است؟ اگر دارد کجاست؟ روی این نقشه ایران نشانم بدهید!

منبع: روزنامه پیام استان سمنان

۱۴۷ پاسخ به “سنگسر تاریخی که اسمش توی شناسنامه من است، کجای جغرافیای ایران کنونی است؟”
  • Mh:

    با سلام و تبریک سال نو
    من هیچ آشنایی از سنگسر یا مهدیشهر نداشتم تا اینکه تعطیلات امسال پس از
    مسافرت به سمنان و توابع آن با قدمت و فرهنگ سنگسر و شهمیرزاد روبرو صدم که بسیار برای من و همسرم شگفت انگیز بود!و جای پرسش برای هردوی ما داشت که چرا مهدیشهر؟!!!و گله ای کردیم از سنگسری ها که چرا اجازه تغییر نام دادند؟!تا اینکه به این مطلب برخوردم.
    کار ما در طول این سی و چند سالی که داریم فقط و فقط تاسف است و تاسف!
    فردوسی دیگری باید تا عجم زنده کند.

  • محمدرضا:

    باسلام
    بنده هم به نوبه ی خود با ویکی نویسی وگسترش اثار مختلف به زبان سنگسری وزنده نگه داشتن این تاریخ زنده موافقم ما شاید به لزوم حفظ اینگونه زبانها چندان خودمان را مقید ندانیم اما این زبان دارای ارزشهای فرهنگی وتاریخی بالایی است که نه تنها خود مردم سنگسری را شامل می شود بلکه برای کشور مان نیز حائز اهمیت است . در ضمن با نظر اقای احمد نادعلیان نیز موافقم که اسم سنگسر به صورت قبلی خود برگردد چون در تمام متون تاریخی نیز چنین است وچنانچه بدین صورت اسامی شهر ها وروستا ها را تعویض کنیم امکان گسست فرهنگی وتاریخی را در باره ی آن مکان وقومیت بیشتر می کند واین اهمیت برای بنده نیز در حالی است که خود نیز سنگسری نیستم واز گلک ها یا به قولی از مازندرانی زبانهای گلستان می باشم

  • بانیگل:

    با سلام خدمت آقای دکتر نادعلیان
    من از زمانی که به خاطر دارم اجدادم که همه سنگسریهایی بودن که در شهرهای دیگر زندگی میکردن برای اعلام مقصد مسافرتشون به هم از کلمه ده(هم پینده ده ر بشوم) استفاده میکردن .آیا اطلاعاتی راجع به این موضوع دارید ؟
    متشکرم

  • محمد تبیانیان:

    با درود بر تمام کسانی که از ابتدای تاریخ سنگسر تا کنون برای پیشرفت و ابادانی موطن عزیزمان تلاش کردند سپاسگزارم
    بنده پیشنهاد میدهم که انتخاباتی در این مورد برگزار کنیم تا نظر اکثریت اعمال گردد
    پاینده و سربلند باشی سنگسری

  • ابراهیم ملک احمدی:

    نام این شهر قلب ماست
    بد تر از این بد نمیشد خود بدی آفت نمیشد
    تیغ کشیدن روی آینه غفلت تا این حد نمیشد
    مگه شما جمع نبودید؟ یکی و با هم نبودید؟
    واسه دفاع از حق شهر همصدا با هم نبودید؟
    با عشقو شورید همتون ﭙراز غرورید همتون
    بحثتونو تموم کنید چونکه فکورید همتون
    آستینها رو بالا برید به آینه جلا بدید
    غبار روشو بردارید قابشو آب طلا بدید
    قلم تو دستای شما نقاشی هم کارشما
    شهرمو زیبا بکشید فردای شهرم با شما
    بیاید باشیم کنار هم حامی و هم قطار هم
    ﭙرچم شهر بالا بره بشیم ما افتخار هم
    سوال میدم بحث با شما انشا و نقدش با شما
    شهرو چطور شهره کنیم؟ حاصل بحثش با شما

  • آقای علی سلام

    زبان سنگسری بیشتر یک زبان شفاهی بوده است تا اینکه نوشتاری باشد. من متن تاریخی ندیده ام. زمانیکه متن طولانی نوشته می شود خواندن آن دشوار است. به همین دلیل آوا نویسی می شود.

    موضوع دوم اینکه پیشرفت علم موجب شده است صحبت کردن در مورد مباحث تخصصی کار را دشوار نماید. بیشترین کاربرد این زبان که معنی دارد مربوط به زندگی کوچکروهاست و دام. البته با طرح مسابقات فرهنگی باید حفظ شود. میراثی است از گذشته و برای آینده

    با احترام

    • علی:

      درود بر جناب نادعلیان. سپاسگزارم از اینکه به نظر بنده توجه فرمودید. اما در اینجا قصد دارم که سخنی را با شما مطرح کنم.این سخن صرفا نظر شخص بنده است. شما فرمودید که بیشتر کاربرد زبان سنگسری مربوط به زندگی کوچ نشینی و عشایری است. اما واقعا اگر ما زبان سنگسری را محدود به همین حیطه بدانیم، قدر این زبان کهن را پایین آورده ایم. چرا که زبان سنگسری دارای ۱۸۰۰۰ واژه است. این ۱۸۰۰۰ واژه صرف نظر از خود واژگان، می تواند الهامی باشد برای ساخت واژه های تازه. زبان سنگسری تنها محدود به زندگی عشایری نیست. مگر از این ۱۸۰۰۰ واژه چند صد تای آن مربوط به اصطلاحات خاص دامداری می شود؟
      یادمان نرود که اگر زبان سنگسری فقط مربوط به زندگی عشایری بود، هیچگاه زبان خطاب نمی شد. بلکه همان گویش می ماند. زبان سنگسری گنجایش این را دارد که متون خبری، شعر، داستان، نمایشنامه و حتی بعضی متون علمی( مثلا دارو های گیاهی و گیاه شناسی) رابه آن ترجمه کنیم. منتها این مهم مستلزم کار است. زبان سنگسری توانایی این را دارد که بخش هایی از شاهنامه را به آن برگردانیم.زبان سنگسری این توانایی را دارد که ما نشریه ای داخلی منتشر کنیم و اخبار شهرمان را به آن بنویسیم. زبان سنگسری این گنجایش را دارد که اشعار زیبا خلق کنیم و یا ترانه سرایی کنیم یا به آن نمایشنامه بنویسیم. همچنین سنگسری ها می توانند بسیاری از فیلم ها را به این زبان دوبله کنند. مگر در فیلم ها تا چه اندازه مسائل علمی مطرح می شود. فیلم ها و سریال ها شامل مسائل روزمره است.
      من این را می دانم که زبان سنگسری خیلی گسترده تر از زبان گیلکی فعلی و زبان مازندرانی فعلی است. آیانمی شود که در اینترنت ویکی نویس شویم؟ در حالی که زبان کردی و گویش گیلکی و مازندرانی در ویکی پدیا حضور فعال دارند.
      واقعا ضعیف شمردن زبان سنگسری کم لطفی است به این زبان.
      حداقل کار این است که برای حفظ این زبان، تا جایی که می توانیم دست به کار شویم زیرا اگر زبان سنگسری نباشد دیگر سنگسر و سنگسری معنایی ندارد. هر مردمی که زبانشان را از دست بدهند محکوم به فنا هستند.
      پیروز و سربلند باشید. یا علی

  • آقا یا حانم غریبه

    همین سئوال را وارونه کنید با تغییر نام سنگسر به مهدیشهر چه مشکلی حل شده است؟ جواب: مشکلی کاذب مطرح شده است و مشکلات جدیدی بوجود آمده است. به همین دلیل سالها بعد اینجا بحث آن وجود دارد

    در خصوص بقیه سئوال ها جواب آن قبلا داده شده است. متن ها و نظرات را با دقت بخوانید.

    در خصوص پاسخ سئوال ۵ می توانم بگویم دیدگاه مسئولان کشوری و سیاسی بابت تغییر دوباره نام شهر برای من مهم نیست. هویت فرهنگی تاریخی آن متعلق به مردمی هست که در آن متولد شده اند و یا به آن عشق می ورزند.

  • اسفندیار (دور از وطن):

    یک نفر میگفت سنگسریها… با عدم تایید نظرم فکر میکنم راست میگفت مگه من چی گفته بودم که سانسورم کردید؟

    • سنگسر نیوز:

      دور از وطن عزیز
      دیدگاه قبلی و همین دیدگاه شما مشتمل بر توهین بود و به همین دلیل حذف گردید. از شمایی که در چهاردیواری کوههای اطراف گیر نکرده اید انتظار بیشتری می رود!

  • غریبه:

    سلام ودرود
    چندسوال درموردتغییرنام
    ۱-باتغییرنام کدام یک ازمشکلات فرهنگی اجتماعی اقتصادی وسیاسی شهر حل می شود
    ۲-درحال حاضر چه کمکی به حل معضل سیاسی و توسعه شهرستان ویاعدم تجزیه شهرستان می نماید
    ۳-مغایرت نام شهر بافرهنگ اصیل سنگسری چیست
    ۴-نام فعلی چه ضربه فرهنگی .اجتماعی ویاسیاسی به شهر وارد کرده است
    ۵-دیدگاه مسئولان کشوری وسیاسی بابت تغییر دوباره نام شهرچه می تواند باشد

  • آرش:

    با درود و پاسداشت همه اندیشه ها:
    من یک سنگسری هستم، و اکنون بیش از ۲۰ سال است که از زادگاهم کوچ نموده ام. آرزویم بازگشت به سنگسر و خدمت به همشهریانم است، اما تا زمانی که قدرت در دست مذهبی های تندروست و نامش مهدیشهر، هرگز باز نخواهم گشت، و تنها دورادور آرزوی سربلندی اش را دارم.
    بدانید چون من بسیارند.
    “سنگسر” جاوید باشی.

  • علی:

    سلام بر جناب نادعلیان و دوستان عزیز. خیلی خوشحالم که سنگسری ها دغدغه ی فرهنگی دارند. چرا که سنگسر و فرهنگ غنی و پربارش تنها و تنها متعلق به سنگسری ها و مردمان ساکن در روستا های آن است. امیدوارم که این میز گرد اینترنتی آغازی برای یک رشته فعالیت و همت علمی در زمینه ی فرهنگ و هنر و زبان و آداب و رسوم سنگسر باشد.
    باید خدمت دوستانی که این سایت را اداره می کنند و خدمت شخص شما بگویم که تا دیر نشده است، فرهنگ سنگسر را دریابید. معماری بومی سنگسر، زبان سنگسری، اسطوره های سنگسری، موسیقی سنگسری، پوشاک سنگسری، رسوم و آداب سنگسری، جشن های سنگسری( ورمزی، تیرگان و…)و…
    خیلی خوب می شد تا علاوه بر اشعار زیبای سنگسری، برخی نویسندگان همت کنند و به زبان مادری خود خاطرات خویش را بیان کنند.در این سایت که متعلق به سنگسر و اخبار آن است، شایسته است که مطالبی به نثر به زبان سنگسری نیز نوشته شود. تا هم موجب قوت این زبان شود و هم توانایی های این زبان به دیگران اثبات شود.
    پیروز باشید

  • گل آقا:

    من ندانم ز کجا و ز چه رهی آمده ام
    من ندانم که کیم
    من فقط یاد گرفتم که تویی سنگسرم
    شاه بیت غزل زندگی ام .

    علی حیدری پور

  • سرباز کوروش:

    بنام اهورا مزدا
    جناب آقای نادعلیان ، درود
    در پاسخ به فرمایش جنابعالی بنا به چند دلیل از نام سرباز کوروش استفاده میکنم:
    ۱- به خاطر ارادت به سرورم کوروش
    ۲- به خاطر شغل اداری
    ۳- …

  • سرباز کوروش و دیگر دوستان با نام واقعی بنویسید. چرا با نام مستعار می نویسید؟

  • hamidsangesar:

    شهرستان مهدیشهر ( سنگسر ، شهمیرزاد ، درجزین و روستاهای تابعه )

    من با تغییر نام شهر مهدیشهر به سنگسر موافقم . هر دو (سنگسر و مهدیشهر ) هستند .

  • بابک خان:

    فارغ از راستی و یا ناراستی اندیشه بهایی , تا این مسءله در میان ما حل نشود, درجا زدن و بازیچه دست سودپرستان شدن پایانی نخواهد داشت.باید به این توجه داشت که همه ما جدا از نوع اندیشه و اعتقادات قلبی مان در واقع اعضای یک خانواده هستیم و یک خون در رگهایمان جاریست . متاسفانه مناقشات مذهبی و سیاسی باعث شده که ما آن وابستگی خونی و خویشاوندی را فراموش کنیم و همدیگر را بر اساس نوع اندیشه از هم برانیم و حتی حاضر … شویم … بیایید فکر کنیم …. اگر یکی از اعضای خانواده مان بهایی شد و از قضا آدم مشهوری هم شد , آیا چاره اینست که او را با مشت و لگد و بدو بیراه از خانه بیرون کنیم و بعد هم برویم به تشویق همسایه دلسوز و مسلمانمان نام خانوادگی خودمان را به نام فامیل همسایه کنیم؟از این خانواده چه باقی خواهد ماند؟.
    ماقبل از آنکه مسلمان , بهایی , زرتشتی , بی خدا ….. باشیم سنگسری هستیم و انسانیم.

  • سرباز کوروش:

    بنام اهورا مزدا
    همشهریان درود
    از دیدگاه بنده نام و تغییر نام از دو مقوله جدا از هم اند، نام اصل است و تغییر نام فرع حال اگر نام مربوط به یک شخص یا افراد محدودی باشد آن فرد یا آن افراد میتوانند با اراده خود آنرا تغییر دهند چون اصل بر آزادی است ولی زمانی که نام مربوط به افراد نامحدود باشد یا به بیان دیگر اینکه آن نام یک هویت باشد به خصوص اینکه این هویت ریشه چند هزار ساله نیز داشته باشد مانند نام سنگسر آیا قابل تغییر است ؟ از دیدگاه اینجانب این امر امکان پذیر نیست چرا که این امر شخصی نبوده و به هویت و اصالت عمومی تعلق دارد و به طور تقریبی اکثر دوستان بر این باورند که تغییر نام سنگسر اشتباه بوده پس آیا ادامه اشتباه عقلانی است ؟ به طور حتم خیر .

  • بختیارذوالفقارخانی:

    باسپاس از پاسخ هوشمندانه جناب دکترنادعلیان گرامی
    بنده هم بانظر شما درقالب چهارچوبی مشخص موافقم اما اینکه چه کسانی حق دارند در مورد کسانی که دوراز وطن هستند این حق را برخود جایز بدانند که ماسنگسریهای دورازخانه پدری را به قضاوت بنشینند باید عرض کنم مطمئنا اگرجسم ما در سنگسر نیست روح ما هست.خون سنگسر در رگهای ما جاریست.هنوز بو سیاه چادری که در وجود ما مانده سبب مباهات ماست.چه بسا سنگسریهایی که در سنگسر ساکن نبودند اما به جرات میتوان گفت به اندازه تمام کسانی که ساکن سنگسر بودند به فرهنگ ،هنر، وحتی اقتصاد شهرمان خدمت کرده اند زنده یاد پرفسوراعظمی نمونه و مُشتیست ازخروار…. وصد البته در مقابل اشخاصی هم بوده اندکه یک عمر در سنگسر بوده اند و هیچ خدمتی به همشهریانشان نکرده اند.
    قرن قرن بیست ویکم است وکره زمین شتابان بسمت دموکراسی درچرخش است .پس بهتراست با مباحثه ای منطقی سعی در رسیدن به هدفی مشترک که همانا زنده نگاهداشتن فرهنگ ،هنر ،زبان ،نام مادری وسرفرازی مردم شهر وایلمان است با همدیگر تعامل داشته باشیم و از تلاش درحذف یکدیگر جدا دوری کنیم …دستبوس یکایک همشهریان در سرتاسر گیتی

  • با تشکر از همه دوستانی که در این بحث شرکت کردند

    من فکر می کنم دوستانی که تمایل دارند در تداوم این بحث شرکت نمایند بهتر است در جهت تدوین یادداشت اقدام نمایند. شخصا مدتی زمان نیاز دارم تا مطلبی را بنویسم.

    تا کنون من از افراد سرشناس هنوز نخواسته ام حتی این صفحه را ببینند. ترجیح من این بود که با مسئولیت خودم بحث را چگونه می توانم ادامه دهم و پاسخگو باشم. به وقت آن خواهید دید بزرگان بسیاری در این حوزه نظر دارند و هنوز زمینه آن فراهم نشده است.

    ضمن مشورت با آنها در آینده پیشنهاد میدهیم که چگونه این بحث را ادامه بدهیم.

    از آقای حاج علیان درخواست می نمایم که منتخب از نظرات را در صورت امکان جائی منتشر نمایند تا افرادی که به فضای مجازی دسترسی ندارند از این نظرات مطلع باشند.

    با احترام دوستدار همه شما

  • آقای ذوالفقارخانی سلام

    من با نظرسنجی در محیط مجازی در صورتی موافق هستم که ابتدا چهارچوب آن را تعیین کنیم. ابتدا باید این موضوع شفاف شود که چرا داشتن شهری به نام سنگسر ضروری است.

    دوم اینکه باید تعیین کنیم چه افرادی می توانند در این نظر سنجی شرکت نمایند. فقط آنهائی که حالا در سنگسر زندگی می کنند. پیشنهاد من این است که همه طایفه ها که سنگسری و یا حتی از جانب فقط مادر یا پدر سنگسری هستند در این نظر سنجی شرکت نمایند.
    اگر افرادی که حالا ساکن سنگسر هستند ما را لایق نمی دانند در نتیجه از این پس نباید افرادی مثل ما و دستاورد هنری ما را به آن شهر ارتباط بدهند. اما این حق برای ما محفوظ است که ما خود را متعلق به آن دیار بدانیم.

    سوم اینکه برنامه ای باید باشد که هویت افراد مشخص شود. نام نام خانوادگی و کد ملی. برای عملی شدن این موضوع من فکر می کنم افرادی از طایفه های مختلفت می توانند زیر مجموعه از خانواده های خود را ثبت نام نمایند و معرفی نمایند. در خصوص جزئیات این موضوع می توان بیشتر صحبت کرد.

    اما در خصوص یادداشت آقای ارمان یا آرمان. اولا نمی دانم چرا نام فامیل خود را نمی نویسند. من فکر می کنم اگر به دیگران گوشزد نمائید که خود را اکثریت معرفی نمایند می تواند به شما کمک نماید. چه کسی تعیین کرده است مذهبی بودن مترادف مخالف بودن با نام سنگسر است؟ چه دلیلی وجود دارد واکنش نشان دهند. سئوال من این است اگر من درخواست رسمی با هویت اکثر سنگسری ها تهیه نمایم واکنش و تشنجی نخواهد بود؟

    ضمن معرفی نام فامیل خود به من ثابت کنید که شما تا کنون چگونه به تاریخ و فرهنگ گذشته خود افتخار کرده اید؟ رمز آن سنگسری بودن است. من فکر می کنم سطر آخر یاداشت شما جای تامل دارد. آیا نامگذاری اختیاری خاک شهر را تبرک می نماید. تفاوت سنگسر با جمکران در چیست؟

    آیا می دانید جمکران متضمن نام جمشید پادشاه ایرانی است. جمکران یعنی “انتهای سرزمین جمشید” همچنین در کتاب تاریخ قم آمده است “در سال ۳۷۸ قمری نوشته شده، در این رابطه آمده است: «اول دیه که بدین ناحیت بنا نهادند، جمکران است که جم ملک آن را بنا نهاد». با توجه به شواهد و وجود مکان های تاریخی در اطراف و داخل خود جمکران تاریخ این مکان به سال های قبل از ظهور اسلام بر میگردد و مکان های تاریخی جمکران میتوان به کوه و قلعه ی غز قال سی ( غز قلعه سی ) قلعه گبری که در داخل جمکران واقع شده و تپه های باستانی قل درویش اشاره کرد.”

    من در مقامی نیستم که صحت کشف و شهود عرفا و علما را تعیین کنم. اما فهمیده ام که دیدار باطنی حضرت مهدی در جمکران نام جمشید جم را نزدود. در نتیجه باور افراد نباید هویت تاریخی اجداد من را در سنگسر بزداید و انکار نماید.

  • داور:

    ظاهرا اکثر مدعیان مهدیشهر به این مطلب اذعان میدارند که تغییر اسم در سال ۵۸ یک اقدام عجولانه احساسی و غیر لازم بوده است ولی صورت گرفته است. ان موقع … بگذارید خود مردم برای سرنوشتشان تصمیم بگیرند.

  • ارمان:

    تغییر نام” شهرمهدیشهر” به سنگسرمطمئنا با واکنش قشر مذهبی جامعه که اکثریت جمعیت انرا تشکیل میدهند مواجه خواهد شد وحاصلی جز ایجاد دودستگی وتشنج ومسائل حاشیه ای نتیجه دیگری در بر نخواهد داشت.
    نظر سنجی هم یه امر نشدنی هستش همان طور که اقای یوسفیان قبلا بدان اشاره نمودند عده ای سعی میکنند که خود را در قالب اکثریت معرفی نموده که نمونه ان را در انتخابات شورای شهر توی همین سنگسرنیوز دیدیم.
    در ضمن همان طور که به به تاریخ فرهنگ وگذشته خود افتخار میکنم دوست دارم نام شهری که در خاک ان قدم میزم متبرک به نام” مهدی(عج)” باشدوبابت این نام بردیگر شهر های ایران ومردمان ان فخر ومباهات می ورزم

  • بختیارذوالفقارخانی:

    باسپاس بیکران از دکتر نادعلیان بزرذگ مرد غیورایل سنگسر
    همانگونه که زنده یاد پروفسور اعظمی نگاشته ودردیگرکتب تاریخی نیز قابل دسترسیست ریشه نام سنگسر به سکاسر بمعنی محل زندگی قوم سکاذکرشده حال اگر یک مورخ یا مترجم عرب که اصلا به فارسی تسلط نداشته وآنرا راس الکلب ترجمه کرده چه ارتباطی میتواند به سنگسر داشته باشد.نمیدانم چرا نمیخواهیم قبول کنیم؟لطفا سری به صفحات نیازمندی روزنامه ها بزنید خواهید دید غریبه هاتبلیغ کرده اند (گوشت بره سنگسری)یا اصلا به شهرهای مجاور ییلاق سنگسریها بروید….جاجرود-دماوند-پلور آب اسک و…..سری به تابلو قصابیها بزنید.پسوند نام بزرگان شهر ما که سنگسریست چه میشود؟
    سالها پیش پیرمردی کاشانی که تمام وقت کتب تاریخی دردست داشت درارتباط کاری با حقیر بود از همان ابتدا که گفتم کجایی هستم گفت:خبر داری زبان سنگسری شما قدیمیترین وسالمترین زبان باقیمانده از پارسی قدیم است؟
    ضمن سپاس از دکتر نادعلیان با پیشنهاد ایشان مبنی بر نامگذاری شهرستان بنام مهدیشهرشامل(سنگسر-شهمیرزاد-زیارت-طالب آبادودرجزین) و نامگذاری شهر قدیمی بنام سنگسر موافقم.
    وجسارتا پیشنهخاد حقیر نظر سنجی (حداقل درمحیط مجازیست)

  • فرهاد:

    با درود-امروزه مسئله هویت و ابعاد گونان آن به یکی از محورهای پژوهشی متفکران و نظریه پردازان رشته های مختلف علمی تبدیل شده است.
    مقوله هویت ، تعریف و تفسیری از “خود” و “ما” است که کیستی فردی و جمعی اشخاص را نشان میدهد و جستجوی هویت ، تلاشی در جهت برقراری ارتباط صحیح فرد و جامعه بعنوان یک کل است.
    در فضای “داشتن هویت” ، نسل های متناوب جامعه ، “خاطره جمعی” که مظهر غرور ملی و داشتن اصالت است را به نسل های آتی منتقل و به این ترتیب کلیات حیات و وحدت ملی را تضمین می کنند.
    لذا هویت لازمه بقاء و تداوم نظام اجتماعی بوده و هر گونه تاخیر یا انحراف در شکل گیری هویت اصیل و موفق ، می تواند باعث بحران هویت و در نتیجه ناهنجاری فردی و اجتماعی بسیار شود.
    پس بیاییم هم به هویت ملی – مذهبی خود ارج بنهیم و هم نامهای پارسی را زنده نگهداریم.
    به قول حضرت مولانا : هر که او دور ماند از اصل خویش … باز جوید روزگار وصل خویش
    در واقع بدون داشتن افراطی گری ، با بزرگداشت نامها بویژه اسماء مذهبی همچون نام حضرت مهدی (ع) که نماد منجی عالم است و اسماء کهن باستانی همچون نام کوروش که نماد منشور حقوق بشر است و زنده نگهداشتن نام تاریخی “سنگسر” همواره در مسیر خودباوری و احیاء هویت ملی – مذهبی سرزمین مادری خویش گام برداریم.
    به امید آنروز

  • دوست عزیز آقای یوسفیان سلام

    من از این رویکرد خوشحال هستم. نتیجه می گیریم سنگسری بودن قرینه بهائی بودن نیست. موضوع سنگسر زدائی به من گزارش شده است. به من گفته شده که افراد تندرو تابلو خیابان ایل سنگسر را کنده بودند و به من گفته شده است که شهرداری در سالهای قبل با نامگذاری اماکن کسب بنام سنگسر مخالفت می کرده است. اگر اشتباه گفته اند تصحیح کنید.

    اگر مخالفتی نیست چه ایرادی وجود دارد که ما هم شهرستان مهدیشهر داشته باشیم و هم شهر سنگسر؟

    دوست عزیزی نوشته اند پیشرفت آقای نادعلیان مدیون تلاش خودشان است. دعای مادرم، همراهی همسرم تاثیری ندارد؟ سنگسری بودن من به آن کیفیت داده است. من هنوز کوچرو هستم.

    من فکر می کنم این توانائی را دارم نام سنگسر را به جهان معرفی نمایم. روز گذشته خبر موزه شدن خانه من در هرمز در خبرگزاری ایسنا منتشر شد.

    خانه ها در سنگسر برای من گران هستند. اگر شهرداری در سنگسر یک خانه را در اختیار من قرار دهند من آن را تبدیل به موزه خواهم کرد. مالک آن می تواند شهرداری باشد. ما در این خانه می توانیم اسناد و آثار بزرگان فرهنگی و علمی شهر را جمع آوری نمائیم. من در تهران خانه و یا موزه ای بنام سنگسر دارم. این خانه پدری بوده است. شما در سنگسر خانه فراهم نمائید، بقیه کارها با اهل فرهنگ

  • محمد علی یوسفیان:

    امروز که از خیابان های شهر عبور می کردم ده ها تابلوی عکس شهید دیدم که سپاه پاسداران برای یادواره شهدای عشایر چاپ کرده بود؛ در این بنرها نام و نام خانوادگی شهید با ایل یا طایفه ای که شهید به آن منتسب بود ذکر شده بود.در ده ها بنر مربوط به شهدای مهدی شهر با حروف بزرگ ایل سنگسری نوشته شده بود.این مطلب را بدان خاطر یادآوری کردم که استاد عزیز نادعلیان در یکی از کامنت هایشان نوشته بودند:« من فکر میکنم هر دو با پشتوانه دولتی شاید بتوانند خیلی کارها بکنند و اجازه ندهند که حتی بلواری بنام عشایر باشد تا چه رسد شهری به این نام.»
    خوب بحمدالله هم بلوار عشایر داریم،هم خیابان ایل سنگسر و هم مجموعه ای مثل سپاه و بسیج ابایی از ذکر عنوان سنگسری ندارند.برخلاف برخی دوستان که از ذکر نام مهدی شهر به شدت پرهیز می کنند.

  • آقای ایرانی فهرست شهرهائی که تغییر نام پیدا کردند دو وضعیت دارد. ا- یا مربوط به گذشته خیلی دور بوده اند شاید چندین قرن و یا اینکه پهلوی نام های قبلی آنها را سرقت کرده بود. برای مثال بندر پهلوی نمی توانسته قدمت داشته باشد. اما فراموش نکنید که شهرهای زیادی در دورانی که شور انقلابی بود و رفتارهای شعاری حاکم بود تغییر نام یافته و بازگردانیده شدند. بعضی از دوستان می خواهند کم کاری فرهنگی را در لایه اول قرار دهند و بگویند نام مهم نیست. به اعتقاد من نام خیلی مهم است. نام تاریخی ارجاعی است به تمامی بضاعت تاریخی یک فرهنگ یا شهر. اوایل انقلاب شاهنامه و نام آن چندان جذاب نبود. فرض کنید نام آن را “فقیر نامه طوسی” توافق کنید و بگوئید نام مهم نیست محتوا مهم است. در این صورت تمامی ارجاعات تاریخی در فرهنگ های مختلف گسسته می شود.

  • ایرانی:

    سنگسر نیوز عزیز با سانسور کامنت، رسیدن به نتیجه مطلوب را به تعویق می اندازد.فکر نکنم حرف بدی زده باشم.
    صفر را بستند تا ما به بیرون زنگ نزنیم، از شما چه پنهان ما از درون زنگ زدیم (پناهی)

    • سنگسر نیوز:

      کامنت جدید شما به دلیل عدم رعایت احترام حذف گردید. همه ما موظفیم قدر هنرمند بزرگی که همیشه به زادگاهش توجه داشته را بدانیم.

  • جناب آقای یوسفیان سلام

    در خصوص این گفته از من توضیح خواستید « از این پس راضی نیستم کسی من را از مهدی شهر معرفی نماید.»

    من منافاتی را نمی بینم. نظر شخصی من این بود و هست که شهرستان مهدیشهر باقی بماند. بافت نو شهر نیز اگر دوست دارید می تواند مهدیشهر باشد. من به همان دهی که در آن به دنیا آمدم راضی هستم.

    من برای محل تولد شهرستان را قید نمی کنم.

    من کماکان دوست دارم بحث را ادامه دهم مشروط بر اینکه سئوال ها تکراری نباشند.

    اما حتما متن مفصلی در سایتم خواهم نوشت. کمی زمان می برد.

    در کارت ملی من نوشته شده صادر از سمنان پاسپورت نیز تولد سمنان که نیست. من حتی در بیمارستان بدنیا نیامدم. مادر حاج آقا نبیلی ماما بوده اند. در خانه ای در سنگسر.

    در سایتم و تمامی مجلات و کتابهای داخلی و خارجی همیشه من خود را سنگسری معرفی کردم. این موارد خیلی زیاد هستند.

  • داور:

    بهترین و منطقی ترین و بی دردسرترین راه همه پرسی در انتخابات بعدی میباشد هر چند که مدعیان مهدیشهر از این طرح وحشت دارند و اگر ذره ای انصاف داشتند در سال ۵۸ این کار انجام میدادند.

  • عرفان:

    با تایید نظر آقای احمد بیایید کاری کنیم مثل قضیه شهرستان شدن نشود چون جوی درست شد که همه فکر میکردند با شهرستان شدن همه مشکلات شهر یکجا حل میشود دیدیم که نشد و به نوبه خود مشکلاتی جدید ایجاد شد. پس بیایید … و همه با هم در جهت رشد پایدار و واقعی فرهنگی و اقتصادی شهرمان کار و تلاش کنیم.

  • بهنام:

    سلام دوستان میخواهم آب پاکی رو بریزم رو دستون
    ……………………………………….
    ۱-تغییر نام در آن زمان کاری بسیار اشتباه و غیر منطقی بوده.
    ……………………………………….
    ۲-در این زمان هم حرف و حدیث در باره نام و تغییر آن ، کاری بسیار اشتباه و غیر منطقی است .
    دیگران بهانه جویی نمیگن از اسلام دور شدن و ضد نظام ودین هستن . همان آنهایی که چشم دیدن من و تو رو ندارن رو میگم که خودمان خوب میشناسیمشان.
    ……………………………………….
    آقای نادعلیان و دوستان عزیز شما اگر به این جایگاه رسیده اید به دلیل تلاش وپشت کار خودتان بوده، شما را نه به نامتان بلکه به علمتان ، هنرتان، تجربتان میشناسن.
    ……………………………………….
    اگر یک روزی بگویند نام شما تغییر کرده و شده x شما دست از همه چیز میکشید وتمام وقت خود را صرف پس گرفتن نامx خود میکنید ؟
    ……………………………………….

    ما در گذشته چه چیزهایی داشتیم والان چه داریم ؟
    ………………………………………
    سنگسر آن زمان چه امتیازاتی داشته
    و مهدیشهر فعلی چه امتیازاتی دارد؟
    ………………………………………
    اگر آن زمان بهایی داشتیم و…
    الان چک برگشتی و……
    ………………………………………
    ۳۰ سال است ما دست روی دست نهاده فقط حرف زدیم
    خوب کارهایی هم صورت گرفته ولی کافی نیست.
    ………………………………………
    ما از نظر علمی ، فرهنگی .هنری چقدر رشد کرده ایم؟
    ……………………………………..
    مثال : جناب آقای نادعلیان چرا فرزندان ما برای یادگیری هنر باید به سمنان و تهران و… بروند. چرا بین این همه شهروند کسی از آقای یوسفیان و یا خانم اصطلامی حمایت نمیکند؟ چراشهر ما از نظر هنری و فرهنگی رشد نکرده است ؟
    دلیلش نام است ؟
    ………………………………………
    به نظر بنده جواب همه اینها همین است چون خودمان نخواستیم.چون سخت است از فرهنگهای نادرست خود دست بکشیم و مرد فکر و اندیشه و عمل باشیم تا مرد حرف حرف حرف
    ………………………………………..
    حالا که ما از خیلی ها عقب افتادیم دنبال بهانه هستیم که ای بابا اگه اسم ما سنگسر بود همه چیز درست بود و….
    …………………………………………
    نام خیلی مهم نیست تلاش برای پیشرفت مادی ومعنوی بسیار مهمتر است .
    ………………………………………..

  • ایرانی:

    http://kalam.persiangig.com/Lastcity.htm
    همه این شهرها تغییر نام یافته .تازه از بهشر که اشرف البلاد بوده نام نبرده.فکر نمیکنم هیچ کدوم از این شهرها به دنبال تغییر نام باشن. ولی میدونم هر کدوم از این شهرها الان واسه خودشون پیشرفتی کردن و به دنبال پیشرفت مردمشونن نه دعوا بر روی چیزی که دردی رو از این مردم دوا نکنه.

    • سنگسری:

      از مهدیشهر عزیز شما هم نام نبرده محض اطلاع. لازم نیست فکر کنی کافی است در همین اینترنت جستجو کنی تا ببینی در برابر تغییر نامهای انقلابی چگونه مقاومت شد نمونه اش تغییر نام شاهرود به امام شهر، کرمانشاه به باختران و …
      منظورتون اینه همه این شهرها از ما پیشرفته ترن؟ و اینکه تمام علت عقب افتادگی ما اینه بعد از ۳۵ سال تازه داریم به این تغییر نام اعتراض می کنیم.
      مگه تغییر نام دردی از ما دوا کرد؟ مگر ما در حال حاضر تبدیل نشده ایم به شهری مثل شهرهای حاشیه ای شهرهای بزرگ مثل اسلامشهر و … مگر نه اینکه امروز شهمیرزاد از مهدیشهر عزیز شما شناخته شده تر است. شما اسمش را می گذارید خوش بختی؟

  • احمد آقا سلام

    من فکر نمی کنم موضوع صیانت از نام شهرم تناسبی با بحث ضبح و قربانی و یا ساماندهی دستجات داشته باشد.

    خیلی از جزئیات آن شهر را نمی دانم. اما با دیدگاه سنگسری هائی که از آن شهر دور هستند آشنائی دارم.

    من نمی خواهیم نامی را تغییر دهیم. نامی که وجود داشته است و وجود دارد را متذکر می شوم.

    خشونتی که از آن یاد می نمائید نه شایسته سنگسری هاست و نه مهدی.

    تصور من این است که دو گروه واکنش نشان دهند. ا- افرادی که با رویکرد دولتی که بنا به هر دلیلی فکر می کنند این نام بهتر است به هر قیمتی باقی بماند. ۲- افرادی با رویکردی مذهبی سنتی که شاید شما آنها را آقا دسته بدانید.

    در شرایط کنونی این دو گروه هرچه تعدادشان کم باشد می توانند کارهای زیادی انجام دهند. اما گذشت زمان نشان خواهد داد همه چیز را آنها نمی توانند تعیین نمایند.
    براستی دیدگاه دولتی راجع به برگزاری یک عروسی چیست؟ آیا شما می توانید پارکینگ هائی که عروسی واقعی در سنگسر آنجا برگزار می شود را ساماندهی کنید؟ من در سنگسر بین ترجیح عموم و دولت شکاف دیدم. شکافی که محدود به آنجا نیست.

    من فکر میکنم هر دو با پشتوانه دولتی شاید بتوانند خیلی کارها بکنند و اجازه ندهند که حتی بلواری بنام عشایر باشد تا چه رسد شهری به این نام.

    با این وجود من فکر من وجود داریم. چه با من خشن باشند و چه مهربان من سنگسری هستم. بیشتر از همیشه.

    برخلاف قضاوت شما که فکر می کنید که طرح این موضوع تنش زااست من فکر می کنم کاملا فرهنگی است. شکی نیست که بسیاری از آن شهر می روند همانطور که پدر من نیم قرن قبل رفت. شکی نیست که بسیاری به آن شهر مهاجرت می کنند. شکی نیست که در طول زمان بسیاری از آداب و سنن کمرنگ خواهد شد. من به سهم خودم در طبقه بندی و ترویج آن تلاش کرده ام، مطلب نوشتم، در حد توانم. شما چه کرده اید؟ احمد کیست؟ کدام احمد؟ شاید بسیاری از هواداران نام سنگسر واهمه دارند که اگر آشکارا با نام خودشان در این خصوص مطلب بنویسند برایشان بد باشد. شما چرا نام فامیلتان را نمی نویسید؟ من پس از سکته قلبیم پایم لب گور رفته است. واهمه ای ندارم. در همه جای دنیا سنگسری بوده ام و هستم.

    • محمد علی یوسفیان:

      جناب آقای نادعلیان، خداوند به شما سلامتی بدهد
      با سلام و احترام، نوشته اید:« تصور من این است که دو گروه واکنش نشان دهند. ا- افرادی که با رویکرد دولتی که بنا به هر دلیلی فکر می کنند این نام بهتر است به هر قیمتی باقی بماند. ۲- افرادی با رویکردی مذهبی سنتی که شاید شما آنها را آقا دسته بدانید. »
      این دسته بندی بسیار نارساست. «افرادی با رویکرد دولتی» به چه معناست؟رویکرد دولتی عیب است یا حسن؟
      به نظر می رسد چنین تقسیم بندی هایی بیشتر ژورنالیستی است تا مبتنی بر واقعیت های جامعه.مگر دولتی های بسیاری در این شهر حضور ندارند که مدافع نام سنگسر هستند؟اتفاقا در سطح مدیریتی نیز حضور دارند.
      گروه دومی که از آنها نام برده اید اکنون هیچ نقش اثرگذاری در مناسبات شهر ندارند.بله مذهبی های شهر اثرگذارند که در لایه های مختلف جامعه هستند. در آینده در زمینه سطوح مختلف واکنشی جامعه در این خصوص، مطالبی تقدیم خواهم نمود.

  • ahmad:

    باعرض سلام وادب
    بنده روز گذشته موفق شدم متن مصاحبه جناب آقای نادعلیان وکامنت های مربوطه را مطالعه کنم ولازم دانستم ضمن تشکر از جناب آقای حیدری-مذیریت محترم سایت سنگسر نیوز – که این فرصت وزمینه را فراهم نمودند، تشکر نموده وبا مشارکت دراین بحث عرایضی را به استحضار طرفین برسانم؛
    ۱- از تمامی بزرگواران عزیز،خصوصا آقایان نادعلیان و یوسفیان،که با متانت ومنطق ودوری از هجو وتحقیر و.. نسبت به اظهار نظر وتبادل افکار در فضائی صمیمی اقدام نمودند به سهم خود تقدیر وتشکر نمایم.
    ۲- قطعا دوستان عزیز این مطلب را می پذیرند که ؛بزرگوارانی مثل جناب آقای نادعلیان،به جهت عدم حضور در منطقه ،از جزئیات مسائل ومشکلات اجتماعی وفرهنگی منطقه مطلع نبوده وبراین اساس ممکن است نسخه های ارائه شده درباب مسائل اجتماعی شهر،هرچند صحیح ومتقن باشد ولی کاربردی وعملیاتی نباشد.
    اینکه آقای یوسفیان اشاره به زمان نامناسب طرح موضوع می نمایند؛ ناشی از شناخت واحاطه ایشان به مشکلات فرهنگی واجتماعی شهر می باشد.شاید بسیاری از خوانندگان محترم که از افراد فهیم شهر می باشند،از اقدامات سالهای گذشته ایشان در خصوص ساماندهی به وضعیت ذبح وقربانی احشام در سطح شهر؛وهمچنین اصلاح مسیر دستجات عزاداری و… به جهت مسئولیت ایشان بعنوان دبیر شورای اجتماعی شهر را به یاد داشته باشند؛که با چه مخالفت ها وتهدیدها وتخریب هائی مواجه شدواین مسائل به ظاهر کوچک با چه واکنشهای تندی مواجه گردید.
    بی شک موضوع تغییر نام مهدیشهر با عکس العمل هایی به مراتب شدید تر وتندتری رو برو گشته وشهر را دچار بحران وآشوب نموده وتنش ها ودرگیری های داخلی و… خارج از ذهن وتصور نبوده وآنانی که با حداقل مسائل اجتماعی وامنیتی آشنا باشند تصدیق می نمایند که هر یک از طرفین ؛ادله وعقاید خویش را برحق دانسته واز موضع خویش عقب نشینی ننموده ونتیجه این امر چیزی جز خشونت ودرگیری نخواهد بود.
    لذا باید مواظب بود که علی رغم نیات خیر وصادقانه دوستان وهمشهریان محترم،این مباحث بذر تفرقه رادربین مردم منتشر ننمائیم که رفع پیامد ومشکات آینده آن چندان آسان نخواهد بود.
    ۳- طرح جناب آقای نادعلیان اگرچه دارای ابهاماتی می باشد ولی به نظر می رسد عنوان یک موضوع جدید ، قابل بررسی در مراجع ذی صلاح باشد.
    ۴- مطلب آخر اینکه بسیاری از ما،مهدیشهریها فکر می کنیم مشکل اصلی فرهنگ وتاریخ وسنن شهر ؛چیزی نیست جر تغییر نام مهدیشهر وهر مشکل فرهنگی واجتماعی که مطرح شود آنرا با تغییر نام مهدیشهر گره زده وخود را از پاسخ منطقی رهائی داده وبه دنبال عافیت طلبی خودمان خواهیم بود؛آیا روبه زوال رفتن ونفس های آخر کشیدن زندگی وآداب وسنن عشایری منطقه وعدم مشایعت ومتابعت فرزندان در ادامه راه والدین خویش در این امر ویا از بین رفتن سنت ها،پوشاک،صایع دستی وهمچنین زبان سنگسری وکاهش شدید انتقال آن به نسل های بعدی،مهاجرت بی رویه از شهر وتغییر بافت شهر به غیر بومی ها وعدم مراجعت برخی از همشهریان حتی بیش از دهها سال که از این منطقه مهاجرت نموده اند و… وبسیاری از این دست موضوعات که ریشه ی آن در موضوعات ومسائل مختلفی است و نیاز به همت دلسوزان دارد. لذا پرداختن به موضوعات تنش زا نه تنها حلال مشکل نخواهد بود بلکه این تن رنجور نیمه جان را هم از بین خواهد برد

    • ایرانی:

      با سلام

      گفته های ما هم در همین حدود بود و منظورمان هم همین بود ولی به آقایان برخورد.

    • محمد علی یوسفیان:

      احمد آقا سلام
      در تکمیل نکات خوب شما این نکته را بیفزایم که اینجانب بعد از تلاش های فرهنگی برای اصلاح برخی نابسامانی ها، اکنون به این نتیجه رسیده ام که ما بیش از اصلاح این امور نیازمند فرهنگ گفت و گوی صمیمانه هستیم.
      موارد مهمی را یادآوری نموده اید؛ با بند چهارم نظرتان کاملا موافقم.

  • آقای ایرانی من از مطلب شما انتقاد کردم. شما اول خودتان را معرفی کنید تا ما بدانیم شخص شما و اقوام شما در مواردی که یاد کردید سهمی ندارند. اگر ایرادها متوجه شما خواهد شد، ابتدا خودتان را اصلاح کنید. در این شهر هم مردم خوب هستند و هم مردم بد. که طبیعی است. این بد است که ما فقط بدی ها را ببینیم.

    در مورد سگسر هنوز هم انتظار دارم دلایل بیشتری را بدانم که ارجاع شاهنامه همان است. این که گفته ام فرضیه است ممکن است اثبات بشود ممکن است نشود. همچنین در مورد تاریخ ۳۴۰۰ ساله دوست دارم ابتدا استدلال ها را بشنوم. نمیدانم چگونه این مبدا تعیین شده است؟ چرا بیشتر نه و چرا کمتر نه؟

  • محمد علی یوسفیان:

    همشهری عزیزی در پاسخ به یکی از پیام هایم نوشته بود:« هر اتفاق احساسی و دفعی قاعدتا جزو هویت شهری محسوب نمی شود» در پاسخ به ایشان نکاتی را نوشته بودم اما ضرورت دارد این نکته بسیار مهم را یادآور شوم:
    حرف هایی برای تاریخ ۳۴۰۰ ساله سنگسر گفته می شود که البته تحلیل و حرف است و سند قابل استنادی هم ندارد.(در این رابطه یادداشتی که در وبلاگم نوشته ام را بخوانید: http://mahdishahr.blogfa.com/post/230) موضوع سکسر در شاهنامه فردوسی نیز از نگاه استاد نادعلیان:« یک فرضیه است. اثبات شده نیست. تنها دو بیت شعر داریم که به سکسار اشاره دارد و بواسطه آن حدس زده می شود. ما هیچ سند قوی نداریم که این فرضیه را اثبات نماید که بوده است و تغییر صورت گرفته باشد.»
    در این بین جالب است که بدانید اکثر سندهای مکتوب قابل قبول در مورد تاریخ این شهر به حوزه اعتقادات دینی باز می گردد. شاید اکثر مخاطبان این مطالب از نتایج جستجوهای آقای سید مرتضی کسائیان بی خبر باشند که ایشان با جمع آوری بیش از هزار سند محکمه پسند-نه حرف و ادعا- در مورد تاریخ دیانت مردم این دیار حرف دارد. بر اساس یکی از این اسناد، صدها سال پیش، کتاب معتبر فقهی و حوزوی به مدرسه علمیه وقف شده است.متاسفانه ما تنها به امور غیرمستند دل خوش کرده ایم و از کنار این اسناد مهم می گذریم. با ادعای مورد تردید سکسار بودن سنگسر، برخود میبالیم و همه جا آن را در بوق و کرنا می کنیم اما سندهای غیرقابل خدشه این شهر را ندیده ایم.
    شهروند عزیز آنچه اتفاق افتاد ریشه دار و عصاره سال ها دیانت و معنویت این مردم بود و آنگونه که شما بیان نموده اید احساسی و دفعی نبوده است

    • شهروند:

      آقای یوسفیان عزیز
      رد فرضیه غلط ۳۴۰۰ ساله به این معنی نیست طول عمر این فرهنگ ۳۵ ساله است. استنادات تاریخی حکایت از پیشینه بیش از ۲۰۰۰ ساله این فرهنگ دارد. ضمن اینکه کسی تاکنون بحثی مبنی بر ریشه دار نبودن دیانت و معنویت در سنگسر مطرح نکرده. چرا سعی می کنید سابقه دیانت این مردم را در برابر فرهنگ بومی قرار دهید؟ آیا مشکلی بود سنگسریها دیندار باشند و نام تاریخی شان را هم داشته باشند؟ حتما باید سابقه دینداری بر سابقه بومی و تاریخی بچربد؟

      • محمد علی یوسفیان:

        سلام
        از کجای نوشته بنده ایجاد تقابل دینداری و فرهنگ بومی برداشت می شود؟سخن بنده،تقبیح یکسویه بودن بسیاری از همشهریان در نگاه به تاریخ منطقه بود.کلام بنده این بود که سند ها را رها کرده و به حرف ها که شاید موجب تمسخر هم بشود چسبیده ایم.

  • محمد علی یوسفیان:

    با سلام خدمت همه دوستان
    در این فکر بودم که دلیل مشارکت کم همشهریان در این بحث چیست(چون مباحث تنها بین چند نفر رد و بدل می شود)به ذهنم رسید که احتمالا آنچه ما درباره اش صحبت می کنیم دغدغه مردم نیست و عموم مردم به این چیزها توجههی ندارند.

    • سنگسری:

      در نظر داشته باشید این مطلب پربازدیدترین و پربحث ترین مطلب این سایت می باشد. ظاهرا مدافعین مهدیشهر به جز جنابعالی خیلی اهل سایت و اینترنت نیستند.

  • ایرانی:

    سلام
    مثل اینکه نوشته های بنده به دل آقایان ننشسته که این نظر رو حذف کردید. نمیدونم به چه دلیل یا به سفارش چه کسی مطلب رو حذف کردید. حالا خدا رو شکر با ترس و لرز و با حذف یکسری از مطلبی که در ذهن ما بود این مطلب نوشته شده بود وگرنه ….
    ما فقط یاد گرفته ایم تا دنبال بهانه ای باشیم که خودمون رو بالا و برتر نشون بدیم.ولی این گول زدن خودمونه.فرهنگ مون در پایینترین سطح جامعه است بعد ما برای اسم میجنگیم.مطمئن باشید چه نام ما سنگسر باشه و چه مهدیشهر تا این تفکرات و این سطح فرهنگ در شهرمون وجود داره درجا میزنیم و همین جایی هستیم که الان هستیم.این اسم نیست که نشانه فرهنگ و شخصیت کنونی جامعه یا شهره.سطح فرهنگ بعضی از مردم شهرتون،تکرار میکنم بعضی، که اسم شهرتون رو بر سر زبونا میندازه.مردمی که میترسن ماشیناشون رو با پلاک شهر خودشون بزنن چون ……
    تاسف زیبنده ترین چیزی است که باید بر زبان آوورد برای مردم شهری که فقط زمانی که نفعشون در میونه پا پیش میذارن باز هم تکرار میکنم بعضی یا اکثریت.
    ای کاش از همون اول مطلبمون رو نمیذاشتید که بخواهید پاکش کنید.هر چند طبیعی این رسم ما سنگسریهاست.

    • سنگسر نیوز:

      با عرض پوزش از آقا یا خانم ایرانی
      مطلب انتقادی شما اتفاقا مطلب خوبی بود منتها به دلیل آنکه با موضوع مورد بحث ارتباطی نداشت مورد انتقاد تعداد زیادی از کاربران قرار گرفت
      این آمادگی وجود دارد با انجام اصلاحاتی مطلب فوق که به لحاظ خود انتقادی نیاز روز جامعه سنگسر می باشد به صورت یادداشت جداگانه منتشر شود.

    • مشاور املاک گلستان:

      ایرانی خوب سلام بر شما
      من به اقتضای شغل اداریم ۳۲ سال در شهرهای مختلف ایران سکونت داشتم و درچند کشور خارجی طی چندین ماه به ماموریت بودم باآدمهای خوب و بد زیادی همکاربودم ومراوده داشتم هرگز ندیدم ونشنیدم کسی از همشهریان خود بدگوئی کند
      بعد از بازگشت به زادگاهم هرگز مطالبی که شما نوشته بودید از همشهریان خوب و با صفایم ندیدم صادقانه عرض میکنم هرگز هرگز

  • سلام آقای لبریشیان

    چند نکته را به اختصار توضیح می دهم

    پویا بودن فرهنگ صحت دارد. اما آنچه که در دهه های گذشته من در سنگسر می بینم تداوم سنن کهن است تا فراموشی و جایگیزینی.

    آنچه من هنوز قانع نشده ام این است که تغییر نام سنگسر به مهدیشهر درخواست اکثریت بوده است.

    من فکر می کنم عده قلیلی چنین درخواست را داشته اند و در فضای شعارزده اول انقلاب تحقق یافته. بسیاری از اماکن نیز برای مدتی تغییر نام یافتند و مجددا به نام اصلی خود بازگردانده شدند.

    دوست دارم اسامی افرادی که این درخواست تغییر نام را داده اند مشخص شود. دقیقا چند نفر. اگر ما باور داریم این خواسته جمعی و حداکثری بوده است.

    موضوع درخواست گذشتگان اهمیت دارد. اما اگر مشروعیت دارد می تواند کماکان محترم باشد. اما من قانع نشده ام که اساسا این خواسته به مفهوم عام آن جمعی و مقبول عموم بوده است. خصوصا اگر ما بلند پروازانه همه سنگسری ها را در گوشه و کنار ایران و دنیا شایسته بدانیم که نظر بدهند. اگر آنها شایسته نظر دادن نیستند دایره کوچکی داریم.

    موضوع داشتن شهرستان سنگسر و شهر مهدیشهر قابل بررسی است. امابا واقعیت تاریخی مغایر است و ممکن است نام شهرستان مهدیشر مورد قبول اقوام مازندرانی زیر مجموعه مهدیشر باشد ولی نام سنگسر مورد قبول آنها نباشد. من به خوبی می دانم که چرا برای گرگان و ترکمن صحرا گلستان را انتخاب نمودند. چون دو فرهنگ هستند نه گرگان بر ترکمن تحمیل شده است و نه ترکمن بر گرگان هر دو با نام گلستان که فقط یک جنگل بوده است وحدت یافته اند. اما در دل مجموعه ما بندر ترکمن را نیز داریم. داشتن بندر ترکمن از وسعت کوچ ترکمن که تا شمال خراسان منطقه جرگلان زندگی می کنند و کشور ترکمنستان کم نمی نماید.
    ما گفتگو می کنیم وبعد نظرخواهی من به این روش ایمان دارم

  • لبریشیان:

    استاد گرانقدر جناب آقای احمد ناد علیان با سلام و احترام
    همانطور که میدانید و بنده هم درس پس می دهم ، با تعریفی که از فرهنگ می شود بخصوص تعریف آقای ادوارد تایلور ، ما چگونه می توانیم بخشی از فرهنگ را که با ذایقه ما خوش است را فرهنگ سنگسری و بخش دیگر ، خوب ویا بد ( البته از نظر خودمان ) با فرهنگ سنگسری تفکیک کنیم ؟ فرهنگ ایستا نیست همواره در حال تغییر و تحول است یک زمانی دین مردم زرتشتی بوده است اما با وارد شدن اسلام مردم آن را پذیرفته اند و در بعضی موضوعات با تلفیق آن فرهنگ راغنا بخشیده اند ، مانند آیین نوروزی ، هرگز ما اجازه نداریم گذشتگان خود را بی اعتبار کنیم مطمعننا مردم راه خود را باز می یابند همانطور که یک زمانی قبل از آقای زیارتی مردم مسلمان آن دوره تحت تاثیر تبلیغات صف می کشیدند و سجل بهای می گرفتند با آمدن آقای زیارتی مردم پی به اشتباه خود برده و خیل عظیمی از مردم نادم شدند و قلیلی باقی ماندن اما همانهایی که باقی ماندن بسیاری از آنها فقط در شناسنامه بهایی بودند و فرهنگ مسلمانان را داشتند . نمی دانم شما در سنگسر تحصیل کردید یا نه مردم آن موقع (البته منظورم نه قاطبه مردم است ) عرصه را بر بهاییان تنگ کرده بودن و مثل ( بایی بونده توک هم دانده ) از آن موقع به وجود آمد.
    چه بسا بسیار ی از بهاییان به همین دلیل وبعضا بدلیل تفاوت فرهنگی و از اینکه زنانشان نمی توانستند باپوششی که دلخواه شان بود درسنگسر ظاهر شوند از سنگسر کوچ کردند . وبعد از انقلاب این موضوع تشدید شد ، چون واقعا مردم و حتی خود بهاییان با اینها برخورد می کردند (البته بنده در رد و یا تایید این نوع برخورد حرفی نزدم فقط آن چه بوده است را بیان کردم).
    با این مقدمه می خواستم به عرض برسانم ، احساسات وعواطف مردم آن دوره این گونه بوده است که در تغییر نام نمود پیدا کرده است ، و من نمی دانم آیا با این کار خدمت به جامعه بهایت بود ه یا نه ؟ که به نظربنده باید در این خصوص پژوهش و تحقیق شود ، امااینکه همواره باید توضیح دهیم که سنگسری مساوی با بهایی است اشتباه است و بنده چینین چیزی نگفته ام . به نظر این حقیر ما باید به موضوع سنگسر با دید وسیعتری نگاه کنیم و در ست است که خواه نا خواه هر کدام از ما احساسات و دید شخصی داریم و خواسته یا نا خواسته آن را مطرح می کنیم اما این دلیل بر تجویز برای دیگران نیست که اگر اینگونه فکر کنیم به مخاطب خود توهین کرده ایم .
    عرض بنده این است که اینکه بیاییم برشی از تاریخ و یا جغرافیا بزنیم و قوم و ایل سنگسری را محدود به آن کنیم درست نیست ، چون ایل سنگسری بدلیل ماهیت زندگیشان خیلی گسترده تر هستند حتی می گویند هژبر در استرالیا هم مکانی را به نام سنگسر نام گذاری کرده است آیا ما باید بگوییم یک سنگسر دیگر هم آنجا داریم ؟ویا نه خود ماهیت و قومیت هژبر است که به آنجا هویت داده است .پس بیاییم بیشتر بر روی این موضوع تمرکز کنیم و در تبیین آن بکوشیم
    بنده با تغییر نام مهدیشهر به این دلیل مخالفم که اولا بخشی از خواسته گذ شته گان را نادیده میگیریم ، ثانیا به هویت مذهبی مردم لطمه می زنیم ، ثالثا ایجاد تنش می کنیم . به نظر بنده بهترین پیشنهاد آن است که ما شهرستان سنگسر و شهر مهدیشهر داشته باشیم .
    در پایان ضمن عرض ارادت دوباره به استحضار می رسانم که بنده هم قصد تقابل نداشته ام امیدوارم که همواره سالم و تندرست باشید .

  • در پاسخ به سئوال ها دیگر آقای لبریشیان موار زیر را اضافه می نمایم
    پرسیده بودند آنهائی که در شناسنامه اشان مهدیشهر قید شده چی می شود؟ آیااحتمال اعتراض آنهادر آینده نیست؟

    این موضوع را آنهائی که تغییر نام داده اند باید پاسخ بدهند. جتی ما افرادی را داریم که در مهدیشهر به دنیا آمده اند ولی دوست دارند محل تولدشان سنگسر باشد و با پیشینه قومی آنها همخوانی داشته باشد.

    فرض کنید من بزرگ می شویم و متوجه می شوم که مادر و پدر من افراد دیگری بوده اند. اگر شخصا متوجه شوم که دو گروه پدر مادر دارم من هر دو گروه را دوست دارم. برای همین در پیشنهاداتم همواره تاکید داشته ام که شهرستان بودن و بخش نوساز شرقی شهر با نام مهدیشهر باقی بماند.

    دقت کنید طرح این دیگاه اشتباه است که هر آنکس در این سی سال با نام و عشق مهدی جان فشانی کرده نامشان با مهدیشهر گره خورده است اشتباه است. چون نجوه بیان شما شامل کل ایرانی ها می شود. مهدیشهر حتی ۶ کیلوتری آن جغرافیای کوچکی است. حتی با داشتن نام مهدی ممکن است قداستی که برای شما دارد چهار کیلوتر بالاتر یا ده کیلومتر پائین تر نداشته باشد. حتما در شهمیرزاد افرادی هستند که به عشق مهدی جان فشانی کرده اند و در تقسیمات کشوری ترجیح می دهند که شهمیرزاد باشند نه مهدیشهر. اگر منظور شما فقط سنگسری ها هستند، باید بگویم که جانفشانی و مجاهدت آنها نباید قرن ها مجاهدت اجداد ما را محو نماید. ما در کنار معدود صفات و ویژگی های بد قرن ها صفات خوب داشته ایم. چرا آن را نادیده بگیریم؟

  • آقای لبریشیان سلام

    موضوعی که شما طرح می کنید در مصاحبه و پرسش ها و پاسخ ها مطرح شده و پاسخ داده شده است. من فکر می کنم آنهائی که این تغییر نام را مطرح کردند خدمت بزرگی به جامعه بهائی کردند. چرا که اگر اینگونه بود کسی نمی توانست این امر را فراموش کند

    حال هر بار که موضوع تغییر نام مطرح می شود ما باید خودمان توضیح دهیم که سنگسری ها بهائی بوده اند. در حالیکه طرح موضوع اینکه سنگسری مساوی است بهائی غلط است و اینکه این آرزو که ما فقط ما دیندار هستیم یا سنگسری یعنی قرینه منتظران مهدی نیاز یک تخیل شرین است. من شهرهای زیادی را در جهان دیده ام که مردم آن دیندار هستند. توجه به آن باور به صورت شمایل و نشانه در تمامی زندگی و کالای فرهنگی دیده می شود. سر دری خانه ها در فروشگاه های صنایع دستی و … کمی چشمهایتان را باز کنید در سطح همان شهر ۳ کیلومتری قدم بزنید. ما که از دور می بینیم جای خود دارد. قصد تقابل نداریم. اما دوست نداریم افرادی که صادقانه خود را دیندار می دانند احساس خودشان را برای دیگران تجویز و یا توصیه نمایند. و یا اینکه خواستگاهی دولتی برای من برچسب تعیین کند. باورها اگر از دل مردم نباشد بر دل نمی شیند. از منظری جامعه شناسانه پوشش زنان آنجا یا دلاور بودن و حتی تقدیم شهید الزاما ریشه دینی ندارد. در همه جای جهان یا ایران مردم کوهستان به دلیل کوچ و مخاطرات جنگجو بودن را نیز یاد می گیرند.
    ما در جنگ چالدران نیز بیشترین شهید را داده ایم. اما مردم کویر حصار کشیدن و دیوار کشیدن را یاد می گیرند. من تمام صفات خوب بد این قوم را می شناسم. امثال و حکم سنگسری اصلا قابل بازگو شدن نیستند. اما وجود دارند. برای خودمان قداستی را نسازیم که بعد شرمنده بشویم. از این پس راضی نیستم کسی من را از مهدی شهر معرفی نماید. دیگر سنگسری ها نیز مختار هستند خود را چه بنامند. من سنگسری هستم و بهائی نیز نیستم. با احترام

    • محمد علی یوسفیان:

      استاد ارجمند جناب آقای نادعلیان
      سلام بر شما
      نوشته اید:« از این پس راضی نیستم کسی من را از مهدی شهر معرفی نماید.»
      ۱٫ فکر می کنم این اظهار نظر با آن طرح اولیه منافات دارد که تنها بخشی از شهر به نام سنگسر باشد؛ بر اساس آن طرح جنابعالی سنگسری از شهرستان مهدی شهر هستید.
      ۲٫ این دیدگاه به نوعی خاتمه دادن به مباحثه و گفت و گو است.
      ۳٫ معنی راضی نبودن هم چندان مشخص نیست.
      ۴٫ وقتی نام شهر رسمی و قانونی مهدی شهر است حداقل حوزه های رسمی نمی توانند با نام دیگر شما را معرفی نمایند.

  • لینک زیر به درد شما می خورد که سنگسری هستید:
    http://maroufi.malakut.org/archives/2013/09/post_473.shtml

  • فرهاد:

    با درود فراوان-نوشته های آقای ایرانی مرا یاد شعری از مولانا انداخت “دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر …. کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست” البته این درد دوری انسان از فطرت پاک خویش گریبان گیر بیشتر مردم ایران و نه فقط مردم شهر سنگسر شده است که امید است با همت همه مسئولین و فرهیختگان دلسوز بتوانیم در مسیر رشد و ارتقاء فرهنگ عمومی جامعه گامهای موثری برداریم.
    اما درباره موضوع تغییر نام مهدیشهر به سنگسر :
    بنده با دیدگاه استاد ارجمند آقای دکتر نادعلیان موافقم. در واقع میتوان با حفظ و بزرگداشت ارزشهای دینی و اسلامی ، به هویت ملی و ایرانی بودن خود افتخار نماییم. لذا زنده نگهداشتن نام تاریخی سنگسر را گامی در جهت تقویت ریشه های فرهنگی ، تاریخی و هویت ملی ما ایرانیان دانسته و بر آن باورم که نیاکان ما گنجینهایی غنی از فرهنگ ، هنر و ادب از جمله واژه نامه زبان سنگسری ، گاهنامه (تقویم) سه هزار و چهار صد ساله سنگسری ، صنایع دستی و موسیقی عشایر سنگسری و …که از حوصله این نامه خارج است ، بر جای نهاده اند و این رسالت ملی هر ایرانی ست که از این گنجینه های اصیل و نایاب گذشتگان خویش که همچون چراغی فروزان راهنمایی نسلهای امروز و فردای جامعه ماست ، پاسداری و پیشتبانی کند.
    معهذا پیشنهاد میشود در شرایط کنونی به منظور حفظ وحدت و همدلی بیشتر ، نام شهرستان همچنان مهدیشهر باقی بماند اما نام شهرمان در جغرافیای کشور پهناور ایران به سنگسر تغییر یابد.
    همواره شاد و سربلند باشید

  • محمد علی یوسفیان:

    جرقه تغییر نام سنگسر به مهدیشهر در سال ۵۱ زده شد. رژیم مخالف این تغییر بود، اما نام مهدیشهر در بین مردم روز به روز گسترش می یافت.این اقبال عمومی تا جایی پیش رفت که در سال ۵۴، رئیس شهربانی سنگسر طی نامه ای از بخشدار سنگسر می خواهد که این خواسته مردم در انجمن شهر یا شهرستان مطرح شود.

    سند زیراز سندهای مهم و ماندگار در تاریخ این منطقه است.

    بعد از انقلاب تنها شرایط قانونی برای تغییر نام شهر مهیا شد. در پاییز یا تابستان سال ۵۸ سنگسر رسماً مفتخر به نام مهدیشهر گردید.

    متن سند:
    از شهربانی سنگسر به بخشداری سنگسر

    موضوع:نام بخش سنگسر

    محترماً همانطور که استحضار دارید، پس از پیروزی مسلمانان بخش سنگسر از فرقه بهائی در مورد قلعه،اطلاعیه هایی به منظور کمک و مساعدت جهت احداث ساختمان حسینیه المهدی چاپ و منتشر نموده اند. داوطلبین با خرید اعلامیه مزبور که مبلغ ان متفاوت می باشد برای بناء حسینیه کمک می نمایند. مفاد اعلامیه مذکور حاکمیت سنگسر به نام نامی حضرت مهدی (عج) مهدیشهر نامیده شود. حتی بدون هیچگونه اعلام قانونی در تابلو و پرچم، تمام بر کلمه مهدیشهر قید گردیده . چون نامگذاری شهرها و یا تغییر نام انها از وظایف وزارت کشور می باشد. مستدعی است مقرر فرمایید خواسته اهالی در انجمن شهر یا شهرستان مطرح و پس از تایید وزارت کشور منعکس و از نتیجه، این شهربانی را آگاه فرمایید.

    رئیس شهربانی سنگسر-ستوان یکم-فرج ا… اعصار

    • سنگسری:

      از کجای این مطلب بر می آید که مردم خواهان تغییر نام بوده اند؟ همان کسانی که رفتن بچه ها به مدرسه و تماشای تلویزیون را حرام دانسته و دخالت روحانیون را در سیاست مجاز نمی دانستند همین دیدگاه را در رابطه با نام سنگسر داشتند که مردم هم توجهی به این افاضات آقایان نمی کردند. اینکه در قبض کمک به مسجد نوشته بودند مهدیشهر و مردم با خرید این قبض به ساخت مسجد کمک می کردند دلیل نمی شود بگوییم مردم با تغییر نام موافق بوده اند. خیلی از سنگسریها این قبضها را هنوز دارند کار سختی نیست اگر از آنها بپرسید آیا با گرفتن این قبض می خواستند به ساخت مسجد کمک کنند یا اسم سنگسر را عوض کنند.
      راست می گویید یک نصفه سند رو کنید که حداقل درصد قابل قبولی از جمعیت سنگسر چه قبل و چه بعد از انقلاب درخواست تغییر نام داده باشند. تاسف آور این است که شیخ حمید روحانی به تنهایی بعد از انقلاب در شرایطی که به دلیل فعالیت سیاسی از طرف پدرش طرد شده بود برای آشتی دادن پدر با انقلاب این خواسته ایشان را بدون توجه به مردم سنگسر با امضای بنی صدر به ثمر رساند و البته نمی دانم به هدفش رسید یا نه.

      • ّفارسی:

        قشر مومن ومذهبی چه درزمان گذشته و چه در زمان حال به برکت وجود علمای جلیل القدر اکثریت مردم این شهر را تشکیل داده اند.
        واین تغییر نام انجام نشد مگر به خواسته همین مردم

        • سنگسری:

          فارسی جان
          کسی نگفته که اکثریت مردم این شهر مومن و مذهبی به برکت وجود علمای جلیل القدر نیستند. صحبت اینه اکثریت مردم دنبال تغییر نام نبوده اند.از نظر بنده کار کار پسر محترم آن عالم جلیل القدر بوده. سند دارید ثابت کنید همه موافق تغییر نام بوده اند.

    • علیجان:

      وقتیکه رئیس شهربانی رژیم شاه این خواسته را مطرح میکند یعنی رژیم با این تغییر موافق بوده عجب!!!

  • ب-ف:

    تقدیم به هنرمند عزیز احمد نادعلیان

    دلم ز راه و رسم مردمان شهر خود گرفته است
    کسی‌ شکایتی نمیکند
    خبر ز روز رفتن نمیدهد
    مگو به من
    ز این دو دستگی و نفاق
    ز این نام گذشته در زوال
    ز این نام مقدس بازیچه دست این آن
    ز این دردها و زخمهای گذشته و حال
    مگو! مگو کزین سرای پرشده ز یادها
    ز قبر های خشک شیرها
    چه غره های وحشتی
    کمین بکرده خانه مرا
    دل شکسته مرا
    خیال شاد بودن هم نمیکند
    در خیال آرامش هم وطن
    کجا سفر کنم ز این هراس بی‌ امان دور از وطن
    حریر این عروس کشته تن
    نه از تو دل توان بریدن و
    نه از کمند یاد تو رها
    چه کرده‌ای تو با من
    زبان خفته‌ای تو‌ای میان دام حادثه
    چه روز‌ها که چشم تو بدید و دم مزد
    چه قلب‌ها که در تو عاشقانه مرد و رفت.
    در آن دمی که مرگ هم عنایتی نمیکند
    میان نام و نشان به یاد رفته ا ت
    نه می‌توان ترا ندید
    و نه می‌توان با نام جدیدت بدون هویت به آسمان رسید.
    میان گذشته و حال
    میان این و آن
    میان این دو دستگی و زوال
    این خون جگر من است که در غمت چکید.
    چکامه نیست این وطن!
    حکایتی ز رفتن خاطرهاست .
    این ثانیه ها هم جزو همان خاطرهاست .

  • لبریشیان:

    با درود بی کران بر استاد احمد ناد علیان و نویسنده گرانقدر آقای اسماعیل حاج علیان مصاحبه ای قشنگی را ترتیب داده اید تشکر می کنم باید خدمت شما عرض کنم کسانی که در سن و سال بنده هستند می دانند قبل از انقلاب ذرهر جای ایران مخصوصا در تهران وقتی می گفتیم سنگسری هستیم همه فکر می کردند که ما بهایی هستیم وما می خواستیم با تغییر نام این خفت را بپوشانیم و البته فضای آن موقع هم طوری بود که تا سالیان سال این حس در همگان وجود داشت اما با کمرنگ شدن این حس کم کم دوستانی علم سنگسر را بدوش گرفتن و واسنگسر سر دادن که البته تا حدودی خق دارند و باید مواظب باشند که از آن طرف بام پس نیفتند من به تند روهایی که آمدن و تابلو ایل عشایر سنگسر را بر داشتند همانقدر مخالفم که با تندروهایی که می خواهند نام مهدیشهر را پاک کنند! ولی واقعا می خواهم بپرسم عشایر ایل سنگسر که ما به آن افتخار میکنیم بخاطر دیانتشان ،معرفتشان ، مهمانوازیشان و عفت و پاکدامنی زنانشان و … فقط به یک محدوده جغرافی کوچک محدود می شود که ما نام آن را سنگسر ویا مهدیشهر بگذاریم که به نظر این حقیر به همه گذشتگان و آیندگان ایل سنگسر ظلم کرده ایم . چرا نمی آییم از ایل سنگسری حرف بزنیم که دامنه کوچ آنها از کویر طبس تا کو های قزوین گسترده بوده و در این گستره از گنبد گرفته تا تهران و جاهای دیگر پراکنده شده اند ؟و اما چند سئوال دیگر اگر بخاطر آنهایی که در شناسنامه شان سنگسر قید شده نام سنگسر را تغییر دهیم تکلیف آنهایی که در شناسنامه شان نام مهدیشهر قید شده چی می شود؟ آیااحتمال اعتراض آنهادر آینده نیست؟ و تکلیف این سی سال و هویت افرادی که با نام و عشق مهدی برای این مملکت جان فشانی کرده اند و نامشان با مهدیشهر گره خورده چی ؟ با تشکر از همه عزیزان

  • آقای یوسفیان سلام

    دیدگاه شخصی من زدودن شهرستان مهدیشهر نبوده است. محفوظ داشتن تاریخ و فرهنگی است که حتی اگر چند کیلومتر هست به آن افتخار می کنم. شکر خدا جغرافیای کوچک ما وسیع است.

    برای تغییر نام رفراندم نیاز نیست. همانطور که شما می گوئید به خواست مردم این تغییر نام صورت گرفته است. نتیجه می گیریم این حق برای مردم محفوظ است. آنها با رفراندم این کار را انجام نداده اند. اما ما به وقت آن طومار تنظیم می نمائیم. گمان می کنم کمیت افراد در این خصوص به مراتب بیشتر باشد.

    برای من روشن نیست چند نفر درخواست داده اند که مام سنگسر مهدی شهر شود؟ تعداد آنها باید مشخص شود. درخواست من این است تعداد و افراد مشخص شوند. آیا پیگیری آقای حمید روحانی یا تدبیر آقای زیارتی موجب تغییر نام شده است. آنها با چه پشتوانه ای این کار را انجام داده اند؟ دوست دارم مشخص شود.

    اگر حتی روزی این دیدگاه بازگرداندن نام سنگسر پذیرفته نشود، که من یقین دارم روزی خواهد شد، شخصا ترجیح میدهم سنگسری از دنیا بروم همانطور که سنگسری به دنیا آمدم. این حق برای همه علمای شیعه محفوظ است. ما آنها را با نام شهرشان می شناسیم.

  • محمد علی یوسفیان:

    در برخی اظهارنظرهابر روی همه پرسی و کسب نظر اکثریت مردم در خصوص نام شهر تاکید می شود و عمدتا نیز اینگونه القا می گردد که اکثریت با نام سنگسر موافق هستند.البته برگزاری رفراندوم برای این موضوع نه منطقی و نه اجرایی است اما با احترام به همه دوستان عزیز؛یکی از شیوه های عملیات روانی همین است که گروهی خود را اکثریت معرفی کرده و تبلیغ نمایند.
    نمی خواهم بنده هم مثل این دوستان از حربه خوداکثریت بینی استفاده کنم اما همین مقدار عرض نمایم که آنگونه ای که برخی تصور می نمایند نیست.تقریبا همه ما با لایه های اثرگذار مردم کمتر ارتباط داریم و حوزه ارتباطاطمان محدود است.

  • محمد علی یوسفیان:

    یکی از استدلال هایی که برخی برای ضرورت تغییر نام شهر ذکر می کنند این است که سنگسر شناخته شده تر است.
    می گویند بسیاری از غیر مهدی شهری ها، این شهر را بعنوان سنگسر می شناسند و نام مهدی شهر برایشان نامانوس است. جهت اثبات این مدعا هرکس به یک یا چند تجربه شخصی در این خصوص اشاره می کند. اما این ادعا، ادعای نادرستی است چرا که ممکن است برخی از قدیمی هایی که به نحوی با سنگسر آشنابوده اند با نام جدید آشنا نباشند اما مطمئناً بسیاری دیگر از نسل جدید تنها با مهدی شهر آشنایند و از سنگسر اطلاعاتی ندارند. ضمن اینکه به حدی که در این چند ساله بعد از انقلاب نام مهدی شهر در رسانه ها تکرار شده است در تاریخ گذشته این شهرتکرار و تبلیغ نشده است.
    بر فرض تغییر مجدد نام این شهر از مهدی شهر به سنگسر، مطمئناً برای کسب همین جایگاه فعلی از بُعد شناخت عمومی نسبت به شهر، باید ده ها سال تلاش کرد. استدلال دیگری وجود دارد مبنی بر اینکه چون حوزه نفوذ و اطلاق مهدی شهر از حد محدود سنگسر (محدوده لیتو، طالب آ باد، کوه اله صفه و تل کبود) بسیار فراتر رفته و شامل شهمیرزاد، چاشم، درجزین و … هم شده است نه تنها معروفیت سنگسر کمتر نشده بلکه بسیار شناخته شده تر گردیده است و بازگرداندن مهدی شهر به سنگسر، محدود ساختن آن به محدوده ای با ۴ یا ۵ کیلومتر مربع وسعت می باشد.

  • آقای کسائیان و دیگر دوستان سلام

    لطفا همه پاسخ های قبلی را به دقت بخوانید. سئوال هائی را مطرح ساختیم.

    دعای خیر آن حضرت به چه کسی می رسد. فقط مردم سنگسر؟ همه مردم آنجا. چرا؟ چه برتری نسبت به سایر مردم دارند؟
    اگر خیری می رسد این یک معامله نیست؟ من مشکلی نمی بینم که مردم نام شهرشان را انتخاب نمایند. اما تمنای دعای خیر نباید پیشینه من و امثال من را پاک نماید

    دیدگاه و نظر آقای یوسفیان که تغییر نام مجدد اشتباه است محترم اما باید دید این دیگاه به چه میزان مورد قبول عموم است.

  • آقای بهنام سلام

    سئوال شما را جواب می دهم. موضوع اینکه سنگسر سکسر و یا سکسار بوده است یک فرضیه خیلی قوی است.

    رونوشت شناسنامه شخص من، پدرم، مادرم موجود است. در یاداشتی که در آینده خواهم نوشت ارائه خواهم داد. در ضمن در یک سند زمین مربوط به پدر بزرگ مادر من نوشته شده جسین سنگسری معروف به ذوالفقاری. و عقدنامه هشتاد سال پیش مادر پزرک و پدر بزرگ من نیز موجود است. همه متولد سنگسر هستند. همه این اسناد را به وقتش ارائه خواهم داد.

    آقای محترم موضوع سکسر یک فرضیه است. اثبات شده نیست. تنها دو بیت شعر داریم که به سکسار اشاره دارد و بواسطه آن حدس زده می شود. ما هیچ سند قوی نداریم که این فرضیه را اثبات نماید که بوده است و تغییر صورت گرفته باشد. بهتر است پژوهشگران در این خصوص پژوهش بیشتری انجام دهند. ما هیچ سندی نداریم که گفته شود سکسری ها دامدار بوده اند. اگر مدرکی دارید ارائه دهید. اگر منظور این باشد که سکسر از سکا ها می آید این ادعا در مورد سقز نیز وجود دارد.

    تاریخ و متون تاریخی به یقین ما را سنگسری می شناسد.

    اسم مهم است. در چند صد سال گذشته هزاران سند در مورد سنگسری ها نوشته شده است. ما نمی خواهیم ارتباط تاریخی با میراث فرهنگی و قومی خود را از دست بدهیم. این اسناد را نیز ارائه می دهیم. کمی صبر کنید.

    از مدیریت سایت درخواست می شود که مطالب و دیگاه های علمی را منعکس نماید. شعار دادن و نا سزا گفتن بهتر است وارد بحث نشود. متاسفانه در دیگر شبکه های اجتماعی اینگونه است و این پسندیده نیست.

    در خصوص تقسیم بندی با نام املاک گلستان باید بگویم که من برای دوستانی که می خواهند مهدیشهر داشته باشند احترام قائل هستم. شهرک بزرگ جنوب شرق سنگسر می تواند مهدیشهر نامیده شود و همچنین بخش مهدیشهر.

    من هنوز مقاله علمی خود را ننوشته ام. بهتر است فرصتی برای دوستان فراهم کنیم اگر مباحث علمی دارند آن را به صورت منسجم ارائه دهند.

  • عرفان:

    برادران سنگسردوست چه اصراری دارند از تحقیر شهرستان مهدیشهر. نمیدانم واقعا… میخواهند اسم مهدیشهر نباشد حتی اگر سنگسریها در نزد دیگران تحقیر و مرکزیت شهرستان مهدیشهر زیر سوال برود! یا سنگسری نیستند و … تغییر نام سنگسر به مهدیشهر در اوج قدرت ثابتی ها(سنگسری) ودکترایادی(شهمیرزادی) از افتخارات ماست. سالها به آن افتخار میکردیم ما را چه شده است چرا ؟ والله من همانطور که افتخار میکنم سنگسری هستم از نام شهرستانم مهدیشهر به خود میبالم. نامی که همه مردم شهرستان مهدیشهر از درجزین تا شهمیرزادیهاوچاشم تا فولاد محله قبولش دارند و به آن افتخار میکنند.

    • سنگسری:

      زیر سوال رفتن مرکزیت شهرستان مهدیشهر چه ربطی به موضوع سنگسر داره؟ اتفاقا این موضوعات زمانی اتفاق افتاد که بحثی در این باره مطرح نبود و صدای “مهدیشهر، شهر امام زمان ” گوش فلک را کر کرده بود
      فراموش نکنید تغییر نام سنگسر بعد از انقلاب با پیگیری حمید روحانی و صرفا برای آشتی دادن پدرشان با انقلاب و با امضای بنی صدر اتفاق افتاد. در زمان ثابتی و ایادی سنگسریها بزرگترین کار ممکن و آن شکست جریان بهائیت را در دادگاه آن رژیم انجام دادند و البته نه تنها نام سنگسر عوض نشد که به بسیاری از افاضات آقایان نظیر به مدرسه نرفتن کودکان، حرام بودن تلویزیون و … نیز توسط مردم توجهی نشد.

  • محمد علی یوسفیان:

    جناب آقای مصصم
    سلام بر شما
    بنده همانگونه که در کامنت های قبلی عرض نمودم، تغییر نام سنگسر به مهدی شهر ضرورتی نداشت. برای اینگونه مباحث همه پرسی معمول نیست و معمولا جو عمومی و فضای عمومی جامعه چنین مباحثی را رقم می زند.نامه رییس شهربانی سنگسر در سال ۵۴ که تصویر آن در وبلاگم قرار دارد گویای برخی از زوایای ماجراست. البته پیشنهاد اولیه ظاهرا از سوی یکی از اطرافیان سنگسری الاصل آیت ا.. زیارتی-که بنده هیچ ارادتی به ایشان ندارم(منظور آن بنده خداست نه مرحوم زیارتی)-ارایه شد. اگر هم نظر شما درست باشد که لابی همشهریان سمنانی کار را به نتیجه رساندند سوال اینجاست که مهدی شهری های غیرتمند و سنگ سری که ما به آنها افتخار می کنیم و سنگشان را به سینه می زنیم در آن مقطع کجا بودند؟ هیچ ندای اعتراض آمیزی از آن سال ها گزارش نشده است.
    تمام حرف بنده این است که اگر هم آن کار را نادرست، اشتباه و احساسی بدانیم، طرح تغییر نام مجدد نادرست تر، اشتباه تر و احساسی تر است.کسی فرهنگ سنگسری را انکار نکرده و اتفاقا جای کار بسیاری دارد.
    نکته دیگر اینکه ما با تغییر دادن نام سنگسر بی هویت نشدیم بلکه در شناسنامه هویتی ما تغییر نام شهر نیز وجود دارد(دقت شود)

  • مشاور املاک گلستان:

    بحثی بسیار جالب وخوبی بود بنظرم بهتر است کفایت مذاکرات از سوی مدیر محترم سایت اعلام گردد و این پیشنهاد در سایت به نظر سنجی گذاشته شود:
    مهدیشهر دارای سه ناحیه میباشد:
    ۱- ناحیه طالب آباد ( شامل محله طالب آباد ، شهرک فاطمیه ، شهرک شهدا و محله راهبند )
    ۲- ناحیه سنگسر ( حدفاصل میدان شهدا تاچهاراه المهدی و میدان امام رضا (ع)در طرفین شرقی وغربی )
    ۳- ناحیه زیارت ( حدفاصل بلوار ۲۲بهمن تا دربند شامل محله زیارت ، شهرک انقلاب و شهرک لاله )
    فکر کنم جناب نادعلیان و جناب یوسفیان با این پیشنهاد راضی باشند

    • محمد علی یوسفیان:

      سلام بر شما
      اظهار نظر در مورد پیشنهاد شما سخت است.نکته ای که فی البداهه به ذهن می رسد این است که ما با این کار زیارت و طالب آباد را از خودمان جدا می کنیم.تا آنجائیکه به ذهن بنده می رسد مردم این دو منطقه خود را سنگسری می دانند؛به نظر شما اهالی شهرک شهدا و فاطمیه یا انقلاب که از مناطق مختلف شهر،گردهم آمده اند با اسم نواحی که شما ذکر نموده اید رابطه برقرار می کنند؟دوستان دیگر هم نظر بدهند تا بحث شفاف تر گردد.
      پیشنهاد بنده این است که گروهی از دلسوزان جمع شده و با همکاری دستگاه های دولتی پژوهشکده ای برای پژوهش در خصوص فرهنگ و زبان سنگسر ایجاد نمایند. تاثیر این اقدام از بقیه کارها بیشتر و ماندگارتر است.اگر می خواهیم فقط به نام دلخوش نکنیم باید در این راه قدم برداریم.

  • علی ابراهیمی:

    با عرض سلام و ادب و احترام خدمت همه دوستان که در این مباحث شرکت نموده اند بنده همشهری شمام ولی مقیم تهرانم و در وبلاگ آقای یوسفیان پیشنهادی داده بودم برای اتمام این مباحث و رسیدن همه موافقان و مخالفان نظر تغییر نام شهرمون و فقط و فقط وفقط دلیلم این بود که به وحدت ما خدشه ای وارد نشود و در شرایط فعلی بسیاری از کارهایی را که باید برای شهرمون انجام بدیم روی زمین مونده و به نظر بنده مباحث آکادمیک و دور از احساس و علمی اشکالی نداردو قطعا هم مفید و سودمند خواهد بود لیکن همچنانکه برخی دوستان اشاره کرده اند خدای ناکرده مشغول کردن ما به خود و همان ضرب المثل معروف تفرقه بنداز و حکومت کن نباشد بنده فقط احساس وظیفه کردم که این مطلب بسیار بسیار مهم رو به همه عزیزانم یادآوری نمایم. باتشکر

  • جناب اقای یوسفیان عزیز
    با درود بشما و دیگر همشهریان
    فرمودید”مردم نام سنگسر رابه مهدیشهر تغییر دادند” این حرف شما زمانی قابل قبول است که یک همه پرسی در این رابطه صورت گرفته بود.در حالیکه این موضوع خواسته اقای زیارتی و اطرافیانش خصوصا همشهریان سمنانی! که در کنارش بودند میباشد. متاسفانه بذر نفاق از ان موفع در بین سنگسریها پاشیده شد و حالا ثمره اش را میبینیم.
    فرمودید ادبیات،تاریخ،حافظ و…به شیراز گره خورده و نمیشود شیراز را عوض کرد.با وجود نام سید علی محمد شیرازی بعد از انقلاب همچنان شیراز ماند ولی سنگسریها قرار بود بی هویت شوند،سرمایه و بودجه…انها مصادره شود میبایستی اسم سنگسر عوض میشد.
    در جواب جناب “همشهری” عزیز بایستی عرض کنم از بعد از تغییر اسم سنگسر چیزی جز تحقیر،توسری خوردن،پایمال شدن حقوق و بودجه شهر،تعطیلی و غارت کارخانه های هژبر یزدانی و…چیز دیگری ندیدیم نمیدانیم این دعای خیر به کجا میرود؟
    اقای یوسفیان فرمودید”در مقطعی شدیدا ضرورت داشته” بایستی عرض کنم زمان تغییر اسم سنگسر بعد از انفلاب بود و ان موقع بساط تمام ان علل تغییر اسم که جمع شده بود پس چه اصراری به تغییر اسم سنگسر بوده؟

    • کسائیان:

      جناب مصمم اگه جرعه ای معرفت وشناخت نسبت به ان حضرت داشتی وچشم دلتو خوب باز میکردی میفهمیدی دعای خیرشان چگونه به مردم مهدی شهر میرسد.
      در ضمن تحقیر،توسری خوردن،پایمال شدن حقوق و بودجه شهرو……..به خاطر بی کفایتی مسئولینی هستش که با ارا مردم همین شهر روی کار امده اند ونتونستند از حقوق شهر به خوبی دفاع کنند.
      پیشنهاد میکنم مقاله اقای یوسفیان در رابطه با اری کثیف در انتخابات گذشته را حتما مطالعه کنید

  • جواد:

    به به! چه خبــــــــــره اینجا!
    چه بحث داااااااااغی!

  • اشکبوس سنگسری:

    گرامی نویسندگان پر توشه و توان سنگسر
    روی سخنم با همه ی شماست..بگذارید نام بزرگ مهدی در ستیغ پاکی و والایی استوار بماند و آلوده ی کشمکشهای زمینی ما مردم نگردد.این دگرگونی نام کار به جایی نخواهد برد و دردی را بهبود نشاید بخشید .بارَش بار سیاسیست و فرو نشاننده خشم درون برخی از پی ورزان…بیایید به دور از دوگانگی و دشمنی نوباوگانمانرا دانش دوستی و برادری و همزیستی و برابری بیاموزیم تا بهتر زندگانی نمایند و از این جهان آفرینش بهره ی پاکی و شادی و تندرستی و بهزیستی برند. نیک بدانید که گذشته از آنچه در میهن و سرزمینمان میگذرد در پهنه ی گیتی نام سنگسر شکوفاست..از گروئینلند تا فالکلند و از خاور خاور تا باختر باختر دیگر مردمان با نام بزرگ سنگسر آشنا بوده و ارزشهای یادمانی(تاریخی) آنرا میستایند و کسی سنگسر را با نامی دیگر نمیشناسد.نام گرامی آن بزرگوار جهان افروز را که همه ی جهان سزاوار نام اوست در چنبره ی (مهدیشهر)گرفتار نسازیم
    ایدون باد……..اشکبوس سنگسری

  • مدیریت سایت منبع گفته های رئیس جمهور شامل

    خاطرات دکتر حسن روحانی؛ جلد اول: انقلاب اسلامی

    سال نشر : ۱۳۸۷

    نویسنده(گان) : دکتر حسن روحانی

    شابک : ۹۷۸۶۰۰۵۹۱۴۸۰۱

    تهیه شده در : معاونت پژوهشهای فقهی و حقوقی

    توجه کنید رئیس جمهور ما در سال ۱۳۸۷ مهدیشهر را سنگسر می نماید

  • جناب آقای یوسفیان و دوستان دیگر سلام مجدد

    از کلیت نوشته های شما می توان استباط کرد که به دو دلیل احتمالا نام سنگسر به مهدی شهر تغییر یافته است.

    ۱- چون نام سنگسری تدائی بهائیت می کرده است
    ۲- ارادت مردم به امام عصر

    مورد اول را من توهین به خودمان می دانم. من هیچگاه آن را نمی پذیرم. کماکان دوست دارم سنگسری باقی بمانند. حتی اگر خیلی از آنها یاقی، رابین هود زمانه ، عالم یا بهائی باشند. ما نباید اجازه بدهیم

    در مورد دوم نیز شما می خواهید بگوئید این مردم ارادت دارند. درخواست من این است ارادت آنها پیشینه تاریخی و قومی من را پاک نکند.

    و شاید از کلیات صحبت شما متوجه شدم به دو لیل شما بازگشت نام را ضروری نمی دانید

    ۱- فکر می کنید حالا این خطه بنام مهدیشهر شناخته شده است و با تغییر ما شاید گم شویم.
    ۲- رابطه درونی بین این نام و فرهنگ آنها نمی بیند

    در مورد دلیل اول باید بگویم که عظمت نام سنگسر در مقایسه این دوره کوتاه که مهدیشهر نامیده شده قابل مقایسه نیست. ما صدها کتاب و ارجاع به این نام داریم. ما با این تغییر نمام تمام رشادت های تاریخی این قوم را نادیده گرفته ایم.

    به نکات زیر دقت کنید رئیس جمهور منتخب فعلی آقای روحان در خاطرات خود زمان که از آقای زیارتی که به زعم شما با هدایت او نام سنگسر به مهدی شهر یافت به صورت کامل نام مهدیشهر را نمی برد. او در سطر دوم زیارت را یکی از روستاهای سنگسر معرفی می نماید.

    مرحوم آقای زیارتی در سنگسر(مهدی شهر فعلی) نفوذ زیادی داشت و خودش نیز اهل (زیارت)، یکی از روستاهای سنگسر بود.ایشان مریدهای فراوانی داشت و به کمک آنها به بهائی های سنگسر فشار می آورد. با ادامه مبارزه آقای زیارتی بر ضد بهائی ها، عده ای از بهائی ها آنجا را ترک کردند. بعضی از بهائی های سنگسر نیز اعتقادات خود را پنهان می کردند ودر ظاهر خود را مسلمان معرفی می کردند، حتی هژبر یزدانی نیز که به دربار مربوط بود و صاحب زر و زور بود بر اثر فشار زیاد مجبور شد نزد آقای زیارتی برود و اظهار مسلمانی کند. مقصود اینکه مرحوم زیارتی شخصیت محترم و ارزشمندی بود و در عین حال افکار و عقاید خاص خودش را داشت. مثلاً ورود به مدرسه و دبیرستان و دانشگاه را حرام می دانست و از استفاده از قاشق و چنگال و بلند گو پرهیز می کردو پوشیدن کت وشلوار و پیراهن یقه دار را نهی می کرد. دلیل آن هم این بود که ما نباید دنباله رو خارجی ها باشیم و تشبه به کفار داشته باشیم. کت و شلوار را لباس اهل کفر و استفاده از قاشق وچنگال را جزو آداب و رسوم غربی ها میدانست. وی معتقد بود که بچه ها در مدرسه جدید منحرف می شوند و لذا نباید اجازه داد که به این مدارس بروند. بر اساس همین نگرش، ورود روحانیون به مسائل سیاسی را هم به مصلحت و حتی شایسته روحانیت نمی دانست و می گفت: وظیفه روحانیون، منحصرا امور شرعی و دینی مردم است”

    علی رغم اینکه من پیرو فتواهای آقای زیارتی نبودم برای ایشان به عنوان عالم احترام قائل هستم. اما براستی با گذشت زمان آیا توصیه های ایشان عملی است. آیا هر دیدگاهی که ایشان داشته اند و همان دیگاه را دگراندیشان دارند ما می توانیم ایشان را در صف آنان قرار دهیم. به صورت مشخص جدائی دین از سیاست. امروزه افراد بی دین به شدت طرفدار این دیدگاه هستند. در نتیجه اگر آقای زیارتی از نظر سیاسی دیدگاه مشابه افراد بی دین داشته باشد بی دین نیست.

    من حتی برای دیدگاه برآمده پس از انقلاب ارزش قائل بودم. و نظرم بر این بود برای احترام به افرادی مثل شما شهرستان ما مهدی شهر باقی بماند و بخش نوساز شهر نیز مهدیشهر نام بگیرد.

    اما از دوستان شنیدم که افراد متعصت حتی تابلو عشایر سنگسر را از خیابان شهر بر میدارند. آیا می توانند نام سنگسر را از شرح حال من نیز بردارند. اینجاست که بهتر است موضوع را متعصبانه نبینیم.

    در بعضی از نوشتارها و درخواست ها از دولت به نظر می رسد که در این شهر نام مهدی را هزینه می کنند تا امتیاز بگیرند. اما فراموش نکنید همان کسی که دم از امام عصر می زد با جداشدن شهمیرزاد موافقت کرد.

    آن روز ها مردم می گفتند مهدیشهر تجزیه می شود! بهتر است بپذیریم این نام گذاری های صوری دوست داشتن امام زمان نیست. مگر این نام تجزیه شدنی است؟

    برای همین ضمن اینکه من موانع قانونی را درک می کنم دوستی با مردم شهمیرزاد را ترجیح می دهم. دوست دارم برای آن شهر نیز کار کنم. اهمیت دادن به اقوام و فرهنگ ها خوب است. اما شکاف پسندیده نیست.

    اگر موضوع پایان یافته بود که دیگر ضرورتی نداشت شما مقاله بنویسید. مسئله وجود دارد.

    به هر حال من قانع نشدم. و در آینده اقدامات زیر را انجام می دهم

    ا- ارتباط تاریخی سنگسر با آن اقلیم و فرهنگمان را به صورت یاداشتی خواهم نوشت. ایران باستان در فرهنگ ما سهم عظیمی دارد.

    ۲- دیدگاه صاحبنظران و بزرگان سنگسری را جویا می شوم. اگر افرادی مثل ما که در سنگسر به دنیا آمده ایم و یا حتی شاید افراد زیادی در سنگسر به دنیا نیامده باشند ولی سنگسری باشند نیز در این زمینه جویا می شوم. البته بواسطه برگزاری جشنواره ها و افرادی که به من مراجعه می کنند دیدگاه آنها را می دانم. در پایان آن را به مسئولین شهر منعکس می نمایم. یقین دارم روزی بخش تاریخی شهر سنگسر نامیده می شود. چون هست.

    با احترام

  • بهنام:

    سلام استاد عزیز جناب احمد نادعلیان

    سوال داشتم لطفا جواب بدهید

    شما گفتید
    (( سنگسر تاریخی که اسمش توی شناسنامه من است، کجای جغرافیای ایران کنونی است))

    لطف کنید بگید
    سکسر یا سکسار که اسمش در تاریخ است کجای شناسنامه شماست ؟

    چرا تعدادی آدم جم شدن اسم سکسر یا سکسار را تغییر دادن و سنگسر نامیدن ؟

    ما الان از نظر تاریخی بی هویت شدیم آیا ؟

    یا اینکه جد جد شما یه زمانی نگفته
    سکسر یا سکسار تاریخی که اسمش توی شناسنامه من است، کجای جغرافیای ایران کنونی است ؟

    کلا اسم چقدر مهمه آیا کارهای واجبتر دیگه ای ما نداریم ؟

  • محمد علی یوسفیان:

    جناب آقای نادعلیان
    فرموده اید « اگر آن حضرت منجی عالم است سنگسر برای ایشان نامی کوچک است. آیا آن حضرت این شهر را برگزیده یا ما برایش برگزیدم.» قطعا همینگونه است که نوشته اید.اگر جایگاه موعود را در تکوین و تشریع بدانیم اعتراف خواهیم کرد که شهر کوچکی، چون شهر ما برای نامگذاری این وجود مقدس هیچ است.اما این نامگذاری نه در خور شان ایشان بلکه در حد بضاعت ماست.همچنانکه پدر و مادر بنده و شما به عشق رسول خاتم ناممان را احمد یا محمد گذاشته اند. آنان در حد توان خود به این جایگاه ابراز ارادت نموده اند. نه اینکه جان عالم را در وجود ما دیده باشند.
    فرموده اید:«به من ارتباطی ندارد عده ای خود را در این شهر گناهکار احساس می انگارند و نامیدن شهر بنام مهدی گناهان آنها را پاک می کنند. آنها بهتر است شهر دیگری بسازند. دست از سر ده ما بردارید.» بله ای کاش از ابتدا نامی تغییر نمی یافت اما عمل آنان واکنشی بوده است به غفلتی که در مقطعی از تاریخ رخ داده. نه این غفلت را می توان نادیده گرفت و نه گناهکار بودن آنان را.البته اینکه خدا با آنان چگونه رفتار می کند برای خدا تعیین تکلیف نمی کنیم.
    همچنانکه واکنش شما به ظلمی که به طبیعت می رود هدیه دادن ماهی به رودخانه هاست و این کار نه جنگ با مردم است و نه آنان را گناهکار دانستن، بلکه یادآوری هنرمندانه مهربانی و دوستی با طبیعت است که نه تنها جرم نیست بلکه عبادت است.
    استاد گرامی آنکه نامش بر شهر ما نهاده شده ،تحقق همه رویاهای شماست. هیچ اتفاقی به جز ظهور به نجات ماهی و دریا نمی انجامد. بشر جدید پای در کفش طمع و زیاده خواهی نموده است و چیزی جز بهره کشی از طبیعت نمی داند، آنکه با مهربانی و لطف در برابر این ظلم خواهد ایستاد و طبیعت را نجات خواهد داد جز مهدی(عج) نیست. به ما اشتباه گفته اند که مهدی(عج) منجی بشریت است، بله مهدی(عج) منجی بشریت هم هست اما در حقیقت مهدی(ع) منجی ذره ذره عالم است.
    قطعا در این زمینه اطلاعات جنابعالی کامل تر و دقیق تر از بنده است اما این حوزه یعنی”ارتباط طبیعت و امام زمان(عج)”یکی از علایق بنده است که ناخواسته در قالب خطابه ای کوتاه نوشته شد.

  • محمد علی یوسفیان:

    دوست عزیزی که خود را سنگسری ساکن مهدی شهر معرفی کرده،ذیل مقاله ام در وبلاگ برای مهدی شهر، این مطلب قابل توجه را فرستاده است:
    گاهی نام یک منطقه جغرافیایی بیانگر مالکیت بر آن منطقه می باشد. خلیج عربی و فارس دقیقا همین تعبیر را دارد. تغییر نام در اینجا برای مطرح کردن یک فومیت نیست بلکه طرح ادعای مالکیت بر خلیج هست. دفاع و اثبات تاریخی نام فارس بر خلیج دفاع از حاکمیت ایران بر این منطقه استراتژیک می باشد.
    اما در مورد سنگسر و مهدی شهر، در مقطعی از تاریخ با دلایل مشروحه در مقاله این تغییر نام شدیدا ضرورت داشته است. شاید به نظر برسد در مقطع کنونی این ضرورت دیگر وجود ندارد. اما برگشت به نام سنگسر چه سودی برای این شهر دارد؟ حاکمیت و مالکیت و منافع چه گروهی با این تغییر نام اثبات خواهد شد؟ به قول مدافعین نام مهدیشهر با تغییر نام شهرت؟ خود را از دست دادیم. صرف نظر از درستی یا نادرستی این ادعا نسلی که سنگسر برای آنها مشهور بود اکنون بازنشسته و از دور خارج شده اند و جا انداختن نام جدید شروع از صفر خواهد بود.
    اگر منظور پسندیده بودن قوم گرایی باشد، هویت سنگسری بدون اتکا به نام یک منطقه کوچک با جلوه ای بزرگ در اقصی نقاط ایران و جهان می تواند مطرح باشد. هیچ شکی نیست اگر یک آمار گیری دقیق انجام شود، سنگسری هایی که فرهنگ و زبان خود را همچنان حفظ کرده اند بیشتر از خود مهدی شهر در شهر های تهران و استان های مازندران و گلستان در حجم بزرگ و در دیگر شهر های ایران و جهان با پراکندگی بیشتر حضور دارند. برآوردهای غیر رسمی این آمار را با اطمینان بسیار بیشتر از صد هزار نفر ذکر می کنند. بنابر این شهر ۲۹ هزار نفری با احتساب مهاجرین شمالی و تایبادی و سایر مناطق نمی تواند معرف یک قوم بزرگ باشد. اگر همایشی با یک محتوا و برنامه برای فرهنگ سنگسری همزمان در تهران، گرگان و مهدیشهر برگزار شود، بعید نیست که جمعیت استقبال کننده در دو شهر اول بیشتر از خود مهدیشهر نباشد.
    آنچه باعث عقب ماندگی مهدیشهر در این سال ها شده است ، تغییر نام نبوده است و آنچه که قرار است این عقب ماندگی را جبران کند اعاده نام نخواهد بود. مشکل ما در جای دیگری است که کمابیش همه از آن مطلع هستیم . دامن زدن به بحث نام نیز از همان جا سرچشمه می گیرد. هوشیار باشم بیش از این در دام های بر علیه پیشرفت مهدیشهر گرفتار نشویم.

  • رضا:

    با سلام واحترام به همه سنگسریهای عزیز در گفتمان احترام متقابل و اقناع منطقی ملاک ودارای ارزش است نه اینکه متوسل شدن به هرچیزی پایه واساس ان قیاس مع الفارغه و اصرار بر موارد به ظاهر موجه عین سفسطه است که باید در گفتمان از ان دوری کرد

  • اشکبوس سنگسری:

    مهربان یاران هم میهن سنگسری

    با گفته ها و نوشته هایتان پُر از غرور میشوم.ستایش میکنم آفریدگار را تا بیش از این توان بخشی ارزان دارد و فر و پندارش را در اندیشه هایمان بباراند تا سزاوار این نام بزرگ در پهنه ی یادمان (تاریخ) شویم و امید چنان است که با پیگرد همیشگی فرزندان و نوباوگان این سرزمین اهورایی به همه ی آرمانهای پیش بینی شده گرامی نویسنده بالا در هر زمینه برسیم.با آغازی زیبا و آرمان و اندیشه ای زیباتر و پی گیر و پاینده تا کلانشهری سنگسر بزرگ.نگران نباشید زیرا
    چون که صد آمد نود هم پیش ماست
    نام احمد نام جمله انبیاست…….(مولوی)

    با درودی بی پایان……اشکبوس

  • آقای یوسفیان سلام

    ممنون از اینکه پرسشها را منعکس می نمائید. علاوه بر پاسخ آقای حاجی علیان من توضیحات بیشتری دارم.

    از دید من با دلایل محکمی حتی کوچروهای سنگسری نیمه کوچرو بوده اند و این آنها را از همه عشایر متمایز می نماید. در نتیجه آنها را از همه عشایر دنیا متمایز می نماید. تقریبا همه عشایر نه همه مالداران روستا نشین زمستان و تابستان را در کوچ هستند. اما سنگسری تا آنجا که به ما گفته شده در زمستان خانواده در سنگسر ساکن بوده اند. مردهای آنها در زمستان در محلی بنام میردکه (خانه مردان) زندگی می کردند. روش کوچ در دیگر عشایر این است که مال با خانواده با هم حرکت می کردند. ما سنگسری ها گوتکمال داشتیم. مادمیکه در آن ییلاق بودیم کسی جق نداشت گوتکمال ما را تصاحب نماید. معماری و فضا سازی داخل یک گوت سنگسری بسیار پیشرفته است. فضای میمان در بالا با ورودی جدا. محل خانوده با ورودی جدا که با چورشو تفکیک شده است. و فضای پخت و پز و عمل آوری لبنیات و محصولات که مجددا تفکیک شده است. همه موارد منطبق با معماری شهر آنها بوده در نتیجه پیوند این دو بسیار اهمیت دارد. خیلی از جوان ها که در سنگسر هستند نمی دانند چه دارند.

    به لینک زیر مراجعه نمائید

    http://www.wwwebart.com/riverart/paradise/sangsari/persian/

    و بیشتر خواهم نوشت.

    اما همواره سئوال موزای وجود دارد آیا پیامبران و امامان دیگر نیز شهر دارند. استان چه و کشور؟

    چون به مبا حث فلسفی علاقمند هستید از منظر دیگری منظورم را بیان می نمایم.

    ابن عربی گفته است مسیحیت به کفر گرائید نه به این دلیل اینکه قائل بود روح الهی در کالبد مسیح حلول کرده بلکه این حلول را محدود به کالبد او می دانند.

    در نتیجه اگر آن حضرت منجی عالم است سنگسر برای ایشان نامی کوچک است. آیا آن حضرت این شهر را برگزیده یا ما برایش برگزیدم.

    نام حسن آباد یا حسن آباد ارتباطی به امامان ندارد. منظور همان حسن آقای ساکن آنجا بوده است.

    من شگفتم که شیراز چون حافظ دارد نیاز به تغییر نام ندارد. شیراز جشن فرهنگ و هنر داشتم که علما به شدت
    با آن مخالف بودند. به من ارتباطی ندارد عده ای خود را در این شهر گناهکار احساس می انگارند و نامیدن شهر بنام مهدی گناهان آنها را پاک می کنند. آنها بهتر است شهر دیگری بسازند. دست از سر ده ما بردارید. من می دانم اجداد من گناهی مرتکب نشدند. علی رغم همه گناهانی که مرتکب شدم یقین دارند آن حضرت با من کاری ندارد. دادن ماهی به رودخانه جرم نیست. داشتن شهری بنام سنگسر جرم نیست. ایجاد اشتغال در اماکنی که فساد در آن رواج داشته است نه تنها جرم نیست بلکه صواب است. گناه را از زبان و چشم پاک کنید اجداد خود را دوست داشته باشید. آنها مردمی خوب بوده اند.

  • احمد:

    همشهریان عزیز شما مشغول باشید و کسان دیگر هم زیرکانه به کارشان مشغول! به لینک زیر و جوابی که فرستادم توجه بفرمایید

    http://www.jahannews.com/vgld5n0soyt0fxh..ayy262lx.html
    در این شرایط که بوق تفرقه توسط عده ای از بدخواهان و دشمنان دین میان مردم یک شهرستان دمیده شده است تحریف شرم آوری است .شهمیرزاد یک بخش ا ست از شهرستان مهدیشهر و هفت خانی ییلاق پدر بزرگ مادری من مهدیشهری از ایل بزرگ سنگسر است و ربطی به شهمیرزاد ندارد . عکس هم گویای گوسفندان و رمه های سنگسریهاست .
    از سایت ارزشی جهان نیوزانتظار نداشتیم .

  • محمد اسماعیل حاجی علیان:

    سلام به همه عزیزان
    در مورد این سئوال « مگر در دیگر ایلات کشور… ایل ملکشاهی چطور؟» باید عرض کنم که این تفاوت فاحش وجود دارد که شهری به نام سنگسر بوده که مرکز زندگی عشایر سنگسری در پائیز و زمستان بوده است و ضمن اینکه در طول تاریخ در شهر سنگسر فقط و فقط عشایر زندگی نمی کرده اند و آن موقع هم صنعتگران و کشاورزان و خانواده های دیگر هم بوده اند و اکثریت جامعه با عشایر بوده است مثلا اجداد خود من تاجر بوده اند و یکی از نصاب ما تاجر تبار بوده است و ما هیچوقت بدان صورت مالدار یا حشم دار نبوده ایم ولی بالغ بر سیصد سال را سند داریم که در این شهر زندگی کرده ایم و قبل ترش را هم خدا داند. پس این تفاوت وجود دارد که در طول تاریخ هیچوقت شهر یا روستایی بنام قشقائیه وجود نداشته، اما یکی از تیره های ۶ گانه آن دره شوری است که مربوط به یک محل و ناحیه هستند مثل سنگسر یا ممسنی ها و اینجا مشخص می شود که در صورت مسئله سئوال شما تناقض وجود دارد و شما نمی دانسته اید که اگر این را هم کنار بگذاریم باید بگویم چون در طول تاریخ شهری به نام این ایل وجود داشته پس همان شهر نیز می تواند به نام همان ایل باقی بماند.
    امیدوارم که توانسته باشم موضوع را برای این دوست عزیز شفاف کرده باشم.
    خواهش دیگری که از دوستان دارم این است که مباحث را پراکنده نکنید یعنی گذاشتن این مبحث در وبلاگها و سایت های دیگر در فرآیند اطلاع رسانی موثر اما پیگیری مبحث را دشوار می کند. پس لطفا در موقع اطلاع رسانی لینک این مطلب را بگذارید تا دوستان در همین سایت نظر دهی بکنند و اگر این کار انجام شده است مثل دوست عزیزمان آقای یوسفیان آن مطلب را به این سایت منتقل نمائید و برای جواب آنها به این سایت راهنمایی کنید.
    متشکرم از همه انسانهای شریفی که زیر آسمان محبت حق تعالی، انسان وار و مسلمان وار زندگی می کنند.
    دست علی یارتان

  • محمد علی یوسفیان:

    یکی از مخاطبان در وبلاگم«برای مهدی شهر» کامنت زیر را فرستاده است:
    سوالی که باید موافقین تغییر نام مهدی شهر به سنگسر جواب دهند : مگر در دیگر ایلات کشور که شاید از نظر تعداد نفر از تعداد نفرات ایل سنگسری بیشتر باشند برای خود شهری به نام ایل دارند؟ آیا ایل قشقایی شهری به نام قشقاآباد ، قشقاشهر ویا… دارند ؟ ایل ملکشاهی چطور ؟…

    • سنگسریان:

      سنگسریها تنها عشایری در ایران (شاید هم در جهان) هستند که خانواده ها همراه گله کوج نمیکنند و فقط در ییلاق حضور دارند بنابراین شهر یا مکان ثابتی برای مثلا ایل قشقائی وجود ندارد که شما بخواهید آنرا(قشقاآباد)نامگذاری کنید…بهتر است عالمانه و آگاه تر بحث کنید و مثال بیاورید

  • دوستان عزیرم آقای همشهری البته اگر سنگسری هستید همشهری هستید

    اعتقادات و ارادت شما ارزشمند است. از بیان شما نتیجه می کریم که به هر حال تمام موجودات نظام افرینش به برکت وجود او شامل الطاف الهی هستند. آیا استلالی دارید که حال که شهر ما مهدیشهر است الطاف الهی بیشتری از شهرهای دیگر نصیب ما می شود؟ اگر جواب مثبت است این نامگذاری نوعی معامله گری است.

    بدون شک افراد با ایمان ارادت خود را دارند چه لطفی باشد یا نباشد. دوست داشتن نام سنگسر به معنی مقابله با فرهنگ دینی و امام زمان نیست. بنابرانی ازآقای کسائیان خواهش می کنم اگر می خواهند راست بگویند نگویند کسی به فکر شما نیست. این نیزه های فراوان کجا هستند؟ کدام بهار؟ کدام خزان؟ کدام ملخ؟ کدام مزرعه؟ ما سنگسری هستیم خدا را دوست داریم آقا را دوست داریم شهرمان را نیز دوست داریم

    ما را در مقابل خودتان قرار ندهید. من هم با مدرک دکتری به وقت آن به بچه های کوچه ما در تهران کمک می کنیم که آذین بندی بکنند.

    بعد از یک دوره گفتگو ما با شفافیت اعلام می نمائیم که چند درصد از مردم شهر در عین حال که به ارزشهای دینی احترام می گذارند دوست دارند نام شهرشان سنگسر باشد.

  • اشکبوس سنگسری:

    کلانشهر سنگسر نامت در پهنه ی گیتی جاویدان باد

    من شده ام مست ز یک جرعه مّی
    مّی زده ام مّی ز مینای وی
    وِی که بُوَد صاحب خمخانه کیست
    راست بگو ساغر و مّی بهر چیست
    کیست که گفتم تو برو مّی بیار
    مّی چو بدیدی مَده از کف قرار
    ساقیکا جرعه فشان بر لبم
    عقل شود بیهده سوزد تنم
    بی سر و سر گشته رَوَم سنگسر
    بر سرِ کویش بزنم بال و پر
    بوسه زنم بر گُل و بر خاک آن
    تا که بگیرد تن و جانم توان
    بوی وطن میوزد از سوی دوست
    سنگسری هستم و نامم از اوست
    شهر بزرگیست در آن سرزمین
    هست کلانشهر و از آن بهترین

    م-الف سنگسری—–اشکبوس

    • محمد علی یوسفیان:

      کلانشهر که با عنوان مادرشهر یا متروپولیس (به انگلیسی: metropolis)‏ هم شناخته می‌شود عنوانی است که در مورد شهرهای بزرگ و پرجمعیت به‌کار می‌رود. یک کلان‌شهر معمولاً از یک شهر مرکزی و تعدادی شهر اقماری تشکیل شده‌است. کلان‌شهرها معمولاً از اهمّیّت سیاسی، اقتصادی، بازرگانی و فرهنگی زیادی برخوردارند و از مراکز مهم اقتصادی و تجاری هر کشور به‌حساب می‌آیند. همچنین کلان‌شهرها، دارای امکانات ورزشی، فرهنگی، آموزشی و گردشگری زیادی هستند و به‌همین علت، پذیرای مسافران دیگر شهرها و کشورها هستند.
      ویکی‌پدیا، دانشنامه آزاد

  • کسائیان:

    تمام راه ظهور تو با گنه بستم
    دروغ گفته ام آقا که منتظر هستم

    کسی به فکر شما نیست راست می گویم
    دعا برای تو بازیست راست می گویم

    اگرچه شهر برای شما چراغان است
    برای کشتن تو نیزه هم فراوان است

    من از سرودن شعر ظهور می ترسم
    دوباره بیعت و بعدش عبور می ترسم

    من از سیاهی شب های تار می گویم
    من از خزان شدن این بهار می گویم

    درون سینه ما عشق یخ زده آقا
    ت تمام مزرعه هامان ملخ زده آقا

    کسی که با تو بماند به جانت آقا نیست
    ب برای آمدن این جمعه هم مهیّا نیست

  • hamidsangesar:

    درددلی با شهرم ،”سنگسر”

    امشب با تو حرف میزنم. با تو که گویا گناهکاری و نا پاک. میپرسی چرا؟بهت میگم…
    تو ناپاکی که اگر نبودی کسی از تو فراری نبود.
    میدونی کسایی رو میشناسم که ازاسم تو فرار میکنن. سالها هست که تو رو از ذهنشون حذف کردن.
    ولی نه ، تو ناپاک نیستی ، تو پاکی و مقدس ، یدک کشیدن اسم تو لیاقت میخواد.
    تو سرزمین اجداد منی. خاک تو خاکی هست که اجدادم روی اون راه میرفتن. پدرم و مادرم توی کوچه های اینجا دویدن و بازی کردن. واسم عجیبه که چرا بعضی از کسانی که از همین سرزمین هستند، علاقه ندارند که نشون بدن زاده این شهر هستن و اصالتاً تو این شهر بودن. مگه تو چه لکه ننگی هستی که نمیخوان کسی بدونه اجدادشون واسه اینجا بوده؟
    ناراحت نباش. من افتخار میکنم که اصالتم از این خاک هست و افتخار میکنم که پدر و پدر بزرگ و اجدادم اینجا متولد شدن.
    بزار به من بگن دهاتی و اونا شهری باشن. من عقب مونده باشم و اونا متمدن ، اگه تمدن یعنی فراموش کردن زادگاه و ریشه و سنت ، من نمیخوام متمدن باشم ، من همون عقب مونده ای هستم که با شنیدن اسمت ذوق میکنم ، وقتی توی کوچه هات قدم میزنم، از بوی کاه گل دیوار ها و عطر درخت هات سر مست میشم.
    آرامش رو فقط توی این خاک میشه پیدا کرد. نمیدونم چه رازی توی کوچه هات هست که وقتی توش راه میرم احساس میکنم دیگه هیچ فکر آزار دهنده ای توی سرم نیست.
    از بچگی تا الان که داره دهه سوم زندگیم تموم میشه، همیشه عاشق این بودم که روی کوه هات قدم بزنم، عرق بریزم، تشنه بشم و بعد برم کنار یکی از آبگاههات و تشنگیم رو رفع کنم . این چیزی هست که توی وجود همه کسایی هست که عاشق تو هستن.
    از اینکه برم توی دشت هات ، چایی درست بکنم، بوی دود بگیرم و اون چایی رو بخورم لذت میبرم…لذت غیر قابل وصف… لذتی بیشتر از خوردن فست فوت های امروزی .
    بهار و دشت پُر از گل، تابستون و درخت های پُر از میوه، و زمستون پُر برفت.
    نه من اینها رو با هیچ چیزی عوض نمیکنم ، به سنگسری بودن و اهل سنگسر بودنم افتخار میکنم و مطمئن هستم که به بچه خودم هم یاد میدم که به جای فرار کردن از تو و اسمت به بودنت افتخار کنه و همیشه یادش باشه که اجدادش کجا متولد شدن و کجا زندگی کردن و رنج و سختی کشیدن تا ما الان اینجا باشیم.
    نگران نباش . من، خانوادم، فامیلم ، دوستام و تموم اونهایی که تو رو دوست دارن بیداریم . سالها بیداریم و اسم تو و خاک تو رو عزیز نگه میداریم تا تو هم فراموش کنی تموم اونهایی رو که فکر میکنن فرار کردن از تو اونها رو به اوج میبره ، غافل از اینکه اونها از همین خاک و اصالت به اوج رسیدن و وقتی رشد کردن و بزرگ شدن یادشون میره که ریششون تو کدوم خاک بوده و رشد کرده.
    میدونم دلت از بی مهری کسایی که سالها قبل توی محله هات بودن و حالا با تو غریبه شدن گرفته ، تو که انتظاری از اونها نداری ، باری هم روی دوش کسی نیستی . مگه اونایی که تو رو از توی شناسنامه خودشون پاک کردن چه چیزشون کم شده؟
    فقط سعی کردن اصالتشون رو پاک کنن. خواستن کاری بکنن که کسی نفهمه اهل کجا هستن. بیخیال شو. بگذار تا اونا شهری باشن، بگذار با پنهان کردن اصالتشون بالا برن، بالا و بالاتر.
    کسایی که لهجه سلیس فارسی شده مدرک اثبات شهری بودنشون و به زبان تو حرف زدن باعث میشه خجالت بکشن . خجالت میکشن از اینکه بگن ما سنگسری بودیم و زبان محلی داریم .
    اونها نمیدونن که درختی که ریشه هاش سست باشه، هر چقدر هم بلند بشه، با کوچکترین بادی می افته. تو بخواب و مطمئن باش که هستند هنوزم کسانی که همه جوره پای تو و خاکت و هویت خودشون ایستادن. کسایی که به تو عشق میورزن و بودن توی اینجا رو ترجیح میدن به شهر گردی های مستانه دیگه . کسایی که هرگز فراموش نمیکنن که چه آدم های بزرگی توی این سرزمین بودن و واسه اینجا زحمت کشیدن و الان زیر خاک هستن….آدم های بزرگی مثل مرحوم چراغعلی اعظمی ، مرحوم کیانوش حیدریه و … ، دیگه کِی میخوان متولد بشن.
    تو متعلق به من هستی، به ما. مایی که تو افتخارشون هستی.
    مطمئن باش که نه تو و نه اونها رو هیچ وقت فراموش نمیکنیم و به داشته هامون و اهل اینجا بودنمون افتخار میکنیم و بِدون که من و ما مهم نیست که کجای دنیا باشیم و چه پست و مقامی داشته باشیم ، همیشه یک سنگسری هستیم…

  • همشهری:

    سلام ودرود خدا بر بهترین بنده خدا”اباصالح المهدی(عج)”که سنگسر ومردمان ان وتمام موجودات نظام افرینش به برکت وجود او شامل الطاف الهی هستند.
    بنده نام مهدی شهر را تکمیل افتخارات تاریخی وفرهنگی شهرمان از گذشته تا کنون میدانم.اعتقاد قلبی من بر این است که به سبب نام مقدس مهدی (عج)دعای خیر ان حضرت به صورت خاصه شامل حال مردم این شهر بوده وبه واسطه این فیض عظیم رحمت وبرکات الهی بر مهدی شهر نازل میشود.

  • ابراهيم ذوالفقاريان:

    آقای نادعلیان سلام و خدا قوت ،از دقت نظر شما ممنون. پاراگراف آخرتان واقعیتی است که پیش روی سنگسری و فرهنگ آنست که متاسفانه خود اهالی سنگسر به آن بی توجهند. تمایل داشتم ساکنین سنگسر پاسخی میدادند که تاکنون کامنتی نگذاشتند. درسوال خود، ضمن مدنظر قراردادن جنبه عمومی محاورات ،جنبه هشداری نیز داشت تا آغاز بحث جدیدی در باب فرهنگ و راههای زنده نگهداشتن یک فرهنگ اصیل باشد وگرنه فرهیختگانی همچون شما مطمئنا به تاثیر شگرف زبان در یک فرهنگ عام و بومی تا یک فرهنگ جهانی نظیر زبان انگلیسی یا عربی واقفید. بی شک تلاش شما در زنده نگهداشتن نام سنگسر صرفا نباید به نامگذاری مکانی معطوف باشد چون در عرصه جهانی شدن فرهنگ، فرهنگ بدون زبان و سنت ، هیچگاه پایدار نخواهدماند.وابستگی فرهنگ عام و توده وار به زبان بیشتر است تا مکان ( نظیر یک سنگسری مانند شما که همسری غیرسنگسری دارید و در سنگسر نیز زندگی نمیکنید ولی این زبان را دوست دارید و در محاورات استفاده کرده و ناخودآگاه فرهنگ سنگسری را ترویج میکنید ولی یک سنگسری ساکن سنگسر ،با عدم توجه به زبان برعکس شما عمل میکند ). منتظر نظرات دیگر دوستان هستم.متشکرم

  • شهروند:

    نظر شما درباره موارد زیر چیست؟
    فاضلاب مهدیشهر
    کشتارگاه مهدیشهر
    کشف خانه فساد در مهدیشهر
    دزد مهدیشهری
    سوراخ شدن تیم مهدیشهر
    سر مهدیشهر
    ته مهدیشهر
    و….
    آیا لازم نیست تمام کسانی که داعیه مذهبی دارند به خود بیایند و مقدسات مردم را اینگونه به بازی نگیرند؟

    • محمد علی یوسفیان:

      دوست عزیز
      نمی دانم چرا در اکثر کامنت ها وقتی می خواهیم مذهبی های شهر را -که البته قطعا شما نیز از آنها جدا نیستید-مورد خطاب قرار دهیم لحن ما تند می شود؛مثلا شما نوشته اید: به خود بیایند و مقدسات مردم را به بازی نگیرند.بگذریم…
      با این شبه استدلال شما، اتفاقا بودن «شهر» در نام شهرستان امر مطلوبی است چراکه نشان می دهد منظور ما فاضلاب شهر مهدی شهر است.اما نظر شما در مورد موارد زیر چیست:
      گوسفند سنگسری،قوچ سنگسری،گوشت سنگسری،جوان سنگسری، نویسنده سنگسری و…
      البته از نگاه بنده هیچ یک از مواردی که شما نوشته اید یا بنده نوشته ام ایرادی ندارد،خواستم بگویم این شبه استدلال،استدلال نیست.

      • شهروند:

        شاید لازم باشد در این مورد توضیح بیشتری به شما بدهم تا متوجه منظور شوید. امروزه حکومت جمهوری اسلامی هم متوجه این موضوع شده که استفاده از اسامی مقدس بر روی اماکن به جهت حفظ حرمت آنها کم کم ممنوع گردد. از جمله این موارد ممنوعیت برای موسسات مالی،رستورانها و … را می توان نام برد.ضمن اینکه به نظر می رسد دیگر نباید شاهد گذاشتن اسامی مقدس بر روی میادین و شهرها هم باشیم. اتفاقی که در کشورهای دارای دین مسیحیت هم افتاده و اجازه استفاده از اسامی مقدس را نمی دهند.
        مواردی که در مورد سنگسر نام بردید موجب هیچ اشکال و ایرادی نیست. اما درباره مهدیشهر قضیه فرق می کند آیا براستی احساسات مذهبی شما با شنیدن کلمات فوق جریحه دار نمی شود؟
        آیا می توان کل جامعه را مجبور کرد حتما کلمه شهر را قبل از نام مقدس حضرت مهدی بکار ببرند تا به این نام مقدس خدشه ای وارد نشود؟ با توجه به اینکه بعد از نام مقدس ایشان نیز کلمه شهر بکار رفته شده.

  • شهروند:

    به نظر شما چرا نام شهرهایی مثل قم، تهران، اصفهان، شیراز و … به اسامی مثل محمد شهر، علی شهر، حسن شهر، حسین شهر و … تغییر نام پیدا نمی کند؟ آیا میزان ارادت اهالی شهرهای فوق به امامان همام از ما کمتر است؟

    • محمد علی یوسفیان:

      سلام
      به چند دلیل:
      ۱٫چون خود نام شهری مثل شیراز و اصفهان حامل انبوهی از پیام،فرهنگ و تاریخ است.شیراز مثل حافظ شیرازی داشته است که برای کل تاریخش بس است.اگر نام شیراز حذف شود بخش بزرگی از تاریخ و ادبیات ما حذف خواهد شد.شیراز با قلم نویسندگان و سیاحان ودانشمندان در دل تاریخ فرهنگ و هنر جاودانه مانده.نگویید ما نیز فرهنگ بومی و عشایری فاخری داشته و داریم، قبول اما این فرهنگ وابسته به نام سنگسر نیست.
      ۲٫ این تغییر نام صرفا به دلیل ارادت به حضرت نبوده بلکه محصول یک فرایند تاریخی است.واکنش به بلایی بوده است که در تاریخ معاصر بر سر سنگسر وارد آمده است.بنابراین نسخه ای نیست که بخواهد برای هرجایی پیچیده شود.
      ۳٫ تا دلتان بخواهد در این کشور حسین آباد،حسن آباد،علی آباد و… وجود دارد که از شمارش بیرون است.

      • شهروند:

        ۱- شیراز که حامل انبوهی از پیام،فرهنگ و تاریخ ایران زمین است از اتفاق محل پیدایش بهائیت هم بود چرا به همان دلیل تغییر نام پیدا نکرد؟ می فرمایید فرهنگ غنی و دیرپای سنگسر وابسته به این نام نیست. دوست عزیز این حرفتان دیگر از آن حرفهاست! نکند می خواهید بگویید نام مهدیشهر هم می تواند گویای فرهنگ سنگسر باشد؟ چه دلیلی برای اثبات مدعای خود دارید؟ کلمه مهدیشهر می تواند گویای کدام مولفه از فرهنگ سنگسر نظیر فرهنگ عشایری، جشن ها و آئینهای باستانی،آداب و رسوم، گاهنما، زبان، بازیهای بومی و…
        باشد؟
        ۲- مگر این بلای تاریخی فقط بر سر سنگسر نازل شده بود؟
        ضمن اینکه سنگسریها تنها کسانی بودند که در رژیم گذشته با وجود حمایت دستگاه حاکمه موفق شدند آنها را شکست دهند. آیا آدم پیروز باید نامش را عوض و هویتش را مخفی کند؟
        اتفاقا عقل سلیم ایجاب می کرد و می کند نام سنگسر را با افتخار فریاد بزنند.
        ۳- بنده در مورد مناطق روستایی از شما سوال نکردم که خودتان را به کوچه علی چپ می زنید. ضمن اینکه آیا منظورتان این است برای نامگذاری ائمه اطهار بر روی شهرها به جز سنگسر مشکل وجود دارد ولی در مورد دهات و روستاها هیچ محدودیتی وجود ندارد؟

        • محمد علی یوسفیان:

          ۱٫ بارها تاکید کرده ام که تغییر نام شهر نیز جزء هویت شهر و در مسیر تاریخ شهر اتفاق افتاده است.هیچ اهرم فشاری خارج از مهدی شهر این تغییر را رقم نزده است.این تغییر چه خوب و چه بد توسط مردم همین شهر انجام شده است.
          ۲٫ آن ادعای بنده نیز از آن حرف ها نیست،سخن بسیار ساده است و آن اینکه نام شهر هیچ تاثیری در فرهنگ مردم آن نداشته است.خود سنگسر باری را از فرهنگ و سنت ها به دوش نکشیده است که اکنون با تغییر آن، این بار برزمین مانده باشد.منکر فرهنگ سنگسری و مردم این منطقه نیستم بلکه در وابسته بودن این فرهنگ به نام سنگسر حرف دارم.

          • شهروند:

            ۱- شاید لازم باشد در خصوص مفهوم هویت شهری بیشتر مطالعه بفرمایید. هر اتفاق احساسی و دفعی قاعدتا جزو هویت شهری محسوب نمی شود. اگر هم اصرار دارید اینگونه تعبیر کنید آنوقت باید بهایی شدن بخشی از مردم سنگسر را هم جزو هویت شهر قرار دهید هویتی که با تغییر نام هم پاک نمی شود.
            ضمنا شما باید توضیح دهید این اتفاق توسط چند نفر کلید خورد؟ مرحوم زیارتی و اطرافیانش در قبل از انقلاب و نیز فرزندش در بعد از انقلاب آیا این حق را داشتند نام تاریخی سنگسر را عوض کنند بدون آنکه خواسته عموم مردم بوده باشد و سندی مبنی بر درخواست مردم سنگسر برای تغییر نام موجود باشد؟ در مورد اهرم فشار خارج از سنگسر هم آیا شیخ حمید روحانی می توانست بدون بهره گیری از شرایط اول انقلاب و نیز نفوذش در حاکمیت اینکار را به ثمر برساند؟
            ۲- ما درباره تاثیر نام بر روی فرهنگ بحث نمی کنیم. بلکه موضوع این است فرهنگ دیرین سنگسر جز با این نام قابل شناساندن نیست. آیا فرهنگی که در بسیاری از کتابها و مقالات و سخنرانیها با نام سنگسر به آن اشاره شده و متعلق به جغرافیای سنگسر و قلمرو تاریخی مردم آن است حال با تغییر نام قابل معرفی است؟ هر آنکس که با فرهنگ و مردم این منطقه آشنایی داشته با شنیدن کلمه مهدیشهر آیا نیاز نیست گفته شود منظور همان سنگسر است و …
            راستی یک سوال از شما دارم. آیا امکان آن وجود دارد از فردا به دلیل تعلق خاطرتان به نام مهدیشهر نام فامیل شما به مهدیشهریان تغییر پیدا کند؟ اگر جواب منفی است و کسی بر خلاف میل باطنیتان اینکار را در مورد شما انجام داد، چکار می کنید؟

            • محمد علی یوسفیان:

              دوست عزیز
              با سلام و احترام
              ۱٫ ماجرای تغییر نام آنگونه که شما تصور می کنید دفعی و احساسی نبوده است، از سال ۵۱ آغازو در سال ۵۸ تحقق می یابد.
              ۲٫ جنابعالی باید توضیح دهید که مخالفان تغییر نام کجا بودند؟ چرا اعتراض نکردند؟ اگر بودند چند نفر بودند؟ظاهر قضیه این است که این حرکت معترضی نداشته است.حداقلش این است که طومار بلند بالایی از مردم تهیه و ارسال شده بود.
              ۳٫ اتفاقا به نظر بنده بحث تاثیر نام بر فرهنگ بسیار مهم است چون با شما موافق نیستم که « فرهنگ دیرین سنگسر جز با این نام قابل شناساندن نیست» الان شما چه تصوری از قومس دارید؟ در حالیکه منطقه ای بدین نام وجود ندارد.یا طبرستان و…
              ۴٫ در مورد سوال آخر جنابعالی که البته ربط چندانی به بحث ندارد، عرض می کنم که اگر ضرورتی!! بر این کار وجود داشت این کار را انجام می دهم!

              • شهروند:

                ۱- طول کشیدن زمان لزوما بحث احساساتی بودن را نفی نمی کند. خوشبختانه خودتان هم اعتراف دارید تغییر نام اقدام ضروری نبوده. آیا اقدام غیر ضروری توسط عده ای خاص که از قضا به جدایی نهاد دین از سیاست هم اعتقاد داشتند می تواند جزو هویت تاریخی شهر باشد؟ ضمن اینکه نگفتید آیا بهائیت هم می تواند جزو هویت این شهر باشد؟ چون این مساله هم دو دوره زمانی بیشتری در این شهر مطرح بوده.
                ۲- کسی از مردم نظر نخواست که بخواهند مخالفت کنند. شیخ حمید روحانی برای آشتی دادن پدرشان با انقلاب که مخالف پیوند دین با سیاست بود اینکار را به تنهایی انجام داد. اعتقاد شخصی من این است مخالفین تغییر نام هم در شرایط انقلابی آن روز جرات اعتراض نداشتند. به این دلیل که مبادا اعتراضشان به مخالفت با حضرت مهدی ممکن است تعبیر شود. کما اینکه در سالهای بعد از انقلاب هم اینگونه بوده. مردم صرفا مخالفتشان با تغییر نام را با مبارزه منفی نشان داده اند که از در و دیوار این شهر هویداست. در خصوص آن طومار بلند بالا هم سند ارائه کنید. چند درصد مردم سنگسر خواهان تغییر نام بودند؟
                ۳- شما بفرمایید کلمه مهدیشهر چه تاثیر یا ارتباطی می تواند با فرهنگ سنگسری داشته باشد؟ با کدام مولفه؟ ایل ، گوسفند، موسیقی، گاهنما، اداب و رسوم، جشنها،بازیها و…؟ شما بفرمایید فرهنگ دیرین سنگسر با کلمه مهدیشهر چگونه قابل شناسایی است؟ تغییر نام قومس به سمنان،طبرستان و … در بستر تاریخی خود اتفاق افتاده نه در شرایط انقلابی و احساسی. این دو موضوع قابل قیاس نیستند. تغییر نام مهدیشهر را می توان با تغییر نام نافرجام شاهرود به امام شهر، کرمانشاه به باختران و… قیاس کرد.
                ۴-اگر ضرورتی وجود نداشت، اگر علی رغم میل باطنی نامتان را تغییر دادند چکار می کنید؟

  • دوستان محترم من آقایان حاجعلیان و یوسفیان سلام

    من بلاخره رسیدم تهران. سفر طولانی بود. با پیشنهاد به جای آقای یوسفیان موافق هستم که بحث نباید از یک مدار دوستانه و منطقی خارج شود.

    آقای حاجعلیان من در یاداشت بالا مسئولیت سوق پیدا کردن بحث به ای سو را پذیرفتم و آن را ضروری می دانم. در نتیجه فقط کافی بود شما نیز از حاشیه به متن بیائید. از شما درخواست می نمایم که مقالاتی را در مورد هنرهای سنگسری آماده نمایند. ما نیازمند بحث های علمی هستیم.

    اگرچه واکمش شما را ناشی از این می دانم که در نوشته های آقای یوسفیان به جای اینکه من نشانه بروم و به من بی حرمتی شود تقصیر به گردن مصاحبه کننده گذاشته شده بود. این امر هم اشتباه بود. دوباره تاکید می نمایم من نحوه مصاحبه شما را بی طرفانه می دانم. شما طرف مخالف من فرض شدید.

    ترجیح بر این بود مخالف واقعی این کار را انجام دهند. متاسفانه خیلی از مخالفان تعصبشان اجازه نمی دهد درست بحث کنند. حال که آقای یوسفیان با متانت دیدگاه هایشان را مطرح می نماید، ما نیز بهتر است منطقی پاسخ دهیم. ضمن احترام به این ادب با بسیاری از دیدگاه های ایشان مخالف هستم. خوب با حوصله مطلب می نویسیم.

    به درخواست آقای یوسفیان به زودی مطلب مفصلی خواهم نوشت که در یک چهارچوب علمی سنگسر و سنگسری را معرفی نمائیم.

    اما تا آماده شدن آن بحث وظیفه دارم تا نظارت نمایم بحث از مدارش خارج نشود.

    مجددا از مدریت سایت درخواست می نمایم افراد را با هویت کامل معرفی نمایند. مسئولیت پذیری بحث مهم است. مگر در سنگسر نام فامیل سنگسری خالی هم داریم؟ این فرد خانم هستند یا آقا؟

    پیشنهاد من این است. این پیشنهاد شخصی است و همانطور که گفتم ما نیاز به همایشی داریم که بحث شود. دلایل موافق و مخالف باید مطرح شود. در یک همایش علمی با حضور صاحبنظران.

    پس از خروج از شهر سمنان که مرکز استان می باشد قید می شود به شهرستان مهدیشر خوش آمدید. شاید اولین شهر شهرستان درجزین است بعد طالب آباد.

    در میدان پائین شهر تابلوئی نصب می شود به شهر تاریخی سنگسر خوش آمدید. پس از عبور از میدان بالا تابلو زیارت نصب می شود.

    از علاقمندان به نام مهدیشهر دوست دارند شهری به این نام داشته باشند می توانند حریم توسعه یافته در دشت جنوب شرقی شهر را مهدی شهر نامگذاری نمایند.

    علاوه بر این شهرداری وظیفه دارد نقاط مختلف قدیم شهر را شناسائی و ضمن تابلو هائی به مردم معرفی نماید.

    و اما تلقی شخصی من از سنگسر بزرگ نقشه ای از نیمه شمالی کشور ایران است که قلمرو کوچ معرفی شود. ما باید در این نقشه موقعیت تمامی ییلاق ها و قشلاق های سنگسری، مسیر سنتی کوچ ها و طایفه هایی که در آنجا در سالهای مختلف اسکان داشته اند را معرفی نمائیم. سنگسر بزرگ جائی است که مادران ما در آنجا باردار بوده اند به دنیا آمده ایم و خویشاوندان ما دفن هستند. بسیاری از اقوام من در ییلاق ها به دنیا آمده اند. پدر مادربزرگم در نزدیکی تنگه واشی دفن است. پسر عمه پدرم در روستای زیار نزدیک پلور دفن شده. بعضی از بستگان ما در ییلاق گل زرد. این قلمرو زادگاه و آرامگاه ماست.

    در پاسخ به سئوال آقای ذوالفقاریان باید بگویم که دلایل متعددی وجود دارد که یک سنگسری با فرزندش سنگسری صحبت نکند.

    قبل از آن یادآوری نمایم که ما از قدیم سه زبانه بودیم. اجداد ما با فارسی خراسانی و مازندرانی آشنائی داشتند و صحبت می کردند. قلمرو کوچ ایجاب می کرد که با دیگر بومی ها تعامل داشته باشند.

    اولین دلیل آن ازدواج بعضی از سنگسری ها با غیر سنگسری هاست. اجبار خوب نیست. باید به شریک زندگی نیز احترام گذاشت.

    دوم اینکه از قدیم مطرح بوده که والدینی که با فرزندان خود فارسی صحبت کننده بچه ها در مدرسه پیشرفت بیشتری دارند.

    سوم اینکه پیشرفت علوم موجب می شود که ما زمانی که در قلمرو خارج از حوزه زبان کهن صحبت کنیم از لغات بسیاری وام بگیریم. در این موارد زبان بومی به کار نمی آید.

    پیش بینی می شود این زبان در دراز مدت محو شود. نه به دلیل اینکه سنگسری هستیم بلکه برای کمک به فرهنگ ایران و برای پاسداری از بخشی از میراث جهانی ما راهکارهائی را اتخاذ نمائیم که این زبان را حفظ نمائیم. یکی از روش های من این بود که برای کودکان و همسران غیر سنگسری مسابقه رقابتی ترتیب دهم. در یکی از جشنواره ها دیدم که یکی از بچه ها از پدرش سئوال می کردکه بابا رئیس گوسفندها کی؟ پدر گفت پاژنگ. امیدوارم این روش در جشنواره های فرهنگی دنبال شود و ما نه برای خودمان بلکه میراثی را حفظ نمائیم. شاد و پیروز باشید

    • محمد علی یوسفیان:

      جناب آقای نادعلیان
      رسیدن به خیر.از توجه شما به پیشبرد منطقی و محترمانه گفت و گو تشکر می کنم.تداوم عالمانه بحث، خود نشاندهنده فرهیختگی مهدی شهری ها است و حتی بیش از موضوع بحث، اهمیت دارد.
      لازم است به نکته ای اشاره نمایم که تاکنون عنوان نکرده بودم و آن اینکه به نظر بنده تغییر نام سنگسر به مهدی شهر لازم نبود و ضرورتی نیز برای این کار وجود نداشت اما اکنون که چنین اتفاقی افتاده آن را اولا جدا از هویت تاریخی مان نمی بینم ثانیا آن را از بین برنده تاریخ و فرهنگمان نمی دانم و بدین جهت نیازی به بازگشت به نام قبلی احساس نمی کنم.
      دوستان؛اجزاء بند بالا به هم پیوسته است کسی نیمی از آن را مستمسک قرار ندهد.

  • ذوالفقاری:

    لطف کنید تصویری از شناسنامه استاد نادعلیان را درج نمایید تا ببینیم متولد کدام شهر هستند ممنونم

  • اِنکی:

    فقط سنگسر و دیگر هیچ.

  • سنگسری:

    درود به جناب آقای دکتر نادعلیان هنرمند خوش ذوق شهرم سنگسر .

    همه ما سنگسریها دوستدار شهرمان سنگسر هستیم .

    با پیشنهاد دوستان مبنی بر تغییر نام بخش مرکزی شهرستان مهدیشهر ، از مهدیشهر به سنگسر موافقم صد در صد .
    هم نام امام زمان عج بر شهرستان میماند و هم نام سنگسر ،نام فرهنگ،اصالت،هویت و نام تاریخی شهرمان مجدد باز میگردد.

    شهرستان مهدیشهر = دو بخش ( بخش مرکزی سنگسر و بخش شهمیرزاد )

    مسئولین مربوطه لطفا پیگیری فرمایید .

  • با سلام و عرض ارادت نسبت به تمامی مردم سنگسر بدور از هر برهان و دلیلی
    سلام
    در کامنت ها گویی چند بار نام از من برده شد و تا به امروز صبر کرده ام تا ببینم نظرهای مردم در مورد موضوع مصاحبه چیست، اما گویا بعضی ها بی طرفی من در بحث ها مورد سئوال قرار داده اند. غرض ورزی های کودکانه را به دادار داور می سپارم و می خواهم برخی نکات که در تخصص بنده می باشد را برایتان روشن نمایم، با کسب اجازه از جناب دکتر احمد نادعلیان…
    ۱- تاثیر نام سنگسر در فرهنگ و هنر این مردمان: بدون شک این تاثیر را در فرهنگ عامه می توان در ضرب المثل ها و حکایات و متل ها و افسانه ها ( آسنک ها) دید و نیازی به بحث کارشناسی ندارد و اما در مورد هنرها، در هنرهای صناعی نیز این تاثیر به فراوانی بی شماری قابل ملاحظه است: چنگوم سازی سنگسری، ساخته( سوزندوزی سنگسری)، کارتی و کژین شوی( پوشاک سنگسری)و…
    در هنر موسیقی: لَلِ سنگسری که متفاوت از نی فارسی است. استکان و … در بحث سازها و در بخش مقام هم موسیقی مقامی سنگسر که برای تمامی هنرشناسان و موسیقیدانان معین است.
    در ادبیات: به مدد نقشین چشمی و قلم ظریف و نافذ استاد عباس معروفی، با رمان سال بلوایش در ادبیات ایران یک اتوپیای ادبی شکل گرفت با نام سنگسر که همیشه در تاریخ ادبیات ایران ماناست به مدد نویسندگان جوانی که این راه را ادامه می دهند و تاثیر به کمال رمان سال بلوا. اینگونه است که ادبیات سنگسر، تنها در غالب ادبیات عامه نمانده و در جهان مدرن ادبیات جایگاه والای خود را یافته است.
    در هنرهای زیبا: به مدد ذوق و قریحه و آثار فراوان و تاثیرگذار استاد احمد نادعلیان در جای جای جهان، به عنوان آثار هنرمند سنگسری که نمایانگر فرهنگ قومش است، به باز تعریف هنرهای زیبای سنگسر پرداخته است. نماد شناسی و تبار شناسی آثارش منتقدین را با اتوپیای هنری به نام سنگسر در قلب ایران آشنا کرد.و هزاران نمونه دیگر.
    پس تاثیر نام و فرهنگ سنگسری بر فرهنگ و هنر مردم این سرزمین کاملا عیان است ولیکن باید این سئوال را بپرسیم که کدام فرهنگ یا هنر به نام مهدیشهر ظهور و بروز پیدا کرده است؟ چرا که سی سال عمر کوتاهی نیست!
    بیهوده خودمان را گول نزنیم و مثل برخی از افراد به ظاهر ساده، اما پر دوز و کلک، به ماجرا نگاه نکنیم. مثل آنان نباشیم که حتی به اندازه یک نشست به زبان سنگسری نمی توانند صحبت کنند و زبان و فرهنگ و عشایر و حتی دام و مرتع را به نام مهدیشهر می خوانند. آنها مصداق بارز این سخن اندیشمندانه هستند که؛ دشوارترین کار جهان، فهماندن چیزی به کسی است که سودش در نفهمیدن آنست.
    می خواهم بی پرده بگویم؛ من یک دو رگه هستم و به سرزمین پدری ام عشق می ورزم و خواهان سرفرازی اش هستم و تمام هم و غم خود را بر این راه نهادم و از خدای متعال خواهانم که این توفیق نصیب همه مردم سرزمینم بشود، اما بی دریغ نمی توانم ببینم عده ای بر گُرده مردم سرزمینم نشسته اند و با تفرقه و توهم می خواهند انبان هایشان را پر کنند و کولی مفت بگیرند!
    پس کجاست آن آزادگی که معنای قیام عاشورا بود و شما سنگسری ها هر ساله با آن سنتهای زیبای کهن داغش را بر پیشانی تان می گذارید؟!
    سئوالی از شما می پرسم و می خواهیم پیش از آنکه از روی تعصب پاسخم را بدهید، اندکی در موردش فکر کنید و بعد به خودتان پاسخ دهید: مردی سی سال زحمت بسیار می کشد تا فرهنگ و آئین و هنر شما را به تمام جهانیان معرفی کند، در ازای آن، می خواهد حریم نامی که بر شناسنامه اش استوار است را بداند و ببیند، کجای این خواسته تب و تاب و بحث و جدل دارد؟ نام نهادن بخش تاریخی شهر به سنگسری که سالیان سال نامش این بوده، خواسته ی نامتعارفی است که بر سرش بلوا می کنید؟ کجای این خواسته اوج ولایتمداری این مردم و فرهنگ ائمه دوستی مردم شهر را زیر سئوال می برد؟ کجای این خواسته به فرهنگ لایزال مهدویت و شیعه علی بودن آسیب می رساند؟ کجای این خواسته مانع فخر و عظمت مردم این شهر می شود؟
    بی انصافی نکنید و غریب نوازی را بر میهمان داری مقدم ندانید که هویت فرزندانمان در گرو غرور سرزمینمان است. به داد یکدیگر برسیم تا بی داد یکدیگر نباشیم!
    حکیم ابوالقاسم فردوسی که پیرانمان شعرهایش را از بر دارند و ما تنها نامش را می دانیم، می فرمایند:
    بسی رنج بردم دراین سال سی
    عجم زنده کردم بدین پارسی
    انشاء الله که بتوانیم چیزی را زنده کنیم و ثمره عمرمان زنده کردن باشد، نه میراندن!
    دست علی یارتان!

    • محمد علی یوسفیان:

      دوست بسیار عزیزم جناب آقای حاجعلیان
      در کامنت ها دوبار نام جنابعالی آمده است که از شما تشکر شده است یکبار نیز بنده با عنوان مصاحبه کننده غیر مستقیم به شما اشاره نموده ام؛از شما بعید بود که نقد بنده را به مصاحبه “غرض ورزی کودکانه” بخوانید. وقتی استاد نادعلیان در پاسخ سوال شما عنوان می نمایند: “باز هم می گویم، راه حل من این نیست که اسم را تغییر بدهیم.” شما می پرسید:” در طول این سی وچند سال تقسیمات کشوری در فضاهای فرهنگی، سیاسی و اداری کشور اینجا را با نام مهدیشهر معرفی کرده ایم، حالا برگرداندن این اسم به سنگسر…” و یا در سطور بعدی در متن سوال می گویید:” مشخصا زعیم تصمیم می گیرد اسم شهر چه باشد.” در حالیکه باید با ارایه طرح استاد، گفت و گو به سمت و سوی تحلیل طرح ایشان پیش می رفت نه اسم شهر.برادر عزیز بر فرض هم برداشت من اشتباه بود آیا بهتر نبود از منتقد تشکر کرده و البته از وی دلیل بخواهید؟
      نکته مهم تر اینکه باید تلاش کنیم که گفت و گو در بستر مطلوب خود پیش رود،اگر هستند کسانی که فضای شیرین و شفاف گفت و گو را تند و احساسی می کنند، ما نباید جزء آنان باشیم؛ بار دیگر کامنت خودتان را بخوانید:
      -دشوارترین کار جهان، فهماندن چیزی به کسی است که سودش در نفهمیدن آنست.
      – عده ای بر گُرده مردم سرزمینم نشسته اند و با تفرقه و توهم می خواهند انبان هایشان را پر کنند و کولی مفت بگیرند!
      – کجای این خواسته تب و تاب و بحث و جدل دارد؟ نام نهادن بخش تاریخی شهر به سنگسری که سالیان سال نامش این بوده، خواسته ی نامتعارفی است که بر سرش بلوا می کنید؟
      نکته دیگر اینکه بنده از تاثیر نام سنگسر در فرهنگ سنگسر سوال کرده بودم که استدلال شما بدان اشاره نداشتٰ؛ نام سنگسر چه تاثیری در تولید چنگوم ، ل له و کارتی کت دارد؟ یعنی اگر نام این شهر چیز دیگری بود این دستاوردها را نداشتیم.
      و نکته آخر را به طنز می گویم که البته این طنز نیاز به پاسخ دارد و آن اینکه بنده از همه شما به هویتم بیشتر علاقمندم چرا که خواسته بنده بازگشت به نامی است که حکیم ابوالقاسم فردوسی-همانی که بسی رنج برده است در آن سال سی- به آن اشاره نموده است و می تواند شهر ما را بیش از پیش به جهان معرفی کند و آن نام “سگسار” است.
      ارادتمند شما

      • محمد اسماعیل حاجی علیان:

        با سلام و دورود
        جناب آقای یوسفیان عزیز اگر به جمله بندی و علائم سجاوندی پاراگراف اول متن بنده دقت کنید می بینید که با نقطه اتمام یافته و جمله با حالت خبری خویش پایان یافته است، نه تعجب و نه سئوال، پس غرض ورزی کودکانه سر مطلع صحبت دیگری است و شما به مدد صنعت حسن همجواری، از آن تاویل اشتباه گرفته اید و باید اینجا بگویم که شفاف، منظور من از غرض ورزی های کودکانه ارجاعی بود به دعواها و خط و نشان های کودکانه در کامنت های بالاتر و اصرار ورزی های کودکانه در بکار بردن نام مهدیشهر در مجامع توسط برخی از آقایان که تب تندی دارند ولی به جهت مصالح شان در این گفتگو ها شرکت نمی کنند. باید بگویم که جای مباهات دارد و کار با هنرمندان گویا به شما این ویژگی را عنایت کرده که در مباحث شرکت کنید و آزادانه و با اندکی پافشاری که ذاتی نفس انسان است در مباحث شرکت نمائید، پس امیدوارم شما و آن غرض ورزان بدانید که رد تیر صحبتم به سمت کدام نشان بود. و اما در مورد تاثیر نام و فرهنگ سنگسر باید بگویم همان دلایل و دلایل دیگری که من در آن موقع بخاطر نمی آوردم کفایت می کند و اینجاست که دارید شما به سمت سوفسطائیان حرکت می کنید. پیوند نام موطن این هنر و فرهنگ ها با اجزاء و نمایه های آن ناگسستنی است و در موارد ذکر شده به هیچ عنوان نمی توان تغییری در نام ایجاد کرد. چنگوم مهدیشهری نمی توان گفت چرا که در این سی و چند سال سنت و ارائه جدیدی از آن نشده است و شناخت ما به شناخت تاریخی آن بازمی گردد و این یعنی معنا در ظرف سنگسر معنا دارد و نه در ظرف دیگری. درخصوص اتوپیا ها هم بر همین منوال است. سال بلوا با تاثیرش در ادبیات در مجامع هنری این پدیده اتوپیایی را جا انداخت و بعد از این اثر، منقدین و تحلیل گران اعلام کردند که جهان ادبی به نام سنگسر در حال شکل گیری است که ویژگیهای خاص خود را دارد و حتی از ماکوندوی مارکز( اشاره به رمان صد سال تنهایی) فراتر است و این جهان در حال رشد و شکل گیری چهره است و اندامش تمام و کمال در قامت شهر سنگسر نشسته است. و…
        در مورد مصاحبه؛ نکته ای که به آن اشاره می کنید از فنون مصاحبه است که در آن می بایست مصاحبه گر نکته کلیدی کلام مصاحبه شونده را از مدخل های متفاوت بدان برسد تا در صدق یقین و قول به وحدت برسد یا تفرقه را ببیند. من در مصاحبه حتی یک لحظه هم به دلخواه خود عمل نکرده ام و تمام تلاشم بر این بوده که بر موضعی که مقرر بود بمانم، تا آن حد که آقای دکتر یکجا با صدای بلند و چشمانی براق به من گفتند؛ شما کی هستید؟ و این برداشت ایشان با کلام خانم شان تایید شد که به من گفتند؛ خیلی خشک هستید شما… شوهر من ناراحتی قلبی دارد، دلواپسش هستم! پس نمی توان تاویل شما را بعنوان حقیقت بپذیرم که من در مصاحبه بی طرف نبوده ام و می خواستم این حرف را در کلام دکتر بگذارم که درخواست مبنی بر هر چیزی است.
        آن جملاتی هم که جدایشان نموده اید متاسفانه حقیقتی است که با آن دست و پنجه نرم می کنیم، اما اینجا می گویم که منظور من هرگز این نبوده که شما هم از آن دسته آدمها هستید ولی اگر بخواهید باز هم بر آن اصرار کنید، نمی دانم!
        در مورد آن نکته حکیمانه طنز گونه من هم با شما موافقم ولی اگر اندکی مثل من داستانی به ماجرا نگاه کنید می بینید که من با سی یک موتیف درست کرده ام که اندکی، فقط اندکی، رنگ و بوی توتم می دهد.
        لطفا دوستان عزیز و گرانقدر و همشهریان عزیز به جای آنکه به جملات و کلمات همدیگر از منظر ملای لغت دان نگاه کنیم، در گذرید و به مسیری بروید که تحقق خواسته های درونی تان است! این یک خواهش است، نه تعجب و این علامت ( ! ) معناهای فراوانی در ادبیات دارد و در پایان جمله دعایی اگر بیاید، اوج خواسته را می رساند.
        مسئله دیگر الان که صفحه را باز کردم ۵۷۶ بازدید داشت این مطلب ولی تعداد افرادی که نظر داده اند از دو انگشت دست هم تجاوز نمی کند، قناعت را کنار بگذاریم، برای نام بخشی از شهرتان نظر بدهید. باز هم می گویم ملا لغتی نشوید و نظرات خودتان را بدهید!
        امیدوارم که همیشه پایدار و سرافراز باشید!
        دست علی یارتان!

        • محمد علی یوسفیان:

          سلام
          مطمئن باشید هیچ اصراری ندارم که بگویم مخاطب آن کلمات من بوده ام خصوصا اینکه شما بدان تاکید دارید،کلام شما برای ما حجت است.ضمن اینکه اگر هم نظرتان بنده بودم باز هم اهمیتی ندارد چراکه در یک مباحثه،دو طرف باید ظرف تحملشان بزرگ باشد.
          اما با این توصیه شما که ملا لغتی نشویم موافق نیستم چراکه آنچه در ذهن داریم بر گرده کلمات می نشیند.و کلمات و جمله بندی ها مهم است.
          برای اینکه عجالتا به توصیه شما عمل کرده باشم این نکته را یادآوری می کنم که ملا لغتی غلط است و درستش ملا نقطی است.

    • راجع به بی طرف بودن جناب حاج علیان در مصاحبه فوق بنده نیز شهادت می دهم و به زعم حقیر مصاحبه خوبی انجام گرفته

  • ابراهيم ذوالفقاريان:

    باسلام – از همشهریهای عزیزی که دغدغه نام سنگسر و هویت سنگسری داشته و زبان سنگسری را زبانی زنده و پویا میدانند و مینامند ، یک سوال ساده دارم : چرا با فرزندان و اعضای خانواده خود فارسی صحبت کرده و جوانان از سنگسری صحبت کردن در جمع اکراه دارند؟ جهت ادامه بحث منتظر پاسخ می مانم. ممنون

  • جناب آقای یوسفیان سلام مجدد. از اینکه این بحث را دنبال می کنید متشکرم. من امروز تمام وقت در دانشگاه یو ام مالزی بودم فردا نیز بخشی از روز آنجا و در دانشگاه دیگری برنامه دارم وبعد به سوی ایران حرکت می کنم. بیش از ۲۴ ساعت در راه هستم. پس از بازگشت حدود دو روز دیگر حتما به تمامی اجزاء استلال شما پاسخ می دهم.

    بحث ما بسیار ساده است نیازی نداریم استدلال فلسفی انجام دهیم. در صورت استفاده از استدلال فلسفی دلایل شما می تواند معکوس عمل نماید.

    در واقع شما باید استلال کنید ذات و به عبارت بهتر جوهر رفتاری سنگسری ها به عنوان کوچرو و شهر آنها سنگسر چه تناسب درونی و ذاتی با مهدی شهر دارد؟ آیا امتیازهای ما تخیلی نیست. من در مصاحبه گفتم شهر پر از نماد هخامنشی است. آیا می خواهید آنها را بردارید؟ یا جلوگیری کنید؟ من هیچ امتیاز و ویژگی خاصی که برتری بر دیگران داشته باشند نمی بینم.

    در سنگسر و دیگر شهرها اندیشمندان صاحب نظر بسیاری وجود دارند. بهتر است زمینه ای را فراهم نمائیم که این موضوع و ابعاد آن در یک چهارچوب علمی در یک همایش با دعوت از صاحب نظران بررسی و نقد شود.

    من با حسن نیت باور دارم که راه حل وجود دارد. با گذشت زمان شما به وسعت افرادی که خواهان این خواسته هستند و منطقی بودن آن پی خواهید برد و خواهید دید که مردم به ارزشه های دینی احترام می گذارند و در عین حال فرهنگ و تاریخ خود را دوست دارند. دوست داشتن نام سنگسر برای شهر تاریخی آنها مغایرتی با دین و ارزشهای دینی نیست.

    آیا مطمن هستید این جمله صحت دارد. “در حقیقت بیان این جمله که «سنگسر به مهدی شهر تغییر نام یافت» درست نیست بلکه باید گفت« مردم نام سنگسر را به مهدی شهر تغییر دادند» تا مسیر حقیقی تاریخ گم نشود.” آن مردمی که این کار را انجام دادند چند نفر بودند؟ اسناد آن را ارائه دهید. آیا مردم چنین حقی دارند؟ اگر دوباره مردم بخواهند از چنین حقی استفاده نمایند چگونه می توانند اقدام نمایند. من فکر می کنم حالا نیز مسیر حقیقی تاریخ گم شده است.
    به همه موارد پاسخ خواهم داد. با احترام فراوان

  • محمد علی یوسفیان:

    با سلام، با توجه به اینکه جناب آقای نادعلیان به مقاله اینجانب در خصوص تغییر نام سنگسر و مهدی شهر که در وبلاگ “برای مهدی شهر” منتشر شده اشاره نمودند. از دوستان درخواست دارم تا در مورد یکی از مهمترین بخش های این مقاله که نقداستدلال های درخواست کنندگان تغییر مجدد است اعلام نظر نمایند:

    … ضروری است تا استدلال های گفته یا نگفته جماعت اخیر- یعنی آنان که خواستار تغییر مجدد نام شهر و تبدیل به سنگسر هستند- مورد بررسی قرار گیرد. استدلال ها را می توان در چند محور ذیل خلاصه نمود:

    الف- بازگشت به هویت خویش

    نخستین استدلال برای تغییر نام مهدی شهر به سنگسر و در حقیقت مهمترین استدلال، مسأله هویت طلبی و بازگشت به هویت تاریخی این شهر است. اینان بیان می دارند که سنگسر مظهر فرهنگ و زبان کهن ماست و با تغییر سنگسر به مهدیشهر این هویت محو گردیده و به تدریج به فراموشی سپرده می شود. به عبارت دیگر استدلال می شود که تجلی فرهنگ این شهر و قدمت تاریخی آن تنها با واژه سنگسر امکان پذیر می باشد و مظهر پیشینه و هویت تاریخی این شهر، سنگسر است نه مهدی شهر.

    به نظر می رسد این استدلال کامل و تمام نیست و از طرح کنندگان این ادعا، انتظار می رود به سوالات و نقدهای ذیل پاسخ مناسب ارائه نمایند.

    ۱-با مراجعه به فرهنگ ها به این نکته بر می خوریم که هویت به معنای حقیقت شی، شخص یا مجموعه ای است و مشتمل بر صفات جوهری است. هویت در لغت به معنای شخصیت، ذات، هستی و وجود می باشد. بنابراین اولین سوال اساسی این است که چه نسبتی بین حقیقت و ذات یک شی با نام آن دارد؟ به عبارت دقیق تر، ذات فرهنگ غنی این منطقه چه نسبت مستقیمی با سنگسر یا مهدی شهر دارد؟ آیا با تغییر نام سنگسر به مهدی شهر یا بالعکس و اصولاً تغییر به هر نام دیگر، حقیقت فرهنگ و زبان مهدی شهر تغییر می یابد؟

    ۲-اصولاً فرهنگ بسیار ظریفتر، ریشه دارتر و فراگیرتر از آن است که صرفا با تغییر نام از هم پاشیده یا متزلزل گردد. فرهنگ این شهر به صورت ذاتی و جوهری در مردمان آن جریان می یابد و بدون شک با تغییر اسم، ذات ثابت بوده و تغییری نمی پذیرد.چه بسیار از نام ها را می توان یافت که در طول تاریخ به گونه ای تغییر یافته مثل نام سنگسر که تغییر یافته سگسر یا سگسار می باشد.

    ۳-استدلال فوق را می توان در شرایطی خاص پذیرفت و آن اینکه این نام محمل اصلی برای پیدایی و پویایی فرهنگ باشد؛ یعنی این عنوان از حد نام فراتر رفته و خود تبدیل به یک فرهنگ شده باشد و بخش زیادی از استعدادهای شکوفا شده مبتنی بر وجود همین نام باشد. بعنوان مثال اگر از ادبیات و هنر و موسیقی ما نام ایران برداشته شده و نام دیگری به جای آن بنشیند بسیاری از کارهای ارزنده هنری مبتنی بر نام ایران از بین خواهد رفت. اما آیا در مورد سنگسر هم چنین مساله ی وجود دارد. یعنی آیا لفظ سنگسر در غنای فرهنگ و هنر این منطقه تاثیری داشته است که با حذف آن، بخشی از سابقه فرهنگ و هنر به فراموشی سپرده شده و حذف گردد؟

    ۴-برخی معتقدند اگر بپذیریم یا نپذیریم که نام جزء اصلی هویت فرهنگی است ، قطعا تغییر نام صورت گرفته جزو هویت خواهد بود. چرا که این اقدام انجام شده، تحمیلی و دفعی نبوده و با زمینه های اجتماعی و سیاسی خود بروز یافته است. این تغییر نام انجام شده چون بر اساس اصول و مبانی خاص بوده و زمینه های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی داشته است بنابراین در هویت تاریخی و فرهنگی این شهر نقشی ممتاز و جایگاه ویژه ای خواهد داشت.

    در حقیقت بیان این جمله که «سنگسر به مهدی شهر تغییر نام یافت» درست نیست بلکه باید گفت« مردم نام سنگسر را به مهدی شهر تغییر دادند» تا مسیر حقیقی تاریخ گم نشود.

    امروز که به تاریخ اسلام نگاه می کنیم قضاوت ما در مورد مردم مدینه چگونه است، به اقدام آنان در تغییر نام یثرب به مدینه النبی که به یمن ورود پیامبر اسلام صورت گرفت چه نگاهی داریم، آیا جز این است که این حرکت ارزشمند را بخشی از هویت و تاریخ مدینه می دانیم؟ آیا منطقی است که بگوییم آنجا یثرب بود و با تغییر نام هویتشان خدشه دار شده و گم شد؟ آیا درست است که مساله هویت ساز تغییر نام را از هویت آنان جدا دانست؟
    بنابراین بر اساس این دیدگاه، تغییر نام سنگسر به مهدی شهر را باید در بستر هویت تاریخی و فرهنگی مردم این شهر دید چرا که این حرکت در مسیر تاریخ و هویت اتفاق افتاده است.

  • اشکبوس سنگسری:

    با درودی ژرف به ماندانای گرامی که مرا با این بزرگان و اندیشه ورزان و هم وندان فرهیخته آشنا کرده است. مهرورزان کلانشهر سنگسر.. از راه دور دستهای پر توانتان را میفشارم و تلاشتانرا میستایم. باشد که از این گفتمان بهره به یاران و یاوران سنگسری رسد چه در میهن و چه در سرتاسر گیتی. کلانشهر در برگیرنده همه ی سرزمینهاییست که در آن تیره های گوناگون سنگسری که دارای شیوه زندگی و گویش و رفتار و نژاد همانند هستند گفته میشود با نامهای گوناگون هر شهرک و بخش و دهستانهایش
    ما همه گُلهای یک باغ و ز یک گلدسته ایم
    شاخه گلهای جداییم و به هم پیوسته ایم
    دل به مهر مام میهن بسته و وارسته ایم
    شکر ایزد شاخه ی مهر و وفا نشکسته ایم
    ای برادر هم زبان فرزند پاکیزه سرشت
    من سرود یاد ایران را ز نو خواهم نوشت
    ——————————–الخ
    م-الف سنگسری—اشکبوس

  • عباس کساییان:

    با سلام جناب اقای دکتر نادعلیان
    قطعا مطالبتان به بزرگی نام سنگسر وبه بزرگی دانشتان می باشد.
    زنده و سر بلند باشید.

  • سنگسریان:

    در پاسخ جناب آقای یوسفیان:آقا یک کلام …نامها نشانه هویت است چقدر داریم برای نام خلیج فارس هزینه میدهیم چرا؟ چون نشانه هویت ماست خلیج عربی را هرگز نمی پذیریم آیا تا بحال کسی ایرانیها را متهم به ملی گرا یی کرده و گفته باشدچون پیامیر (ص) عرب بودند پس باید خلیج عربی را قبول کنند چون بقول جنابعالی (باید هویت دینی را بر هویت ملی ترجیح دهیم ) صراحتا و بسیار شفاف انتخاب بفرمائید خلیج عربی یا سنگسر

  • جناب آقای محمد علی یوسفیان با سلام اول از شما بسیار متشکرم که شرایطی را فراهم نمودید که من با همشهریان و همزبان خود دیدار داشته باشم و از من تجلیل شود. دوم از شما متشکرم که برای گفتگوی من اهمیت قائل شدید و مطلب نوشته شده قبلی را مجددا ارسال نمودید. شایسته است که اهل فرهنگ و هنر اینگونه دیدگاه های خود را مطرح نمایند. در ابتدا اعلام می نمایم موضوع مصاحبه مصاحبه کننده چیز دیگری بود. بحث اجتناب ناپذیر بود و درخواست شخصی من بود که این موضوع مطرح شود. اول اینکه همانطور که در جسله تجلیل گفتم طرح این موضوع درد دل شخصی بود. من نه نماینده کسی هستم و نه کسی مرا وادار به چنین صحبتی کرده و نه حتی خواستم برای مسئولین آنجا مشکلی ایجاد شود. من در مصاحبه تحریفی نمی بینم. آقای حاج علیان دیدگاه های مخالف نظر من را طرح کردند. اگر خطا بوده است آمادگی دارم یک نماینده واقعی و اهل گفتگو که مخالف دیدگاه های من است خود را معرفی و به صورت صمیمانه و عاقلانه با هم گفتگو نمائیم. دوم اینکه می دانم یاداشت شما در گذشته نوشته شده است اما تقاضای من این است که حالا برای افرادی چون من نیز در طبقه بندی های خودتان جایگاهی قائل شوید. احساس من این است که من در طبقه بندی های قبلی شما جای ندارم. و افراد مثل من هزاران نفر هستند. ضد انقلاب نیستم. بچه سال بودم شور انقلاب در سر داشتم. سال ۵۷ من ۱۵ سال بیشتر نداستم. شاید مردم سنگسر به یاد داشته باشند. در روز عاشورا همان روز که تیراندازی شد یک نقاشی در دست مردم بود که شاه را مثل ضحاک نشان می داند. آن نقاشی را یک پسر ۱۵ ساله کشیده بود. حالا می دانم ضحاک نفس ماست. از کشیدن آن نقاشی پشیمان نیستم. اما خوب فکر می کنم خیلی از رفتار ها در آن سالها احساسی بود. حد اقل در آن زمان من یک انقلابی سرسخت بوده ام. حتی با سن کم. من بهائی هم نیستم و فکر نمی کنم زدودن نام شهر من روش درستی برای مقابله با بهائیت باشد. اگر آنها یک قلعه تارخی را تصرف کرده بودند آن را اشتباهی بزرگ می دانم. حتی ساخت بنای در قلعه مقابل یعنی جائی که محفه را به آنجا می برند رانیز اشتباه می دانم. معماری شایسته ای ندارد و آن تپه مکان جولان شهرداری و مخابرت شده هر کسی علمی بر افراشته. آنجا یک مکان تاریخی است. سوم اینکه شاید من شخصا مسلمان شایسته ای نباشم. اما همه اهل فامیل من دیندار بوده اند و هستند. در دینداری پدربزرگم، پدرم، عموهایم و خصوصا مادرم هیچ تردیدی ندارم. در سیاستمداران زمانه رفتار مغایر با دین زیاد می بینم. آنچه که شما آن را ملی گرائی معرفی کرده اید را در مقابل دین نمی دانم. اگرچه شخصا ملی گرا و قوم گرا هم نیستم. اگر ملی گرا بودم فقط در ایران کار می کردم. من در گوشه و کنار دنیا برای بشریت کار می کنم. حالا که این یاداشت را می نویسم ایران نیستم. من کره جنوبی بودم. در نشست بین المللی هنر کوچرو با افتخار گفتم که من یک سنگسری هستم. سنگسری بودن فقط ریشه من است. شاخ و برگ من می تواند در هر جائی رشد کند. حالا در مالزی هستم. فردا در دانشگاه اینجا آثارم مرور می شود و با افتخار می گویم که سنگسری هستم و در سنگسر به دنیا آمدم. اگر قوم گرا بودم در سنگسر بیشتر از هرمز کار می کردم. حالا شناخت من از فرهنگ، باورها و اساطیر آنجا بیشتر از بومی هاست. از دید من توجه به ارزشهای دینی و قومی هرکدام ارزش خاص خودش را دارد. در یاداشت جنابعالی اشاره شده است که مرحوم آیت ا… زیارتی که هدایت گروهی بودند که با بهائیان مقابله کردند. سئوال اینجاست که چرا نام فامیل خود ایشان زیارتی باقی ماند و چرا به آیت ا… مهدی شهری تغییر پیدا نکرد و چرا ده ها آیت اله دیگر با نام شهر و ولایت خود شناخته می شوند. آیت ا… شاهرودی ، زنجانی ، گلپایگانی ، سیستانی …
    کافیست در اینترنت جستجو نمائید خواهید دید که بلاخره فرزند ایشان حمید زیارتی است یا روجانی؟ نتیجه می گیریم که حتی برای مراجع ارجاع به قومیت جایگاه خاصی دارد.

    در یاداشت شما نکاتی آمده است که من گمان می کنم ترجیح می دهید اینگونه باشد. نباید فراموش کنیم آنچه که ما ترجیح می دهیم واقعیتی هست که در جامعه وجود دارد. من فکر نمی کنم هرکجا که گفته ام سنگسری هستم قصدم مقابله با دین یا انقلاب بوده است. بنابراین بهتر است آن را پیروزی دینی یا انقلابی قلمداد نکنیم.

    در مورد دینداران هوادار تغییر نام نیز باید بگویم من جزو آنها نیز نیستم. اما می دانم آقای احمدی نژاد در سال هائی که بر مسند دولت بودامام زمان رادر ظاهر تکریم کرد. اما نتیجه آن را دیدیم و خواهیم دید. تاریخ در مورد ما چه قضاوت خواهد کرد. من که نی توانم صبر کنم کی حکومت تصمیم دارد گرایش به امام زمان داشته باشد و کی به هخامنشی ها و بعد خودم را تطبیق دهم. من آزاد هستم. مضحک ترین کار این بود که با لباس هخامنشی که چفیه داشتند لوح و منشور کوروش را با سلام و … به موزه ایران باستان آورند. مگر اوایل انقلاب قرار نبود تخت جشمید ویران شود. مگر رژیم پهلوی کم از آن استفاده کرد تا مناسبات خود با دول متخاصم کنونی را تبدیل به دوستی نماید. مشکل منشور کوروش نبود. مشکل در افراطی برخورد کردن خود ماست. در پایان خلاصه می کنم من نه بادلایل ضد دینی و یا هر انگیزه دیگری هیچ وقت تغییر نام سنگسر را به رسمیت نشناختم. به همان دلیل که آیت ا… زیارتی به زیارت تعلق دارد من می خواهم زادگاهم سنگسر باقی بماند.

    دوست عزیز آقای یوسفیان اگر حالا وقت آن نیست کی هست؟ حرف های زیادی در دل دارم.
    ما حرف می زنیم و برای بسیاری از نوشته های شما پاسخ دارم که به وقت آن می نویسم.

    دوست دارم شرایطی فراهم شود و برای شهری که در آن به نیا آمده ام به اندازه هرمز کار کنم. امیدواریم شرایط آن مهیا شود.

    از دوست عزیز پرهام نیز متشکرم از دوست دیگر نیز که نامشان احمد هست به دلیل احساساتشان تشکر می نمایم. اگر روزی همه مردم زیارت و طالب آیاد بگویند ما سنگسر بزرگ را تشکیل می دهیم من افتخار می کنم و فقط تصحیح می کنم که فرهنگ آنها و زبان آنها سنگسری است. واهمه دارم اگر من بگویم آنجا سنگسر است آنها واکنش نشان دهند. پوزش مرا پذیرا باشد.

    • محمد علی یوسفیان:

      استاد ارجمند آقای نادعلیان
      برای جنابعالی آرزوی سلامتی و موفقیت دارم. بدون مقدمه به رفع سوء تفاهم بپردازم و آن اینکه جنابعالی یادداشت فرمودید:« برای افرادی چون من نیز در طبقه بندی های خودتان جایگاهی قائل شوید… ضد انقلاب نیستم … من بهائی هم نیستم » بنده در آن مقاله درخواست کنندگان تغییر نام مهدی شهر را چند گروه دانسته ام که یک گروه از آن را «برخی از دلسوزان فرهنگ و زبان مهدی شهری که گمان می کنند حفظ این دو میراث تاریخی با غیر نام سنگسر ممکن نیست» عنوان نمودم و جالب تر اینکه تاکید کرده ام« بیشتر درخواست کنندگان تغییر از این طیف هستند».بنابراین به هیچ وجه معتقد نیستم، کسانی که خواستار تغییر نام مهدی شهر به سنگسر هستند، ضد انقلاب، بهایی، ضد دین و… هستند و از شما چه پنهان حتی در برخی محافل که شاید رگه هایی از چنین دیدگاه هایی را دیده ام به دفاع جانانه از این طیف پرداخته ام البته تفاوت دیدگاه در جای خود محفوظ است.
      از شما استاد عزیز که از دیرباز به آثار و سبک هنریتان علاقمندم درخواست می کنم در صورت امکان به نقد آنچه که به عنوان استدلال درخواست کنندگان در مقاله مذکور ذکر نموده ام، بپردازید.

  • عرفان:

    با سلام خدمت همه همشهریان عزیز با عرض معذرت از محضر استاد نادعللیان باید عرض کنم با منطق ایشان پس همه مشهدیها باید بگویند به ما سنابادی بگویید و یا گرگانیها اعتراض کنند که ما استرآبادی هستیم آملی ها بارفروش و…یا به زمان دور نه همین الان قائمشهریهای متولد قبل از انقلاب باید بگویند شاهی که نامش در شناسنامه ماست کجاست و همینطور بندر انزلی و ارومیه و خمینی شهریها و خیلی جاهای دیگر . من با منطق احمد موافقم بیایید روی فرهنگ ایل ریشه دار سنگسری کار کنیم نه جغرافیا که در این صورت ضرر کرده ایم و شهرمان را حقیر زیرا هیچیک از اقوام ساکن در شهرستان مهدیشهر خود را سنگسری نمی دانند حق دارند چون نیستند اما اهل شهرستان مهدیشهر هستند چه بخواهند چه نخواهند (که یقینا میخواهند).

    • سنگسری:

      دوست عزیز چرا خلط مبحث می کنی؟ اشاره شما در مورد مشهد و گرگان و … سیر تحول تاریخی آن اسامی را نشان می دهد بدون آنکه قلب هویتی اتفاق بیفتد. در مورد سنگسر هم همین سیر تاریخی اتفاق افتاد. چنانچه نام این منطقه از سکسر و سکسار به مرور به سنگسر تبدیل شد که بسیار هم با شرایط جغرافیایی منطقه تناسب داشت.
      موضوع بحث اینه لزومی نداشت وقتی با یه عده دعوا داشتند و بر اونها پیروز هم شدند بیان چشم و چال خودشون رو بزنن نابود کنن و هویتشون رو مخفی کنن. اتفاقا باید به سنگسری بودن خودشون افتخار می کردند.
      در مورد اینکه بیاییم روی فرهنگ کار کنیم و بیخیال جغرافیا بشیم آیا به نظر شما این منطقیه از فردا بیایی اسمتو عوض کنی و مقدس ترین نام رو روی خودت بزاری و بعد هی فریاد بزنی بگی من همون عرفانم!

  • پرهام سنگسری:

    حضور محترم استادارجمنداحمدنادعلیان باسلام واحترام استادبزرگوارجناب اقای نادعلیان باتشکرازمصاحبه زیبای شماوباتشکرازاینکه تمام مطالب رااز زوایای مختلف وانچنان که حق مطلب بودبیان فرمودید.استادمحترم من همان پرهامی هستم که درتیتر(ازاستاد محترم هنرمندبین المللی تجلیل میشود)ازشماواقای یوسفیان تشکر نمودم واز(زنده یادمظاهرصمدی)به نیکی یاد نمودم ودرتیتر(مصوبه تجزیه مهدیشهرمغایر قانون اعلام شد)ازمجلس ودولت تدبیروهمشهریان عزیز خودم تشکروقدردانی نمودم ودرتیتر( مراسم معرفی وسوگند اعضای محترم شورای شهر)برای این عزیزان ارزوی توفیق ازمولایمان علی(ع)رانمودم وحال نمیدانم این شخص که بانام((پرهام))وبااین لفظ این مطلب راموردنقد قرار داده است برای اولین بارازنام((پرهام))این نقد رادورازهرگونه احترام عنوان نمودند .لذامن ازجانب خودم ازشماهنرمندواستاد محترم واشکبوس سنکسری عزیزومدیریت سایت عذر خواهی مینمایم وازمدیریت سایت خواهشمندم دربررسی نظرات والفاظی که به کار برده می شودودرج ان در سایت دقت بیشتری صورت گیرد موفق وپیروز باشید “زین پس درج مطالب با نام پرهام سنگسری” ایزدمنان یارو نگهدارتان باشد

  • محمد علی یوسفیان:

    با سلام خدمت همه همشهریان خصوصا استاد ارجمند نادعلیان
    وقتی مصاحبه جناب آقای نادعلیان را در روزنامه پیام خواندم، اولین نکته ای که به ذهنم رسید این بود که “مصاحبه کننده” محترم سعی دارد نقطه کلیدی سخن ایشان را نادیده گرفته و به هر طریقی که شده به طرح بحثی بپردازد که مد نظر استاد نیست و آن تغییر نام مهدی شهر به سنگسر است،ایشان خواستار نامیده شدن بخشی از شهر به سنگسر بودند.اگرچه طرح این مباحث را در مقطع فعلی خیلی به صلاح نمی دانم اما چون باب گفت و گو گشوده شده است از شما دعوت می کنم مقاله ای را که چند سال گذشته با عنوان«مهدی شهر و سنگسر: نگاهی به چگونگی و جریان شناسی تغییر نام سنگسر و نقد استدلال ها برای تغییر مجدد» نگاشته بودم و اکنون در وبلاگ “برای مهدی شهر” منتشر نموده ام مطالعه نموده و از نظرات خود بهره مندم فرمایید.

  • با احترام دیدگاه دوست همنام خودم را که احمد هستند پاسخ می دهم. زمانی که من به دنیا آمدم و از آن شهر رفتم آنجا ده بودم هنوز هم مادرم میگوید (ا درر شوندی) کلانشهر دیگر از کجا آمد. قبلا در گفتگوهایم گفته ام و در اینجا نیز اشاره ای شده است که قلمرو کوچ با قمرو زیانی و با آنچه که در حد یک روستا سنگسر نامیده می شود متفاوت است. اگر منظور شما این است که هر جای ایران سنگسری صحبت می کنند سنگسر است باید بگویم که یک سوم کشور ایران را باید سنگسر نامید. آنها از طبس تا طالقان مهاجرت داشته اند و در گذشته تا افغانستان. اما من آدم دنیا دیده ای هستم. بسیاری از مردم ایران در استان های مختلف لر هستند ولی فقط یک استان به نام لرستان وجود دارد. همینطور در مورد کرد ها که خیلی جا هستند فقط یک کردستان وجود دارد. سنگسری بودن با اقلیمی که سنگسر نامیده می شود متفاوت است. در ضمن من هنوز وکیل کسی نیستم. همینطور که در عنوان مصاحبه آمده است از محل شناسنامه شخص خودم دفاع کردم. مردم درجزین و زیارت از نظر زبانی و فرهنگی سنگسری هستند. از دید من دو روستای متفاوت سنگسری بوده است. زمانی که من بچه بودم ما مسیری را طی می کردیم تا به این دو محل برسیم. می خواهند تغییر نام دهند یک واقعیت تاریخی را ما نادیده گرفته ایم. بله از قدیم به عالمی می گفتند زیارتی و بدون شک زبان و فرهنگ او سنگسری بوده است. توسعه یک منطقه نمی تواند نامی که وجود داشته است را ببلعد. این موضوع در تهران مطرح بود که شهر ری نیز به تهران الصاق شود که با آن مخالفت شد. طرح آن کلانشهر که نام سنگسر بخواهد کل منطقه را در بر بگیرد احتمال دارد واکنشهائی را به دنبال داشته باشد. من به خوبی آشنا هستم که کلان شهری که شما از آن صحبت می کنید از نظر شهرستان بودن شهمیرزاد را نیز در بر می گیرد. و به خوبی آگاه هستم با توجه به عدم مخالفت شهرستان شدن آنجا طرح این موضوع چه پیامدهائی خواهد داشت. به هر حال حق من است از جائی که در آن به دنیا آمده ام و نامش سنگسر بوده است دفاع کنم.

  • احمد:

    فرمایشات هنرمند عزیز همشهری جای نقد بسیاری دارد اما مهمترین آن تداخل دو مفهوم جغرافیای شهرمان و تاریخ وفرهنگ سنگسری است همشهریان عزیز،ما هرچه از تاریخ و فرهنگ ایل ریشه دارسنگسری بگوییم جا دارد در مقطعی از زمان این فرهنگ بخش وسیعی از مناطق جنوبی سلسله جبال البرز را تحت تاثیر خود قرار داده بود(البته تاقبل از سال۱۳۵۰ که اکثر حشمداران سنگسری مجبور به فروش حشم و واگذاری مراتع خود نشده بودند -به دلایل گوناگون که جای بحث آن اینجا نیست- )اماآیا در مورد جغرافیای شهرمان واقعا حرفی برای گفتن داریم حتی هنرمند عزیز ماهم پنبه همه علاقمندان به کلانشهر سنگسر را زده اند واعتقاد دارند:
    “آن منطقه ها نمی توانند سنگسر باشند،(طالب آباد و زیارت) می دانید چرا؟ برای اینکه از قدیم بهشان نمی گفتند سنگسر. یعنی درجزین نمی تواند سنگسر باشد، چون از قدیم درجزین بوده است. زیارت نمی تواند سنگسر باشد، یعنی از لحاظ تاریخی نمی تواند سنگسر باشد. ”
    خوب کلانشهر سنگسر را کجا میخواهید جا بدهید؟ راستی ما دیگر به اسمال طلای افتخار نکنیم که سنگسری بوده است و علیمحمدخان آن ظلم ستیز سنگسری که شعر خاطره انگیز آن را اخیرا هنرمندان سنگسری به زیبایی اجرا کرده اند چون زیارتی بوده است سنگسری نیست . آقای حیدریه با همه احترامی که برای شما قائلم لطفا کاسه داغتر از آش نباشید و سنگ سنگسر را به سینه نزنید و به فکر افتخارات قریه زیارت خود باشید که کم افتخار ندارید از علیمحمد و پسر نابغه ۱۳ ساله اش تا آیت الله زیارتی و…

  • تپه سری گل گونده:

    نیست در جایی ز دنیا سر به سر…در تمام کهکشانهای دگر​​ـــــآسمانی آسمانی تر مگر…آسمان پشت بام سنگسر

  • زنده بادسنگسر وسنگسری

  • اشکبوس سنگسری:

    سنگسر بزرگ (کلانشهر سنگسر)

    سنگسر این نام یعنی افتخار
    از کژی و کاستیها بر کنار
    شهر زیباییست اندر روی سنگ
    در بَرَش انواع گلها رنگ رنگ
    مُهر تاریخ است در دور زمان
    یادگارِ مانده از عهد کیان
    خاک آن سرخ است و تلها پر ز چین
    در بهاران سیل رنگین را ببین
    قلعه های محکم از دوران دور
    قلعه بانان سختکوش و پیل زور
    گویشش یک شاخه از فُرس قدیم
    واژه ها از زند و پازند عظیم
    مردمانش پاکبازند و دلیر
    در شجاعت شهره اند برنا و پیر
    در بهاران کوچ زیبا را نگر
    جمع میگردند زمستان سنگسر
    بوده این فرهنگ زیبا یادگار
    در درازای زمان و روزگار
    سنگسر با فّر یزدان زنده است
    سنگسر جاوید و هم پاینده است

    م-الف سنگسری……اشکبوس

  • ماندانا اعظمی:

    از متن :
    • زعیم این جایی که من دارم ازش حرف می زنم، تاریخ است، حکومت ها نیستند. حکومت ها می آیند و می روند. این نام چند هزار سال قبل انتخاب شده است… شما می توانید زبان سنگسری را الان بگویید زبان مهدیشهری؟

    • در واقع من فکر می کنم این یک توهین تاریخی است. یعنی آن افرادی که بودند در فرآیند تغییر نام، خیلی عجولانه و شتابزده نام را عوض کرده اند.

    • بحث من در مقابل این است که خود آن موضوع، علاقه به فرهنگ مهدویت، نباید چشم ما را نسبت به مسائل ملی که تعارضی هم با دین ندارند،ببندد. یعنی دین مشکلی با لفظ سنگسر دارد؟

    • جمعی در دوره پهلوی درخواست داده اند، دستشان درد نکند، اینها چرا به نیابت از قرن ها و آدم های دیگر درخواست داده اند؟ و چرا به نیابت از هزاران نفر که پس از آن دوره آمده اند و دوست دارند که شناسنامه تاریخی داشته باشند، درخواست نمی دهند؟ الان شما به من بگو سنگسر تاریخی که اسمش توی شناسنامه من است،کجای جغرافیای ایران است؟

    • شما می گویید یک عده نامه نوشتند و تو از این به بعد، در مهدیشهر دنیا آمده ای؟ من مهدیشهر را دوستش دارم، مخلصش هم هستم و هیچ مشکلی باهاش ندارم، ولی دوست دارم اسمم سنگسر باقی بماند. اینجا تقابل نیست. بحث بر سر اینست که در یک تعامل، یک راهکاری پیدا کنیم که هر چیزی را به جای خودش قراردهیم.

    • من بدانم که توی نقشه یک جائی را دارم که زادگاه من است و می توانم ربطش بدهم به آن قلمرو وسیع و تاریخ و هنر و فرهنگ گذشتگانم… شما می توانی بروی تمام قشلاق ها و ییلاق های سنگسری ها و بگوئی این برای مهدیشهری هاست؟ می پذیرند از شما؟ یا بیایی و بگویی بیا سر این بره مهدیشهری را ببر؟ گاهی وقت ها نامی را که می آوری، اگر پخته شده و نهادینه شده نباشد، تبعات بدش بیشتر از نکات مثبتش خواهد بود.

    • شما می گوئید مهدیشهر، ولی من در این شهر تا دلتان بخواهد نماد هخامنشی می بینیم. یعنی پر از سرباز هخامنشی و سرستون و… است. از نظر نشانه های تصویری مردمی، اینجا شهر هخامنشی است، حالا هی شما بیا و توی میدان برایشان چیز دیگری کار کن. تا دلتان بخواهد، شما هتل سنگسر دارید، لبنیاتی و قصابی سنگسر دارید. این نشانه ها از نظر روان شناسی محیط، چه در فضای مجازی و چه در محیط جغرافیایی اینجا، حالا خارج از این فضا به کنار، با آن نامی که می خوانید سازگاری ندارد.

    • خب این زبان جغرافیا ندارد؟ تاریخ ندارد؟ آیا زبان توی یک حباب است؟ اگر دارد کجاست؟ روی این نقشه ایران نشانم بدهید!

    • منی که یک شناسنامه دارم که توش نوشته شده است ایشان در سنگسر بدنیا آمده است، چطوری می توانید به من ثابت کنید سنگسر نیست و مهدیشهر است؟

    • بحث من این است که دین یک امر قلبی است و مسائل دینی گره زدنش با مسائل سیاسی و مسائل دیگر تبعات واکنشی در دراز مدت دارد.

  • ماندانا اعظمی:

    سنگسر سنگسر است.
    کیانوش حیدریه که یاد و نامش در بهشت سنگسر جاودانه باد.

  • ماندانا اعظمی:

    با درود و سپاسی بیکران به پیشگاه استاد نادعلیان عزیز ، جناب آقای اسماعیل حاج علیان گرامی و مدیریت محترم سایت جناب آقای حیدریه که این گفتگوی بسیار وزین حاصل تلاش و اراده آن هاست.
    دردلی بینهایت زیبا بود که پس از سال ها صادقانه بیان شد . دست مریزادی جانانه به پروفسور نادعلیان عزیز که با شهامت و البته احترام به نظر مخالف آنچه که در تمام این سال ها حرف دل و خواست قلبی بسیاری از مردم سنگسر بود را بدرستی ابراز کردند.
    امیدوارم این فضای دوستانه و گفتگوهای سازنده ای اینچنین در بستر این محیط ِ سالم ادامه یابد تا بنیانی برای پیشرفت فرهنگی سنگسر عزیزمان شود.

    ای رنگین کمان مهر بر سنگسرم بتاب

  • سنگسری:

    نام شهر باید به سنگسر برگردد

    • افتاب:

      با سلام
      مردان سنگسری را به غیرت ومردانگی وزنان ان را به حیاعفت وپاکدامنی در جامعه میشناسند. حتی بسیاری از ان به عنوان گرانبهاترین میراث اجدادو نیاکان ما یاد میککند به جای طرح مسائل بیهوده به فکر حفظ فرهنگ و هویت اصلی خود که به شدت در حال کمرنگ شدن است باشیم.

دیدگاهتان را بنویسید

*

این مطالب را هم بخوانید ...