امروز : ۲ مهر ۱۳۹۶
تبلیغات   |   درباره ما   |   تماس با ما
تبلیغات
سامانه پیام کوتاه
سامانه پیام کوتاه سنگسر نیوز
پیش بینی آب و هوا
مهدیشهر
مهر ۲, ۱۳۹۶, ۲:۲۱ ب.ظ
 

اغلب آفتابی
30°C
رطوبت: 10%
سرعت باد: 3 m/s غربجنوبغرب
اطلاعات بیشتر...
 
آمار سایت
  • 351
  • 1,275
  • 3,366,836
  • 1,104
  • 3,697
  • فروردین ۱۰, ۱۳۹۶

مشکل اتباع خارجی


ارسال دیدگاه : الهه

بزرگترین مشکلی که الان در سنگسر وجود داره مهاجران افغانی هستن که تعدادشون هر روز بیشتر میشه من نمیدونم این مربوط به کدوم نهاد میشه ولی از همه شما که سنگسر عزیزمون رو دوست دارید خواهش میکنم به افغانها خانه اجاره ندید!

۳۶ پاسخ به “مشکل اتباع خارجی”
  • سنگسری:

    متاسفانه این هم از ضعف مدیران شهر ماست . مخصوصا فرمانداری .

    زمانی که سنگسر شهرستان شد ، اداره امور اتباع خارجی استانداری سمنان باید سهمیه سکونتی مهاجرین را برای شهرستانهای سنگسر و سمنان مشخص میکرد اما خب به ضرر مرکز استان میشد و نکردند.
    اگر کارت اقامت این اتباع مهاجر را مشاهده کرده باشید محل اقامت را برای هر دو شهرستان سمنان و سنگسر ، سمنان درج کردند . چون این اتباع در سمنان نمیتوانند در شهر زندگی کنند و باید به اردوگاه بروند و از طرفی چون هزینه اجاره در سمنان نسبت به سنگسر بیشتر است متاسفانه این اتباع برای سکونت به سنگسر هجوم آوردند و شهر پر شده از این اتباع . اگر فرمانداری محترم سنگسر همت کند و محل اقامت این اتباع را در استانداری مشخص کند بسیار بهتر است .

    اگر مسئولین شهر سنگسر مثل سمنان یا سایر شهرها برای این اتباع اردوگاه یا یک مکانی خارج از محدوده شهری را در نظر بگیرد بسیار خوب میشود .

  • amir:

    ba salam khedmat e hame sangesariha
    shorue eslahat az har ja ke bashe ghanimate.
    man be onvane yek tahsil karde ye shahr ke shoghle besyar khubi ham daram movafegham afaghene beravand.niruye kar khastid man hastam.kargari,bannayi,…
    mage javuni va nojavoni e khodemun yademun rafteh ke tu tabestun kargari mikardim.eib bud? aar bud??hame chi daste khodemuneh. be masulin o ostandar o …rabti nadareh.ye ekip tashkil bedim khodemun shoru konim.bazar e kareshun ro begirim una khodeshun miran,had aghal ine ke bejaye ma estekhdam tu edarat nemitunan beshn.
    chuppun, kargar ba madrak e lisans ,fogh e lisanse ki mikhad begeh.estart e kar ra be zanim.besmellah!!!!!!!!!!!!!!!1 lisanse

  • احمد:

    جناب آقای مجتبی از مقاله بلندت میتوان حدس زد که شما باید اصالت افغانی داشته باشی مخصوصا از جمله “بلند رفتن قیمت نفت” هر چند معلوم است از کودکی در ایران و مهدیشهر رشد کرده اید اما صحبت شما هر چند بخشهای زیادی از آن درست است اما یک طرف قضیه را دیده اید که فعلا بنده مجال پرداختن به آن را ندارم اما به همه ایرانی ها و افغانی ها توصیه میکنم کتا “جانستان کابلستان” آقای رضا امیرخانی را بخوانند من دوبار خواندم و هر بار لذت بیشتری بردم و به چند نفر ایرانی و افغانی(خارج از ایران) آن را هدیه دادم نظر آنان نیز همین بود به امید همبستگی جهانی مسلمانان

    • مجتبی:

      احمد جان افغانی نیستم ولی ظلمی که در حق افغانی های ایران میشه رو درک میکنم.شاید با خوندن تنها یک کتاب نشه مشکلات رو به مردم فهموند یا درکش واسه بعضی سخت باشه.

  • احمد:

    دوستان اجازه دهید از منظر دیگر به مسئله نگاه کنیم:
    ایران و افغانستان در روزگاری نه چندان دور سرزمینی واحد با ویژگیهای قومی و زبانی و فرهنگی و… مشترک بودند و هنوز هم این اشتراکات در موارد ظریفی که کمتر به آنها توجه می شود کاملا آشکار است. مثلا واژه” نموشون” به معنی شب و واژه “کفت” به معنی پشت و بسیاری از واژگان دیگر در زبان سنگسر و زبان اهالی هرات افغانستان مشترک است که نشان از نوعی وحدت و همبستگی قومی بین ما سنگسرها و مردمان آن سامان است که بعلت بیعرضگی حاکمان ما به دو پاره شده و اینک ما هم به پیروی آنها و بی توجه و اهمیت به پیشینه فرهنگی خود این عموزادگان خود را اجنبی و بیگانه قلمداد کرده و مرتب از low culture بودن آنها صحبت میکنیم و این در حالی است که عیب دیگران را دیدن نه تنها نشان از فرهیختگی و پختگی و high culture بودن نیست بلکه خود به نوعی نشان از وجود ضعف و فرافکنی آن می تواند باشد. پس بهتر آنکه از فرصت حضور این نوادگان پیشین اجدادی خود استفاده کرده و ار سرگذشت آنها عبرتی برای خود و مشکلات خود بیابیم.
    نکته جالب دیگری که گاها موجب مشغول شدن فکر به خود میشود نامی است که بر این دیار جدا مانده از مام وطن گذاشته اند و آن افغانستان است. چرا که اگر مراد نام قبیله پشتون” اَوقان” باشد که بایستی آنرا ” اَوقانستان” نامید. پس گویا برنامه آن بوده که این مردم ستمدیده همیشه در شیون و افغان بعلت بدبختی های خود باشند که آنرا افغانستان نامیده اند، امید آنکه با تعامل با یکدیگر و استفاده از تجارب و عبرت از سرنوشت این سرزمین غریوستانی شود که همیشه غریو شادی ساکنانش موجب فخر ساکنان فلات ایران گردد.
    و اما نکته جالب که چندی پیش با آن مواجه و سبب شد از این فرصت استفاده کنم وجود شخصیت ملاعمر سنگسری است. چرا که گویا سنگسر نام سه منطقه در ایران و عراق(اقلیم کردستان) و همین به اصطلاح افغانستان است و نکته عجیب در هر سه نقطه آنکه مردمان جدی ، کوشا و فعال (جدا از گرایشات فکری و اعتقادی شان) از آنجا برخاسته اند. بزرگان و مشاهیر سنگسر ایران بر کسی پوشیده نبوده و در این مجال نیاز به بحث در مورد آنان نیست. معروف سنگسر افغانستان که امروزه دنیا به دنبال اوست و او علی رغم شهرتش هنوز چهره از جهانیان نهان دارد و شهرتش را از فرماندهی و سرکردگی یکی از بزرگترین حرکتهای مسلحانه دنیای امروز که همان جنبش طالبان باشد دارد. از سنگسر عراق نیز در همین چند سال پیش مردی قیام کرد که دعوی امام زمان بودن و مهدی بودن داشت که دوستان می توانند سرنوشت و حکایت وی را در اینترنت جستجو کنند و وی نهایتا نوسط صدام به قتل رسیده و شهر سنگسر نیز ویران وبا خاک یکسان گردید که گویا اخیرا آن شهر رو به آبادی گذاشته است. بهر حال وجود همین اَوقان ها یا افغانستانی های عزیز در شهر ما میتواند عامل محرکی برای بازشناسی و مطالعه در مسائل فرهنگی و … شود که روی دیگر سکه نالیدن و غر زدن می تواند باشد. البته امیدوارم این دوست اَوقان (افغانستانی) ما بتواند از این فرصت اطلاعات بیشتری از زبان و فرهنگ و به ویژه سنگسر افغانستان به ما بدهد.

  • محمد:

    خدمت محترم همه بچه محلا عرض کنم که :بیایم یکم بینشمون رو بالا ببریم،فراترفکر کنیم وعاقلانه تر تصمیمی دراین خصوص بگیریم.مشکلاتی از قبیل: فقر فرهنگی،فساداخلاقی و اجتماعی،مهاجرت جانسوزمردم شهر،مواد مخدراز قبیل تریاک وناس و…،انواع بیماری ها و…که ازعایدات اتباع بوده رو ندیده می گیریم وبحث از جمع کردن زباله وساختمان سازی و…می کنیم.مگه۲۵سال پیش افاغنه بودند که این کارار رو می کردند!؟الانم که تشریف ببرند مطمئنا کسانی جایگزین این افراد می شن.آقایون وخانمای دلسوز دراین مقوله ناراحت نباشن اون۴درصدی هم که گفتیم می تونن از لحاظ قانونی فعلا بمونن مطمئنا این کارا رو انجام می دن وهستن.غصه این چیزا رو دوستان نخورید که فردا روز جذب بین من وتو میشن وکار به جای باریک وخرابی می کشه.
    دوستان عزیزبیایم یه توکومنفی فکر کنیم منفی نگری هم دربرخی موارد خوبه ودرآینده آثارمثبتی میزاره؛چه می دونید یه نقشه ای رو برای ما طراحی نکردن که بخوان اصالت وفرهنگمون رو به باد بدن.بخوان سنگسریها رو خار وزبون کنند.هیچ جور حریفمون نشدن و می خوان که با هجمه فرهنگی نابودمون کنند.می خوان که با فقیرکردن فرهنگمون مارا نیست کنند.چرا نمیزارن ونمی خوان چنتا دکتر وچنتا مهندس وچنتا سرمایه دار و…غیربومی جذب این شهر خوش آب وهوابشن وبامردم باغیرت وخوش منظر وخوش مشرب، این شهررو هر روز آبادوآبادتر کنن.اینا می دونن که اگر سنگسری شرایط واسش مهیا باشه وروش برنامه ناجوانمردونه براش نچینن بسیار پرفروغ ظاهر میشه.وخیلی صحبتای دیگه که نمیشه عنوان کرد.پس بیندیشیم وکلاه خودمون رو محکم نگه داریم.به خاطر یه اجاره بهای اندک وساختمون سازی معلق و… خیلی چیزامونو بر باد ندیم که ندیم.

  • محمد:

    جهت اطلاع همشهریان عزیزبرسانم از لحاظ قانونی ؛ اتباع خارجی میتوانند۴درصد نسبی جمعیت یک شهر را شامل شده وساکن شوند.یعنی اگر جمعیت سنگسر۲۵۰۰۰نفر باشد از لحاظ قانونی می تواند۱۰۰۰نفر از اتباع را درخود جا دهد (این هم مشروط برآن است اگر مسئولین آنها را بپذیرند واز لحاظ اقامت این اتباع مشکلی برای شهر ومردم نداشته باشد)ولی آنطور که شواهدنشان میدهدوآزآمار بر می آید اکنون بیش از۱۵درصدجمعیت شهر را افاغنه تشکسل داده واین به مرز بحرانی رسیده است که بایستی هر چه زودتر از مسئولان خواست که به این معضل خطرناک پایان داده (هر چه زودتر جمعیت غیرقانونی وبیش از۴درصدرا خارج کنند)وبه فکر مردم شهرباشند.

  • مجتبی:

    سهراب ممنونم از نظرت.نظر شما دیگه حرفی واسه گفتن نذاشت که بخوام ادامه بدم

  • سهراب:

    آقا مجتبی دمت گرم نظرات صددرصد درسته مثلا این افاغنه اگر نبودند کی حاضر میشد درگاوداری بابام تو شهریار کرج کار کنه؟ و یا کی دیوارها و ساختمان کارخانه در حال تاسیس بابامودر سنگسر را درست میکرد؟ ویا کی خانه های مخروبه پدربزرگم را در سنگسر هر کدام ده میلیون رهن میکرد؟ ویا کی میرفت چوپان گله های دایی ما که از عشایر غیور سنگسراست بشه ؟ ویا اگر این افغانیها نبودند شوهر عمه من چطوری میتونست این همه آپارتمان تو سمنان و سنگسر و شهمیرزاد بسازه ؟ اون ذوالفقاری بالا هم اشتباه کرده که هنوز تو بافت قدیم سکونت داره واین همه زجر میکشه بیاد تهران تو محله ماآپارتمانهای ۱۵۰متری قیمت مناسب دارن متری ۱۲میلیون تومان یکیشو بخره منزلشو در سنگسرهم رهن بده به سه تا ازچوپانهای دائی من
    با سپاس فراوان از سنگسر نیوز

  • ملک احمدی:

    ماراافغاندونا را ول کنید غضنفر خودمان را داشته باشید تا بیش از این گل نخوریم

  • حسینی:

    آقامجتبی برادرم نسبت سکونت افاغنه با جمعیت ایرانی ساکن در مهدیشهر از تمام شهرهای ایران بالاتر است . واین زنگ خطری برای شهرماست . قبول کن و اگراصرار به ادامه این بحث داشته باشی دیگر مطمن میشوم که شما افغانی هستید

    • مجتبی:

      به قول زیارتی من مطلبی رو copy paste کردم ولی فک نکنم حتی کسی اونو بخونه که اگه می خوندین اطلاعاتتو بالا می بردی شاید کمی نظرت عوض بشه و دید مثبت قضیه رو ببینید.نه اینکه فقط بشینید و یک طرفه بگید.
      همین که نظر شما اینه که حق نظر دادن کسی و حمایت از یک قشری و یک جانبه ندیدن قضیه تصور می کنی افغانیم نیازی به بحث نیست.
      اندیشه کردن که چه گویم ، بهتر از پشیمانی خوردن که چرا گفتم(سعدی)

  • زیارتی:

    تازه کسر را نوشته:کثر (اینو میگن ایراد بنی اسرائیلی ) خدا پدر مخترع کپی پیست (copy + paste) را بیامرزد که همه ما را کارشناس و دانشمند کرد ضمنا افاغنه باید برگردند کشورشان تا آنجا را آباد و اقتصادش را رونق دهند

  • ذوالفقاری:

    راست میگه بنده خدا روزمزد ۳۰/۰۰۰ تومان ماهانه میشود ۹۰۰/۰۰۰ تومان (بحروف: نهصد هزار تومان) البته شما که نوشتی (نه میلیون هزار تومان !!!) پسر رئیس بانک که اینجوری حساب کتاب کنه وای بحال من پسر کارگر ساختمانی

    • مجتبی:

      منظور این بود که یک کارگر که تو شهرداری کار میکنه روزی سی تومن نمیگیره که بشه ماهی نهصدهزار تومن ۵۰۰هزارتومن بهش میدن با هزار زور و زحمت زیر آفتاب که بیمه و هزارتا چیز ازش کم میشه چندر غاز میدن دستش.وگرنه طبق قانون ریاضی و جبر احتمالات ۳۰در۳۰۰۰۰۰میشه۹۰۰۰۰۰نمیشه ۵۰۰۰۰۰

  • مجتبی:

    به قول نظر سنجی این سایت فقط وفقط سازماندهی باید بشن نه اینکه ایراد بنی اسراییلی بگیریم

  • مجتبی:

    اولا بهتره برید ببینید که حقوق کارگری ماهی چقدره یه کم اطلاعاتتون بیشتر کنید.
    دوما شما تا حالا فیش حقوقی دیدید که توش چه چیزهایی کثر می شه و در اخر ماهی ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومن باقی نمیمونه اونم با اضافه کار؟!!!!!وکار طاقت فرسای توی گرما
    می گم یه جا مدیر عاملی داری کار میکنی نفست از جای گرم بلند میشه نگو نه.۳۰۰۰۰*۳۰=۹۰۰۰۰۰ کجا کار میکنی بگو بیام اونجا اینقد خوب حساب کتاب بلدی:d

  • حسینی:

    lمجتبی:
    تیر ۲۸, ۱۳۹۱ در ۱۰:۱۸ ق.ظ
    اقای حسینی حرف شما درست اما آیا تو اقوام شما کسی برای جمع آوری زباله و حمل نخاله ساختمانی روزمزد ۳۰۰۰۰کسی هست معرفی کنید تا افغان ها را بیرون کنند و اقتصاد شهر ما شکوفا شه
    —- و در کامنت بعدی….
    مجتبی:
    مرداد ۹, ۱۳۹۱ در ۱۱:۱۰ ق.ظ
    آفرین حسینی.ماهی ۹۰۰۰۰۰۰هزار تومان بابای من که رییس بانکه نمیگیره اونوقت می خوای فامیلاتونو بیاری شهرداری زباله جمع کنن ماهی ۹۰۰۰۰۰۰ هزار تومان بگیرن؟
    —- آقا مجتبی گل پسر رئیس بانک دقت کن که
    ۳۰۰۰۰ ضربدر ۳۰ میشود ۹۰۰۰۰۰ تومان !!!

  • ذوالفقاری:

    ساکنین بافت قدیم که همسایگان اصلی افاغنه هستند شبانه روز از مشکلات ذیل رنج میبرند
    ۱- با روشن شدن هوا زنان افغانی شروع به باز کردن کیسه های پلاستیک زباله و ریختن آن روی زمین برای در آوردن چیزهای قابل استفاده داخل آن میکنند
    ۲- در زمان ظهر که اهالی برای استراحت به منزل میروند بچه های افغانی در کوچه ها شروع به جولان و سر وصدا تا حتی به اذیت و آزار کودکان مهدیشهری مشغولند
    ۳- بوی مشمئز کننده اشغالهای باز یافتی در منازل اینها تا چند صد متر شامه ساکنین را میازارد
    ۴- در آخر شب مجددا زنان افغانی با زیر و رو کردن اشغالهای جمع شده توسط رفتگران زحمت کش وسایل قابل استفاده را بمنزل خود میبرند وبعد از آن موشها ،گربه ها و سگها به پخش اشغالها در سطح معابر مشغول میشوند
    ۵- بیشتر جوانان و نوجوانان اینها دارای پرونده سرقت و منکراتی در دادگستری هستند
    ۶-امکانات عمومی و دولتی بر اساس سر شماریها توضیح میشود بعنوان مثال یکبار به درمانگاهها سری بزنید و ببینید چند نفر افغانی قبل از شما در نوبت هستند کسانی که طبق آمار جز ساکنین مهدیشهر محسوب نمیشوند
    ۷- فرهنگ ما ، آرامش و آسایش ما،سلامتی ما با وجود این طفیلی های خودخوانده در خطر است اگر از دست وانگشتان مردان آنها هزاران هنر ببارد ما نیازی به این اقتصاد نداریم
    …. ودر آخر به اطلاع این مجتبی ابن رئیس بانک میرسانم حتما شما در سمنان و یا در شهرکهاساکن هستید و از این معضلات بی خبر مقاله بلند بالای شما بیشتر بدرد کسانی میخورد که همه چیزآنها پول و اقتصاد است ولی برای کامنت نویسهای اینجا فرهنگ فرهنگ ،سلامت روح سلامت جسم ، اسایش آرامش در الویت قرار دارد حتی اگر در فقر مطلق زندگی کنند

  • مجتبی:

    متاسفانه در رسانههای کشورهای میزبان صرفا تاثیر کشور مهاجر پذیر بر مهاجرین مورد بحث قرار میگیرد و از تاثیرات مثبت مهاجرین بر کشورهای مهاجر پذیر گفتگوی به میان نمیآید، یا فقط تاثیرات منفی مهاجران برکشورهای مهاجر پذیر را مورد توجه قرار میدهند و این مساله تاحدودی از مظلومیت مهاجرین در این کشورها نیز حکایت میکند واین نگرش افکار عامه مردم این کشورها را به سمت یک درک نا درست از مهاجرین سوق میدهد که به نوعی سبب دشمنی پنهانی می‌شود.
    به بیان دیگر کشورهای پناهنده پذیر با قضیه مهاجرت در محاسبات خود یک بعدی برخورد نموده و آن را از دیگر پیامدها، تبعات و نتایج آن جدا ارزیابی میکنند. و تنها زیان اقتصادی آن را برجسته میسازند در این رابطه از مصرف خدمات یارانه‌یی و اشغال بازار کار و تراکم جمعیت شهرها و فشار روی فضای آموزشی نام میبرند و لیستهای بلند بالا و ارقام نجومی را یک جانبه ارایه میدهند. از جمله در تابستان سال ۱۳۸۵ وزیر داخله ایران آقای پورمحمدی که از اخراج مهاجرین صحبت میکرد گفت که مهاجرین افغانی در سال ۵ – ۶ میلیارد دالر برای ایران زیان اقتصادی دارند.۱
    این نوع ارقام هرازگاهی از طرف مقامات جمهوری اسلامی ایران داده میشود. بر فرض اعتبار و صحت این لیست و ارقام، این نوع محاسبه و ارزیابی تجرید پدیده مهاجرت از شرایط تاریخی و منافع سیاسی و نظامی و اقتصادی و وظایف اخلاقی و دینی و مسوولیتهای بین المللی آن است، نتیجه و بازتاب منطقی این نوع دید و نظر این میشود که تعدادی از افغانستانیها به علاقه و میل خود در هوای زندگی بهتر، وطن خود را ترک کرده و به ایران آمده اند و در اینجا هم هیچ نقش مثبتی ندارند و خسارات هنگفت اقتصادی را بر ایران تحمیل کرده اند که این قضاوتی دور از انصاف و واقیعت است.
    ضمن تقدیر از کشورهای همسایه «ایران و پاکستان» که در سخت ترین دوران حیات سیاسی تاریخ افغانستان تعدادی از آوارگان و مهاجرین افغانستان را در خاک خود پذیرفتند و این بار عظیم مسوولیت را به دوش کشیدند.
    به نظر میرسد واقعیت این است که پدیده مهاجرت و آوارگان افغانستان درضمن ضررهای که کشور مهاجر پذیر آن را بر می شمارند؛ دارای منافع و فواید زیاد سیاسی و اقتصادی برای آنها بوده است که باید مورد غور و بررسی قرار گیرد. از نظر اقتصادی حضور فعال وسختکوش نیروی کار مهاجرین در اقتصاد و آباد سازی ایران نقش بسیار مثبت و موثری داشته است چون مشاغلی که اتباع افغانی در آنها فعال هستند و از آن طریق امرار معاش میکنند مشاغل اکثرا تولیدی است که به دلیل نیروی کار ارزان اتباع افغانستان، محصولات آن بسیار ارزان در بازار مصرف عرضه میشوند. تا جایی که معلومات نشان میدهد مشاغلی که مهاجرین از آن نان بخور و نمیری پیدا میکنند از قرار ذیل هستند:
    ۱-‌ خشت مالی و آجرپزی. ۲- سنگ بری. ۳- ساختمان سازی. ۴- کشاورزی. ۵- سبزیکاری. ۶- باغداری. ۷- گله داری «چوپانی» . ۸- گاوداری. ۹- مرغداری. ۱۰- کانال کنی. ۱۱- خیاطی. ۱۲- پسته شکنی. ۱۳- گل پاکی. ۱۴- پنبه چینی « پخته چینی». ۱۵- موزاییک سازی. ۱۶- قالین بافی. ۱۷- قالین شویی. ۱۸- پشم ریسی. ۱۹- کرک پاکی. ۲۰- کار گچ وآهگ. ۲۱- کفاشی و دیگر کارهای شاقه و بسیار سخت که با مزد بسیار کم و کار بالا بدون حق بیمه و بازنشستگی انجام میدهند.۲
    در اقلام فوق که افغانی سختکوش و کم توقع نقش ایفا میکند در اقتصاد ایران دارای سود آوری کلان است و نقش ضد تورمی دارند و قدرت خرید را در بازار اقتصاد ایران بالا میبرد و برای اتباع ایران ایجاد شغل میکند و درآمد اصلی نصیب اتباع ایرانی میشود. نصیب کارگر افغانی فقط مزد کم و لقمه نانی است که بخورد تا نمیرد و سپس مشغول همان کارها شود. حضور اتباع افغانی اگر ازاقلام فوق الذکر حذف شود اکثر آنها یا تعطیل میشوند یا با قیمت بسیار بالا در بازار عرضه میشوند. از باب نمونه درسال۱۳۸۷ دولت از کارخانه داران کارخانههای سنگ بری خواست که کارگران افغانی را از کارخانه های سنگبری اخراج نمایند و کارگران ایرانی را جایگزین کنند. جواب کارخانه داران در برابر این خواست دولت این بود:
    اگر کارگران افغانی در کارخانههای سنگبری کار نکنند ادامه کار سنگبری برای ما فایدهی ندارد و باید کارخانهها را تعطیل نماییم چون کارگر افغانی با کار بالا و با کیفیت با مزد بسیار کم و بدون حق بیمه کارخانههای سنگبری را می چرخانند و کارگران ایرانی با این مزد کم توانایی جایگزینی کارگران افغانی را ندارند ؛ علاوه بر آن مطالباتی از قبیل بیمه کارگری و حق بازنشستگی ندارند. همین طور در تمام معاملات ومعادلات که یکی از طرفین مهاجر افغانی باشد، سود از آن اتباع ایرانی است.
    سالهای اول مهاجرت، اتباع ایرانی احساس میکردند که حضور مهاجرین در ایران برضرر آنهاست ولی به مرور زمان به نقش مثبت، سازنده و پرسود آنان پی بردند و دریافتند که مهاجرین افغانی مردمان سخت کوش، پرتلاش، امانت دار، ودارای سلامت اخلاقی، بی ضرر و سربه زیری هستند به همین خاطر به آنها با دید مثبت مینگرند. لازم به ذکر است که تعدادی از جنایت کاران و متخلفین اتباع افغانی که با شرکای ایرانی خود، دست به اعمال ضد انسانی و ضد اخلاقی و جنایی میزنند که قبل از پدیده مهاجرت و جود داشته و بعد از ختم آن هم وجود خواهند داشت، ربطی به مهاجرین ندارند وحساب آنها جدا است.
    این مطلب قابل یادآوری است که مقامات دولت جمهوری اسلامی ایران از اشغال صدها هزار فرصت شغلی توسط اتباع افغانی سخن میرانند باید روشن شود فرصتهای کاری اشغال شده کدام اند ؟ و افراد بی کار ایرانی دنبال چه نوع کاری هستند؟ چنین به نظرمیرسد که افراد بی کار جامعه باسواد و اکثرا با تحصیلات عالیه و دارای رفاه نسبی دنبال مشاغل و کارهای «خشت مالی، آجرپزی، کانال کنی، پشم ریسی و…» اتباع افغانی نیستند و در خور شان خود نمیدانند . مثلا یک لیسانسه بیکار ایرانی حاضر نمیشود کارهایی را که گفته میشود افغانی اشغال کرده است؛ انجام دهد بلکه مفهوم کار و شغل از نظر بیکار تحصیل کرده ایرانی چیز دیگری است نه مشاغل سخت و طاقت فرسای یک مهاجر افغانی.
    اگر با دید منصفانه و واقع گرایانه به قضیه نظر اندازیم حقیقت امر این است که ایران بعد از انقلاب و در حال جنگ و رو به انکشاف و توسعه با توجه به پولهای کلانی که از بلند رفتن قیمت نفت به علت بحران سیاسی و نظامی در حوزه خلیج فارس نصیب ایران شد که باید برای آبادانی و رشد ایران خرج میشد، به یک نیروی کاری عظیم نیاز مبرم داشت که این جایگاه و خلا را در مدت سه دهه نیروی کاری مهاجر افغانستانی با محنت و منت، مجانی پرکرد و برای ساخت و ساز و رشد و توسعهی ایران فعلی نقش برجسته و انکار ناپذیری ایفا نموده است و جایی از آبادانی پیدا نمیشود که دست پر آبله و پینه بسته مهاجر افغانی به آن نخورده باشد. این حقیقت آشکارا قابل انکار نیست و همانند آفتابی است که با دو انگشت پنهان نمی شود.
    بنابراین زیانها و مصارفی که برشمرده میشوند درمقابل این نقش عظیم اقتصادی و آبادانی چیزی بسیار اندک است. در حقیقت مهاجر افغانی در این قضیه نفع اقتصادی نداشته چون بعد از سه دهه کار و تلاش شبانه روزی زن ومرد سطح زندگی آنان، زیر خط فقر را نشان میدهد و هیچ ذخیره و پس اندازی برای فردای خود ندارند و تقریبا ۹۵ فی صد آنان اگر حمایت سازمان ملل نباشد مصرف برگشت به وطن خود را ندارند یعنی اینکه مهاجرین فقط برای نان شبانه روزی خود در ایران کار کردند و ایران برای مهاجر افغانی بیشترمنفعت امنیتی دارد تا اقتصادی. افغانی که امنیت و آرامش را در وطن از دست داده به ایران و پاکستان برای حفظ جان و ناموس خود پناه آورده است.
    علاوه بر نقش اقتصادی و عمرانی مهاجرین افغانی ، بخشهای مختلف سازمان ملل متحد و سازمانهای خیریه جهانی کمکهای مالی قابل ملاحظهی به دولتهای ایران و پاکستان کرده اند که باید در محاسبات آورده شوند تا میزان و اندازه سود و زیان مشخص شود.
    چنانکه ذکرشد از نظر سیاسی دولت های ایران و پاکستان از قضایا و رخدادهای سیاسی و نظامی افغانستان که از بحران خیز ترین کانونهای بحران جهانی در طول سه دهه بوده است ، منفعتهای زیاد سیاسی به دست آورده اند زیرا آن دو کشور به حیث همسایه و در خط مقدم کانون بحران و حامی جهاد و مهاجر پذیر، مورد توجه و حمایت جامعه بین المللی و کشورهای اسلامی بوده اند و خاصتا به خاطر حضور گسترده مهاجرین در آن دو کشور، همواره مجامع بین المللی و سازمان ملل متحد و کشورهای اسلامی از آن کشورها تمجید به عمل آورده اند که خود باعث بلند رفتن وجهه، حیثیت و اعتبارسیاسی آنها در عرصه بین المللی شده است.
    حضور مهاجرین در خاک پاکستان و ایران موقعیت سیاسی آن دو کشور را در معادلات سیاسی استحکام بخشیده است به طوری که درتمام اجلاس و تصمیماتی که در مورد افغانستان اتخاذ میشود؛ حضور آن دو کشور را لازم و انکارناپذیر ساخته است و همچنین حضور مهاجرین در آن دو کشور برای آنها فرصتهای زیادی را ایجاد کرده است که موقعیت سیاسی وفرهنگی خود را در افغانستان تثبیت کنند و در روند حوادث افغانستان اعمال نفوذ نمایند و به عنوان دو طرف اصلی در معادلات سیاسی افغانستان مطرح شوند .
    متاسفانه تاکنون حقوق اساسی مهاجرین افغانستان در خارج از کشور نقض گردیده است. در زمان حاکمیت رژیم طرفدار اتحاد جماهیری شوری سابق، یکی از انگیزههای مهم مهاجرت مردم ما، مخالفت با دولت حاکم و اشغال افغانستان توسط قوای شوروی بود. لذا دولت افغانستان نمیتوانست و یا نمیخواست از حقوق مهاجران افغانی در خارج از کشور حمایت کند و همچنین گروههای مجاهدین که مخالف دولت بودند و از میان مهاجرین تشکیل یافته بودند، بدلیل وابستگی شان به کشورهای مقیم، نمیتوانستند از حقوق مهاجرین دفاع کنند. لذا مهاجرین مظلوم ما در خارج از کشور که اغلب در ایران و پاکستان بسر می بردند حقوق انسانی شان نقض میگردید و با آنها رفتار غیر اسلامی و انسانی صورت میگرفت.
    بدین ترتیب پدیده مهاجرت علاوه بر مسئولیتهای دینی و اخلاقی و تکالیف انسانی و بین المللی، این منفعتهای اقتصادی و سیاسی نیز را داشته است. گرچند به این حرف کسی گوش نمیدهد و این نقش بزرگ مهاجرین را کتمان میکنند ؛ از طرفی در این دنیای معامله و محاسبه «مهاجر خانه به دوش، خسته، تنها، تاجایی ناآشنا باظرفیت های حقوقی و نقش آفرینی اش، ناهماهنگ و بدون کدام تشکل حقوقی که از حقوق آنها دفاع کند.
    به قول معروف که نه دستش در آسمان و نه پایش در زمین بند است، معلق در هوا » در موقعیتی نیست که در معادلات و محاسبات و مناسبات شرط تعیین کند و از موقیعت خود دفاع کند و تمام شرایط را یک جانبه میزبانان تعیین میکنند، هم قیچی و هم ریش در دست آنهاست و جواب آنها در برابر این تحلیل و ارزیابی از حضور مهاجرین در آن کشورها این خواهد بود:
    برادر و خواهر افغانی ! نه نقش اقتصادی تان را کار داریم و نه منفعت سیاسی تان را؛ دست از سرما بردارید و هرچه زود تر کشور ما را ترک کنید. تا هنوز که شما را در کشور خود جای دادیم به خاطر رافت اسلامی و روحیه مهمان پذیری و سخاوتمندانه ما بوده است.
    جوابی که آواره مضطر و گرفتار افغانی از آن در هراس است چون وطن، خانه،کاشانه و امنیت خود را به خاطر اسلام و مداخلات و رقابتهای کشورهای دور و نزدیک و ابرقدرتها از دست داده است و فعلا هم بحران جنگ و عملیات انتحاری و بیکاری و… زندگی در افغانستان را غیر قابل تحمل کرده است.
    به هرحال تذکر این نکته لازم است که مجامع بین المللی و کشورهای جهان و اسلامی و خاصتا دولتهای همسایه، شرایط سه دهه قبل را به یاد آورند که بعد از کودتای هفت ثور تا خروج روسها از افغانستان تا سقوط دولت نجیب الله، اتحاد جماهیر شوروی و هم پیمانانش و ایالات متحده امریکا با متحدینش و کشورهای عربی و … در افغانستان همه نوع دخالت کردند و افغانستان را میدان رقابت و زورآزمایی خود قرار دادند.
    در اثر همین دخالتها و رقابتها افغانستان به صحنه تنازعات آنان تبدیل شد بعد از خروج روسها و اتمام جنگ سرد دنیا افغانستان را رها کرد و افغانی خانه به دوش و وطن ویرانه آن را تنها گذاشت و رفت.
    دید واقع بینانه
    امروزه در تعاملات سیاسی کشورها، آنچه مهم است، منافع طرفین به خصوص منافع اقتصادی است که خواه ناخواه باید در ادامه روابط، لحاظ شود. حال باید دید کشورهای همسایه که نزدیک به سی سال میزبان مهاجرین افغانستان بوده است، چه منافع اقتصادی و سیاسی ـ جدای از مسایل انسانی ـ را در پهن نمودن سفره پذیرایی از چند میلیون مهمان خویش داشته است ،گرچه موارداز آن ذکر شد، ولی به طور گذرا به چند نکته اشاره می شود:
    استفاده از نیروی کار پرتلاش ، زحمتکش، باصداقت وکم توقع افغانی
    در این سه دهه شاید کمتر ایرانی (به خصوص ولایات مرکزی و شرقی ایران) را پیدا کرد که ساختمان های آنها توسط کارگران افغانی ، آباد نشده باشد. در این قسمت بهترین جملاتی که بتوان با آن حق مطلب را ادا کرد مثنوی بازگشت شاعر خوب کشور ما« محمد کاظم کاظمی» می باشد که در بیتی از آن می خوانیم:

    به هر چه آینه تصویری از شکست من است
    به سنگ سنگ بناها نشان دست من است.

    گرچند حضور کارگران و مهاجرین افغانی در ایران ، همواره ، موجب نارضایتی طبقه کارگر ایرانی بوده و بارها آنها خواهان برخورد جدی دولت با معضل بیکاری شدهاند، اما دولت و شرکت های خصوصی در ایران از حضور مهاجرین افغانی نهایت استفاده اقتصادی را برده است تا آنجایی که یک سال پیش که یکی از روزنامههای ایران با اعتراف به این واقعیت تحت عنوان «‌سازندگان ایران، اما بی نام و نشان»‌ این موضوع را مورد ارزیابی قرار داد.
    شرکت های خصوصی چند هدف را از به کارگیری کارگران مهاجر دنبال می‌کند:
    الف) چنانچه اشاره شد این کارگران، بیشترین کار را در برابر کمترین و یا متوسط ترین هزینه ، انجام میدهند در حالی که نه بیمه کارگری دارند ونه بیمه های دیگر.
    ب) به موقع سر کار حضور دارند و تا پایان وقت حتی وقت های اضافی بدون نق زدن ، کار می کنند و این موضوع ، پیشبرد کار را سرعت می بخشد .به اعتراف کار فرمایان ایرانی موارد زیادی پیش آمده که کاری به اتباع ایرانی سپرده شده،آنقدر کاررا معطل نموده که در نهایت مجبور شده از کارگران افغانی استفاده نمایند.
    ج) از آنجا که این کارگران ، از لحاظ روحی و اجتماعی در سطح پایینتر از کارفرما بوده و از سوی دیگر با مراجع قانونی آشنایی ندارند و یا اصلاً این مراجعات را از اول منتفی می دانند ، بسیاری از کارفرماها با ارایه چک مدت دار ، از تله در رفته و ماه ها بر دستمزد کارگران بی زبان افغانی کار و تجارت می کنند. این ، در حالی است که برخی از کارفرمایان میلیون ها تومان دستمزد کارگران را در پایان کار انکار نموده و یا فرار می کنند.
    استخدام این کارگران برای کارهای شاقه
    کمتر سنگبری، گاوداری، جاروکشی خیابان ها و… را میتوان دید که کارگران ایرانی در آنها حضور داشته باشند و این چرخه های اقتصادی را زور بازوی کارگران افغانی به پیش میبرند .
    استفاده از کمک سازمان ملل
    سازمان ملل متحد از ابتدای مهاجرت افغانستانیها به ایران تا اکنون به جمهوری اسلامی ،‌جهت پذیرایی از دو میلیون و اندی مهاجر ، میلیون ها دلار کمک نموده است . اما رسانه های ومقامات جمهوری اسلامی هیچگاه از این کمک ها یادنکرده ومیزان سالانه آن را مشخص نکرده اند.
    این در حالی است که یک دهم از این کمک ها هم به مهاجرین نرسیده و یا صرف اشتغال زایی دولت میزبان شده است .
    مثلاً تمامی مهاجرین با دسترنج خود ، امرار معاش نموده و از منازل رهنی ، اجاره ای و اتاق های کارگری استفاده کرده ، هیچ بار سنگینی روی دوش دولت ایران نبوده اند . تنها فاکتوری که دولت ایران در برابر مهاجرین و گرفتن کمک های سازمان ملل ارایه می کند ، آموزش فرزندان مهاجر در مدارس دولتی تا مقطع دبیرستان وتعداد اندکی هم در دانشگاهها است که این هم در سالهای اخیر عمدتاً ، پولی شده است .
    گرفتن پول از مهاجرین به بهانه های مختلف
    چنانچه اشاره شد، مهاجرین این طور هم نیستند که مفت و مجانی خدمات اجتماعی، آموزشی و صحی برای آن‌ها ارایه شود. مقامات مربوطه، جهت اطلاع رسانی درست، باید بگویند که از هر مهاجر برای تمدید ششماهه برگه اقامت شان حدود ۴۰ هزار تومان دریافت می‌گردد
    (که البته این رقم در شهرهای ایران با توجه به خواست شوراهای شهر متفاوت است) که در مجموع با فرض بودن یک میلیون مهاجر قانونی، آنها سالانه تا سقف ۴۳ میلیون دلار تنها بابت تعویض برگه اقامت خویش برای دولت پرداخت می‌کنند.
    و در این اواخر می‌گویند برای تعویض پروانه کار هرنفر باید مبلغ۳۷۰۰۰۰۰ ریال بپردازد که این واقعا در توان مهاجر که کار شاقه هم گیرشان نمی‌آید امری مشکل است و خیلی‌ها توان پرداخت چنین مبلغی راندارد.
    صدور صدها ویزا در روز
    این موضوع که در دو سه سال اخیر به وجود آمده، روزانه تا مرز ۱۰۰هزار دلار برای نمایندگاهی جمهوری اسلامی درآمد داشته است. بر اساس گزارش شاهدان عینی هر یکی از نمایندگی ایران در هرات، قندهار، کابل و مزار شریف روزانه ۲۰۰ تا ۶۰۰ صد نفر متقاضی سفر به ایران جهت زیارت، درمان، تجارت، سیاحت و پیگیری مسایل حقوقی را ویزا می‌دهند.
    حال، اگر رقم حداقل، همان ۲۰۰ نفر را برای هر نمایندگی در نظر بگیریم، روزانه ۸۰۰ صد نفر ویزا گرفته و هر کدام در برابر هر ویزا ،۱۰۰ دلار پرداخت می‌کنندکه در نتیجه، روزانه۸۰ هزار دلار در آمد را برای ایران ، قطعی می‌کند. لازم به یاد آوری است که رقم یاد شده (۸۰ هزار دلار در روز ) در هر ماه ( با محاسبه پنج روز تعطیلی – ۲۵ روز) به دو میلیون دلار خواهد رسید که این مبلغ درسه فصل سال ـ جز ایام زمستان ـ به ۱۸ میلیون دلارصعود خواهد کرد.
    و در داخل ایران نیز همین تعداد هشت صد نفر از سر مرز تا تهران (بدون در نظر داشت ولایات دیگر) مثلاً اگر حداقل۳۰ هزار تومان معادل ۳۵ دلار را مصرف کند ، روزانه ۲۸ هزار دلار و در سال به هشت میلیون و چهارصد هزار دلار می رسد که در مجموع سالانه ۳۲ میلیون و چهارصد هزار دلار نصیب ایران خواهد شد.
    اخراج اجباری به بهانه مهاجرین غیر قانونی
    دولت ایران خود هر قانونی را طبق اقتضای زمان نسبت به مهاجرین، صادر نموده، همان را به مرحله اجرا در می آورد. از همین روست که خود می‌داند، روزانه هشت صد نفر وارد ایران شده و از این تعداد به طور مسلم، تعدادی به خاطر گزراندن مدت درمان، پیگیری مسایل حقوقی و… در وقت قانونی ۴۵ روز بر نمیگردد. لذا بعد از مدتی در جستجوی این افراد برآمده وآن ها را رد مرز میکند. چنانچه در اوایل سال ۱۳۸۸ تنها از اردوگاه « عسکرآباد» ورامین در طی یک هفته شش صد نفر رد مرز میشوند. اگر این وضعیت را در سراسر ایران در نظر بگیریم.
    شاید تعداد اخراج شدگان اجباری در هفته به مرز۱۰۰۰ نفر برسد. البته، این در حالی است که هزینه این رد مرزکردن (یعنی از هر نفر حدود ۳۰ هزار تومان ودر کل ۳۰ میلیون تومان، معادل۳۲۶۰۰ دلار) را از خود آنها می‌گیرند.
    نکته لازم به یاد آوری دیگر این که درمعرفی مهاجرین غیر قانونی نیز قرایت‌های مختلفی وجود دارد. برخی، افراد فاقد مدرک طرح شناسایی سال ۱۳۸۰ و برخی بنا بر یک ادعای دیگر حدود۸۰۰ هزار فرزند متولد شده از ازدواج افغانی ها با همسران ایرانی شان را نیز مهاجرین غیر قانونی به شمار آورده اند.۳
    بازگشت مهاجرین و تاثیرات آن بر اقتصاد کشور
    نکته‌یی آخری که در این نوشته در خور توجه است اینکه بازگشت یکباره‌‌ی چند میلیون مهاجری که سال‌های متوالی در کشوری دیگر زندگی کرده‌اند، تاثیرات خاص خودش را خواهد گذاشت که از آن جمله تاثیرات اقتصادی است.
    تاثیرات اقتصادی بازگشت را، از دو نگاه می‌توان مورد تحلیل قرار داد: یکی نگاه منفی‌گرایانه، به این معنا که بازگشت تاثیرات اقتصادی منفی را برای کشور به دنبال دارد. دیگری؛ نگاه خوشبینانه به پیامدهای اقتصادی بازگشت و مثبت ارزیابی نمودن آن.
    الف) در ارتباط با نگاه منفی گرایانه، چند نکته را می‌توان مطرح نمود:
    ۱- افغانستان کشوری است که به دلیل سال‌ها جنگ‌های متوالی ویرانگر، تمام زیرساخت‌های اساسی اقتصاد خودش را از دست داده است و از این نظر در وضعیتی بسیار دشواری قرار دارد؛ اگر به این قضیه، ورود چند میلیون مهاجر آنهم با توان مالی بسیار ضعیف به گونه‌ای که اکثر آنها نیاز به کمک‌های فوری مالی برای ادامه زندگی دارند، افزوده شود به طور مسلم وضعیت اقتصادی کشور بدتر از پیش خواهد شد. بنابراین تاثیرات اقتصادی بازگشت منفی و به ضرر اقتصاد کشور خواهد بود.
    ۲- اگر نکته اول را بیشتر بشکافیم، روشن می‌شود که بازگشت دفعی مهاجرین، دولت نسبتا نوپای افغانستان را با چالش‌های جدید اقتصادی روبرو خواهد نمود؛ افزوده شدن تعداد بیکاران، بحران مسکن و سرپناه، بهداشت و درمان، امرار معاش و قوت روزانه از مهمترین چالش‌های اقتصادی فراروی دولت است که بعد از بازگشت مهاجرین شدت بیشتری خواهد یافت. پس بدون شک تاثیرات اقتصادی بازگشت منفی خواهد بود.
    ب) درباره نگاه مثبت به بازگشت مهاجرین نیز چند نکته قابل ارزیابی است:
    ۱- باز گشت مهاجرین به کشور، کمک‌های بین المللی بیشتری را متوجه می‌سازد. این مسأله به سهم خود می‌تواند به بهبود وضعیت اقتصادی کشور کمک نماید.
    ۲- مهاجرین دارای انگیزه‌های بالای اقتصادی‌اند؛ بنابراین ورود آنها به کشور موجب رونق یافتن فعالیت‌های گوناگون اقتصادی می‌شود و این امر به رشد اقتصاد کشور کمک می‌کند.
    ۳- در میان مهاجرین نیروهای متخصص کاری در عرصه‌های مختلف صنعتی و تولیدی وجود دارند که استخدام و جذب آنها به بازار کار کشور، رشد چشم‌گیری به این بخش خواهد داد.
    ۴- مهاجرین در کشوری زندگی کرده‌اند که مردم آن از نظر رفاهی در سطح بالاتری نسبت به مردم افغانستان قرار داشتند و مهاجرین نیز از رفاه نسبی برخوردار بودند.
    وقتی آنان به کشور برگردند به سطح زندگی فعلی مردم افغانستان از نظر رفاهی، اکتفا نخواهند کرد و به دنبال به دست آوردن رفاه بیشتر خواهند بود. این هدف آنان را به تکاپو و تلاش وا می‌دارد و نتیجه این تلاش به طور قطع، به نفع اقتصاد کشور است.
    ۵- مهاجرین به دلیل سال‌ها زندگی در کشور بیگانه، رنج‌ها و زحمت‌های فراوانی را تحمل کرده‌اند و انواع تحقیر، توهین، و حرمت شکنی را تجربه نموده‌اند. این قضیه دلبستگی آنان را به کشورشان شدت بخشیده و باعث می‌شود که وقتی آنها به کشور بر‌گردند، با دلگرمی بسیار زیاد دست به فعالیت‌های گوناگون در راستای خدمت به کشور بزنند و یکی از این فعالیت‌ها، فعالیت اقتصادی خواهد بود.
    ۶- بعضی از مهاجرین از توان مالی مناسبی برخوردارند و به فعالیت‌هایی مانند تجارت و تولید مشغولند، بعد از بازگشت نیز آنها سعی خواهند نمود که این حرفه را در کشور خود ادامه دهند، این مسأله بدون شک می‌تواند کمکی باشد برای شکوفایی اقتصاد کشور.
    این موارد حاکی از آن است که بازگشت مهاجرین تاثیرات اقتصادی مثبتی را در پی خواهد داشت، تاثیراتی که به اقتصاد نیمه جان کشور، حیات تازه‌ای می‌بخشد.
    فرجام سخن
    واقعیت اینست که بازگشت مهاجرین می‌تواند به یک معنا تاثیرات منفی اقتصادی برای کشور در پی داشته باشد و به معنای دیگر تاثیرات مثبت. با توجه به وضعیت نابسامان اقتصاد کشور و هم چنین پائین بودن توان اقتصادی مهاجرینی که از ایران باز می‌گردند، در کوتاه مدت نگاه اول به حقیقت نزدیک‌تر به نظر می‌رسد، زیرا بدیهی است کشوری که به دلیل تحمل سال‌ها جنگ و بدبختی تمام زیر بناهای اقتصادی خود را از دست داده، با افزوده شدن چند میلیون جمعیت مصرف کننده که نیاز شدید و فوری به مسکن و سرپناه و شغل و دیگر مایحتاج زندگی دارند، نه تنها مشکلی از مشکلات اقتصادی آن حل نمی‌شود بلکه وخامت اوضاع دوچندان می‌گردد. بنابراین اگر تاثیرات بازگشت را در کوتاه مدت مورد ارزیابی قرار دهیم، نگاه اول یعنی منفی بودن تاثیرات اقتصادی بازگشت، به واقعیت نزدیکتر است.
    اما در دراز مدت این وضعیت متفاوت می‌شود و نگاه دوم منطقی به نظر می‌رسد، زیرا همان گونه که در توجیه نگاه دوم اشاره شد، مهاجرین به دلیل تحمل سال‌ها رنج، محرومیت، فقر و بدبختی، با انگیزه‌های کاری بسیار قوی وارد کشور می‌شوند و از پتانسیل‌های خوبی برای فعالیت‌های مختلف به ویژه فعالیت‌های اقتصادی برخوردارند. این انگیزه‌‌های بالا می‌تواند به رونق یافتن فعالیت‌های اقتصادی در کشور کمک شایانی نماید.
    تصورکنید بسیاری از مهاجرین، کسانی هستند که سال‌ها حسرت کارهای تولیدی، تجارت و دیگر فعالیت‌های اقتصادی را می‌خوردند؛ اما شرایط موجود در کشور میزبان اجازه چنین کارهایی را به آنان نمی‌داد، این افراد وقتی به کشور باز می‌گردند بیش از هر چیز به دنبال برآورده ساختن آرزوی دیرینه‌شان که سال‌ها حسرت آن را خورده‌اند، خواهند بود.
    برخی از مهاجرین هم کسانی بودند که با عبور از فیلتر‌های موجود، نیمه فعالیت‌های صنعتی و تولیدی داشتند، این مساله بسیاری از این افراد را در کار تولید با تجربه و متبحر ساخته‌اند که بدون شک این تجربه‌ها برای کشور بسیار ثمر بخش و مفید خواهد بود و هم چنین برخی از مهاجرین در برخی از صنایع به عنوان کارگر و احیانا کار فرما صاحب تجربه شده‌اند که برای فردای کشور مثمر ثمر خواهد بود.
    این موارد به اضافه بسیاری از مواردی دیگر، این گمانه را تقویت می‌کند که بازگشت مهاجرین ممکن است در کوتاه مدت به بحران‌های اقتصادی کشور بیفزاید چنانکه در اوائل دولت فعلی افغانستان این مساله با حضور زیادی از مهاجرین در کشور تا حدی تجربه شد اما در درازمدت در صورت ثبات سیاسی وضعیت فرق خواهد کرد و نه تنها زیانی به اقتصاد کشور وارد نمی‌کند، بلکه به رشد و توسعه اقتصادی آن کمکی قابل توجهی خواهد نمود.
    بنابراین نباید از پیامدهای اقتصادی بازگشت نگران بود و باید امیدوارانه به تبعات مثبت آن در آینده نه چندان دور، نگاه کرد. بهترین راه این است که زمینه ای فراهم شود که باز گشت به صورت مرحله ای وزمان مند انجام شود وکشور های مهاجر پذیر وجامعه جهانی در قبال مهاجرین باتدبیر برخورد نماید ومطالعه دقیق انجام شود که هم به نفع کشور مهاجر پذیر باشد وخیلی عظیم مهاجررا که سال ها تحمل کرده یکباره از خود رنجیده خطر نسازد ، هم مهاجرین آسیبی کمتری بیبینند. راه حل این موضوع در جوسازی ، دادن آمار های بلند وخلاف واقع وبه کار گیری لحن توهین آمیز نمی باشد. چرا که مناسبات دو کشور همجوار ،هم کیش وهم زبان ایران وافغانستان ریشه طولانی دارد که به آسانی نمی توان از این موضوع دست برداشت؛ به خصوص که منافع طرفین ، همیشه در گرو حسن همجواری،گفت وگو های دوستانه وروابط حسنه می باشد.
    وظیفه قانونی رسانهها ایجاب میکند که همیشه در پی انعکاس دادن واقعیت ها بوده و با اطلاع رسانی صحیح جامعه را متوجه چالشها ونا هنجاریها نماید. چراکه انتشار یک خبر و یا یک تحلیل نا درست ممکن است عواقب تلخ و از دست رفتن جان چندین انسان را در پی داشته داشته باشد.
    در پایان یاد آوری یک نکته خالی از لطف نیست و آن اینکه همه این پیش‌داوری‌ها در صورتی درست خواهد بود که شرایط امنیتی کشور هم چنان رو به بهبود باشد،کشورهای همسایه و جامعه بین الملل در این راستا بکوشد، زمینه برای فعالیت‌های مختلف فراهم و مساعد گردد. بدیهی است که در غیر این صورت روی هیچ چیزی نمی‌توان حساب مثبت باز کرد. به امید روزی که در سایه وحدت و تلاش، شاهد رشد و بالندگی کشور در تمام صحنه‌ها باشیم

  • مجتبی:

    آفرین حسینی.ماهی ۹۰۰۰۰۰۰هزار تومان بابای من که رییس بانکه نمیگیره اونوقت می خوای فامیلاتونو بیاری شهرداری زباله جمع کنن ماهی ۹۰۰۰۰۰۰ هزار تومان بگیرن؟احتمالا شما جایی مدیرعامل شرکت هستید که حقوق بالایید فک میکنید رفتگرها هم همین قد باید بگیرن.

  • با سلام
    یکی از دلایل مهم فرار سنگسری ها به شهرهای دیگر مخصوصا به سمنان همین کابل بودن شهرمان است

  • عباس:

    چرا باید در کل استان سمنان بیشترین افغانی رو مهدیشهر داشته باشه؟؟!!

    در سطح شهر مخصوصا در بازار آنقدر تعداد افغانها زیاده که یکی از دوستان ما که از یک شهر دیگه اومده بود به کنایه به من میگفت اینجا شعبه ۲ کابل هست

  • محمود:

    در خصوص اتباع افغانی چند مساله مطرح است. اول اینکه متاسفانه سنگسر جزو اولین شهرهایی در استان است که متاسفانه به صورت هدفدار جمع زیادی از افاغنه منطقه را در آن جای داده اند بدون اینکه ساماندهی در مورد آنها انجام گیرد تصویر هر روزه حضور آنها در بازار، میادین، کوچه و خیابان و مدارس نمود ظاهری نامناسبی را برای شهر ایجاد نموده است و البته مخاطراتی از بعد فرهنگی اجتماعی، امنیتی و…
    و اما موضوع دیگر این واقعیت است که ما به این نیروهای کار امروزه کاملا وابسته ایم. عمده مشاغل سخت در منطقه توسط افاغنه انجام می شود و با نبود انها توقف و راکد شدن بسیاری از فعالیتها و از جمله دامداری حتمی است.
    به نظر می رسد اصلی ترین کار برای این بندگان خدا این است که مدیریت شهری مکانی را جهت ساماندهی آنها در نظر بگیرد و …
    بد نیست به یک واقعیت تلخ دیگر هم اشاره کنم و آن اینکه به علت ضعف عملکرد شورای شهرمان در تنظیم تعرفه بالاتر از سمنان همین افاغنه ساکن سنگسر نیز هزینه تمدید کارت خود را به حساب شهرداری سمنان واریز می کنند!!

  • زیارتی:

    حرف خانم یا آقای حسینی صد در صد درست است افغانیها بهتره تشریف ببرند کشور خودشان را آباد کنند آنوقت آشغال و زباله کم میشه ما هم فکری بحال بقیه آن میکنیم همانکاری که ۱۶ استان دیگر کشورما میکنند

  • حسینی:

    موجب افتخار است اما شهرداری که ماهی ۹۰۰/۰۰۰ تومان حقوق نمیده تا شما افغانی هستید

  • lمجتبی:

    خانم حسینی پس زودتر بفرستینشون شهرداری پیش آقای شهریاری که گره این شهر به دست اقوام شما باز می شه

  • حسینی:

    بله هستند کجا بیان ؟؟؟ آدرس بده
    آی کیو از کجا فهمیدی من مرد هستم هه هه هه
    سنگسر نیوز شما چرا؟ باقیشو پاک کردی ؟ مگه خبر نداری تو یزد چه اتفاقی افتاده؟ زود همه کامنت منو پاک کن

  • حسینی:

    جهت اطلاع مجتبی اقتصاددان استانهائی که افغانی ممنوع است اقتصادشان بمراتب از ما بهتر و پررونق تر میباشد و شهر های آنها خیلی از ما تمیزتر …

    • lمجتبی:

      اقای حسینی حرف شما درست اما آیا تو اقوام شما کسی برای جمع آوری زباله و حمل نخاله ساختمانی روزمزد ۳۰۰۰۰کسی هست معرفی کنید تا افغان ها را بیرون کنند و اقتصاد شهر ما شکوفا شه

  • گلستان:

    سه میلیون بیکار ایرانی == سه میلیون مهاجر افغانی

  • حسن کچل:

    بله دیگه کم کم ما داریم خارجی میشیم!آخه جمعیت افغانها از ما بیشتر شده اونا مارو بیرون نکنن خیلیه!!!!!!!!!!!

  • مجتبی:

    همانطور که اتباع خارجی زیاد می شن میشه بعد مثبت قضیه رو هم دید که اونا دارن پولاشونو تو این شهر خرج می کنن و باعث اقتصاد میشن.اقتصادی شاید نشه روش حساب هم باز کرد اما اقتصاده.تازه اگه این اتباع نباشن چه کسی کارهای طاقت فرسایی که هیچ یک از ما حاضر به انجام اون نیستیم انجام میدیم.خود شما میاید تو میدون زباله ها را جمع کنید؟چه کسی کارهای شهری سخت زیر نور آفتاب رو انجام میده.چه کسی برای عشایر این شهر چوپانی می کنه؟این افراد مواد غذایی خریداری نمیکنند؟لباس نمی خرند؟آیا اگه همین اتباع آلمانی بودن همین حرف را میزدیم؟بهتره به این افرا به چشم افراد ی که کاری نمیکنند نگاه نکنیم

  • جعفر قلی:

    از زمانی که مهدیشهر شهرستان شد اداره امور اتباع خارجی استانداری سمنان باید سهمیه سکونتی مهاجرین را برای شهرستان مهدیشهر مشخص میکرد اما خوب به ضرر مرکز استان میشد و نکردند اینجا زندگی میکنند وهمه چیز ما را به …. کشیدند و در سمنان و شهمیرزاد بکار مشغولند

دیدگاهتان را بنویسید

*

این مطالب را هم بخوانید ...