امروز : ۳۱ شهریور ۱۳۹۶
تبلیغات   |   درباره ما   |   تماس با ما
تبلیغات
سامانه پیام کوتاه
سامانه پیام کوتاه سنگسر نیوز
پیش بینی آب و هوا
مهدیشهر
مهر ۱, ۱۳۹۶, ۱۲:۴۴ ق.ظ
 

صاف
21°C
رطوبت: 18%
سرعت باد: 0 m/s شرقجنوبشرق
اطلاعات بیشتر...
 
آمار سایت
  • 817
  • 873
  • 3,364,980
  • 1,104
  • 3,697
  • فروردین ۱۰, ۱۳۹۶

میراث فرهنگی و هویت

محمود سلطانیان

    محمود سلطانیان

آینده از آن کسانی است که گذشته خود رابشناسند

مقدمه:

اگر عکس جامعی از سنگسر حدود ۳۰ سال گذشته تهیه و با همان منظر که در سال ۹۰ خورشیدی گرفته شده است مقایسه شود، با توجه به شدت تغییرات صورت گرفته شاید تنها به لطف کوه ها و تپه ماهورهای موجود باشد که بتوان فهمید که دو عکس از یک شهر می باشند. روند تغییرات نه تنها دشت ها و باغات حومه شهر را تبدیل به اپارتمان های نامرتب و قد و نیم قد نموده است ،حتی چهره بافت تاریخی و سنتی شهر را نیز در نوردیده است و کمتر اثری از تاریخ زندگی شهر نشینی ایل سنگسر در آن قابل یافت است.اگر مقایسه عکس های فوق برای شهر های دیگر تکرار شود میزان دگرگونی صورت گرفته برای سنگسر پی برده خواهد شد.بعنوان مثال شهری مثل سمنان از لحاظ وسعت نسبت به حدود سی سال پیش در حدود ۹ برابر رشد نموده است ولی بافتهای تاریخی، باغات اطراف شهر در بخش جنوبی تا حدود زیادی خود را حفظ نموده است.ضمن اینکه رشد و توسعه شهری در جهت های شمالی با نظم و اسلوب خاص تعریف شده ای به سریعترین شکل ممکن نیز صورت پذیرفته است. مقایسه صورت گرفته فوق اصطلاحا مشتی است از خروار و بدین جهت صورت پذیرفت که بنظر می رسد بافت های شهری بعلت ماهیت بصری و قابل رویت بودن از ساده ترین قیاسها است در غیر اینصورت تغییرات صورت پذیرفته در بسیاری دیگر از رسومات و فرهنگهای اصیل این قوم دچار سرنوشت حادتری نسبت به بافتهای شهری می باشد که بتدیج صحبت آن خواهد رفت. در ادامه به امید ایجاد نگرشی نو در مدیریت شهری، مروری بر وضعیت میراثهای بجامانده از نیاکان این قوم بصورت کاملا مختصر در بخشهای بافت های تاریخی شهری، گردشگری ومیراثهای معنوی خواهد شد.

الف) بافت تاریخی :

ابتکار و نوآوری زمانی بروز پیدا می کند که انسان به تجربه موجود شناخت کافی و وافی داشته باشد.کاملترین تجربه های جدید آنهائی می باشد که بر روی سنگ بنای تجربه های گذشته و جاری گذاشته شود. در این صورت هیچ گاه تجربه گذشتگان که گاهی به مدد قرنهای متمادی به چونان درختی تنومند تبدیل گشته اند، کم اهمیت جلوه نخواهد کرد زیرا چراغی است برای نشان دادن راه آینده.اما اگر خود شناسی، جامعه شناسی و انسان شناسی فرهنگ بدرستی صورت نپذیرفته باشد تجربه های جدید بر پایه ستونهای استوار، نخواهد بود و نیامده باز با الگوئی دیگر جایگزین خواهد شد و روند بدون هیچ مفهوم بنیادینی به دگردیسی های پی در پی ادامه خواهد داد.در این صورت می توان گفت که تنها نوعی تجربه مصرف گرائی در ساختار است که اتفاق می افتد.

حفظ بافتهای تاریخی شهرها با هدف نشان دادن شیوه فرهنگ شهرنشینی اقوام بتدریج و همزمان با شروع پدیده مدرنیسم درکشورهای غربی شروع گردید این کشورها که سردمدار ومبتکر دنیای صنعتی و جدید بودند مانند خالق یک اثر که به تمامی جزئیات آن اثر آگاهی دارد،به زیبائی ها و زشتی های دنیای جدید و قدیم اشراف داشتند.آنها به این حقیقت دست یافته بودند که یکی از راههای انسان شناسی و جامعه شناسی فرهنگ لزوم حفظ و بازنمائی شیوه زندگی اقوام گذشتگان است و فرهنگ های شهر نشینی بعلت زندگی گروهی انسانها از بهترین نوع در جهت این بازنمائی است.بازنمائی شیوه زندگی مردمانی که خود با توسعه شهرنشینی بتدریج فرهنگهای خاص مرتبط با شرایط اقلیمی جغرافیائی و… راتوسعه داده و قرنها جزئی از آن فرهنگ و سنت زیسته اند.علرغم چالشهائی که در قرون گذشته و بخصوص اوج آن دراوایل قرن بیستم با ظهور مکتب فیوچریسم که با هدف تخریب سنت های گذشتگان بوجود آمد، نهایتا تلاش در جهت حفظ سنتها بعنوان اصل فراگیر مورد پذیرش عمومی قرار گرفت. اکنون اگر به بافتهای تاریخی شهرهای دارای هویت تاریخی در کشورهای اروپائی نگاهی اجمالی انداخته شود بسادگی می توان شیوه و ساختار بخشهای آنها را بصورت منفک شده در قرن های مختلف مشاهده نمود. به عنوان مثال کوچه ها و خیابانهائی که قدمت آنها به قرن ۱۴م می رسد دارای همان معماری و بافتی می باشند که در قرن چهاردهم درهمان کوچه یا محله مرسوم بوده و مکانهائی که دارای قدمت قرن ۱۶ میلادی می باشند با معماری قرن ۱۶ بازسازی وبازنمائی گردیده اند.

تجربه احیا و حفظ بافتهای تاریخی شهرها همانند تکنولوژی دنیای نوین که در کشور های غربی زاده شده بود وارد ایران گردید و بخصوص در شهرهای بزرگ که ریشه های تاریخی بارزتری داشتند مورد استقبال بیشتری قرار گرفت.در ابتدا شهرهائی مثل یزد و اصفهان با تفکیک نمودن شهر به بافتهای تاریخی و بافت جدید به احیا بافتهای تاریخی وقدیم شهر برآمده و در این خصوص نیز تا حدودی موفق عمل نمودند .بتدریج این امر برای بسیاری از شهر هائی که دارای هویت فرهنگی و تاریخی بودند هر چند بصورت ناقص به اجرا درآمد یا در حال اجرا است.که از این نمونه می توان به شهر های فراوانی اشاره نمود که شاید نزدیکترین شهر سمنان می باشد که قریب به ۲ دهه از فعالیتهای مربوط به احیا بافت تاریخی درآن می گذرد. نه تنها سمنان به عنوان مرکز استان، بلکه دیگر شهر همسایه، شهمیرزاد، که کمتر به دارا بودن بافت قدیم (نه گردشگری )مشهور است نیز فعالیت های قابل تقدیری داشته است بطوری که با پیگیری های صورت پذیرفته توسط مسئولین شهری در حدود ۴ درصد از محل تملک دارائی های شهرستان مهدیشهر در سال ۱۳۹۰ به احیا بافت تاریخی شهر شهمیرزاد اختصاص یافته است و این در حالی است که متاسفانه مسئولین شهری سنگسر چندان تفاوتی بین بافت های تاریخی و بافت های فرسوده قائل نیستند. در سوالی که از طرف نگارنده از یکی از مسئولین شهری در خصوص بافت تاریخی شهر پرسیده شده مشخص گردید که تصور مسئول محترم از بافت های قدیمی و تاریخی همان بافت فرسوده شهری می باشد. با توجه به ریشه تاریخی شهر سنگسرکه حداقل با توجه به ویژگی های منحصر به فرد اجتماعی ،اقتصادی و فرهنگی آن قابل مقایسه با شهرهای استان نمی باشد،شایسته نیست که در ساخت و سازهای شهری بدون کمترین توجه به آخرین یادگارهای گذشتگان و بدون هیچ ضابطه ای که توجه ای به شیوه شهرنشینی تاریخ ایل سنگسر داشته باشد در ساخت و سازهای شهری گام برداریم. از نوع تحولاتی که در دو دهه اخیر در بافت های تاریخی شهر رایج گردیده است بخوبی می توان قضاوت کرد که مجوزهای ساخت و ساز، بدون کمترین توجهات ممکن به ویژگی های تاریخی شهرصورت پذیرفته است اگرچه در نگاه اول اینگونه بنظر خواهد آمد که تلاش مسئولین شهری در این خصوص در جهت نو سازی و مدرن نمودن شهر می باشد.هیچ کس مخالف شهری مدرن نیست ولی همانگونه که پیش تر نیز مطرح گردید یکی ازامتیازات مثبت و نعمات سنگسر ریشه های غنی تاریخی و فرهنگی آن می باشد که آن را از بسیاری از شهر های جدید متمایزمی کند بنابراین ساخت و ساز های بافت قدیمی باید بگونه ای باشد که ضمن اینکه خسارتی به مالکین محترم این محله ها وارد نکند،هویت های فرهنگی بازماندگان را نیز حفظ نماید.در عین حال این نکته و واقعیت را نیز باید بپذیریم که با ساخت و سازهای کنونی نه تنها به شهری مدرن نمی رسیم بلکه نابسامانی های موجود، بیشتر نمایانگر ساخت وسازهای حاشیه جنوبی شهرهای بزرگی چون تهران و کرج می باشند تا نظم ساختار شهری بخشهای شمالی آنها!

از بافت های تاریخی شهر که بگذریم متاسفانه ساخت و سازهای بخش های جدید شهر ،حتی اگر هم مطابق طرح هادی مصوب شده در بیست و اندی سال پیش باشد، نمایانگر سهل انگاری عظیمی در طرح هادی می باشد که در بسیاری از موارد دیگر غیر قابل بازگشت می باشد.به عنوان نمونه هیچ جائی از شهر را نمی توان یافت که بدون خیابانها و کوچه های تنگ و ترش، دارای پیاده رو های مفید نه بعضا نیم متری!، فضا های سبزمناسب، دارای تقاطع های مفید وبدون مشکل، دارای ساخت و سازها و نماهای هدایت شده و… باشد. با یک نگاه کلی اینگونه می توان گفت سنگسر شهری است که مهندسی شهرسازی در توسعه آن نقش چندانی نداشته است.

بناهای تاریخی : متاسفانه باید گفت درست در زمانهائی که اکثر شهر ها در جهت ثبت واحیاء آثار و اماکن تاریخی خود گام برمیداشتند و حتی در بسیاری از موارد با توجیهاتی آثار نه چندان مطرح از قبیل مدارس یا ژاندارمری ها و… را با قدمت چند دهه را در ردیف آثار تاریخی قرار می دادند وبرای حفظ آنها تلاش می نمودند متاسفانه هیچگونه دغدغه ای برای بناهای تاریخی شهر وجود نداشت. بناهائی که اکثرشان اکنون وجود ندارد و قابل احیا نمی باشد.اگر به این نکته توجه شود که از بدو تاسیس سازمان میراث فرهنگی که بیش از ۳۰ سال می گذرد تا سال ۱۳۸۷(زمان شهرستان شدن) برای شهر سنگسر ریالی هزینه نشده است و با فشار های مردمی در این سال ۲ بنا تنها به ثبت آثار ملی رسیده است در حالیکه این رقم در کل شهرستان مهدیشهر نزدیک به ۱۰۰ اثر ثبت می باشد.به عمق فاجعه بیشتر می توان پی برد.(بجز امام زاده قاسم که در قالب طرحهای کشوری ثبت و مرمت امامزاده های کشور نیم نگاهی مورد توجه بوده است.)اگرچه بسیاری از این بناها دیگر موجود نیست ولی بیشتر آنها را می توان با توجه به آخرین اثرات آنها بصورت سمبلیک بازسازی کرد. از جمله آنها می توان به آثار زیر اشاره کرد.

۱- ارگ ذوالفقارخانی طالب آباد

۲- معبد آناهیتای رابند

۳- آسیاب های سنگی گل رودبار

۴- تعداد ۴ عدد از آب انبار های باقی مانده موجود که بجز یکی مابقی در خطر جدی تخریب می باشد.

۵- نزدیک به ۳۰ عدد از خانه های قاجاری و اوایل پهلوی که هر روز یکی از آنها در حال تخریب می باشد.

۶- قنات و چشمه زیارت

۷- منار خراسانی پامنار

۸- امام زاده زینعلی

۹- قلعه کوه امیر (قلعه پایین قلعه)

۱۰- کافر قلعه   و…

همان گونه که قبلا ذکر گردید بسیاری از این بنا ها ویران گردیده اند ولی بعنوان مثال می توان برج ارگ ذوالقارخانی طالب آباد را با توجه به بقایای موجود به عنوان نمادی ازتاریخ و هویت محله طالب آباد و شهر سنگسر احیا نمود و …

ب) جاذبه های گردشگری:

از دیگر ویژگی های خدادادی شهر جاذبه های گردشگری موجود می باشند که متاسفانه این نیز کم و بیش به سرنوشت دیگر موارد دچار گردیده است.بعنوان مثال پستی و بلندیهای موجود در شهر و حاشیه های آن یکی از مواهبی است که کمتر شهری حتی شهرهای کوهستانی از آنها بر خوردار می باشند لذا باید بعنوان یک امتیاز نگریسته شود نه یک مانع. بسیاری از جاذبه های گردشگری شهر یا دیده نشده اند و یا با استفاده ناصحیح خسارت های فراوانی دیده اند و یا اینکه بکلی از بین رفته اند. از جمله آنها می توان به مواردی زیر اشاره کرد :

– غار دربند

– صخره پائین قلعه ( کوه امیر )

– دامنه کوه الهه صفه(الله صفه)

– موقعیت بی نظیر علم کوه زیارت

– تنگه موجود در ورودی طالب آباد

– باغات رابند

– مسیر پی چنار

– آب معدنی لیتو

– گل رودبار   و…

به عنوان مثال در خصوص زیبا سازی آبشار پائین قلعه، اگر چه زحمات فراوانی توسط شهرداری برای زیبا سازی و آبشار آن کشیده شده است ولی واقعیت امر این است که با توجه به نوع صخره های این کوه که از مدل صخره های آهکی می باشد،جاری نمودن آبشار با این سبک و سیاق چندان علمی نمی باشد و تغییر بافت و رنگ صورت پذیرفته در این مدت کم نیز اولین نشانه های دگردیسی بوجود آمده می باشد.اگر چه اساس وجود آبشار برای اینگونه صخره ها چندان صحیح بنظر نمی رسد ولی می توان باتمهیداتی بگونه ای عمل نمود که هم از زیبائی های وجود آبشار برخوردار بود و هم خسارت های وارده را به حداقل رسانید.

از موارد دیگر می توان به ساخت و ساز های سریعی که در دامنه کوه الهه صفه در حال انجام می باشد اشاره کرد. شاید در خصوص این ساخت و سازها با توجه به کمبود زمین های موجود گریزی نباشد ولی می توان حداکثر حریم ارتفاعی قائل شد تا بخشهای بالا دست آن دست نخورده باقی بمانند و یا در ترکیب بندی نما و رنگ ساختمان های در دست احداث ویژگی هائی را لحاظ کرد که هارمونی هائی با رنگ کوه و صخره های موجود ایجاد گردد.

همچنین می توان از مسیر تاریخی پی چنار نام برد که در گذشته از امامزاده قاسم زیارت شروع می شده و در مسیر سور رزو(باغ سرخ رنگ) تمامی دشتها و باغات منطقه را سیراب و تا پاپالو ادامه پیدا می کرده است. اما اکنون از این مسیر تنها تا تقاطع خیابان ۲۲ بهمن باقی مانده است. درختان کهن سال این مسیر گواه این مدعا است . در صورت رسیدگی و بازسازی این مسیر شاید یکی از بهترین جاذبه های منطقه را در خود جای دهد . مسیری که از چشمه شروع می شود امامزاده قاسم را در برمی گیرد و در پای درختان کهن سال بصورتی کوچه باغ ادامه پیدا می کند.

ج) میراث معنوی و فرهنگی و هنری :

شاید یکی از بارزترین ویژگیهای شهر و ایل سنگسر آداب و رسوم وسنت های گوناگونی می باشد که درصورت تعمق و مطالعه و برنامه ریزی های هدفمند هر کدامشان بنوبه خود امتیازاتی مهم برای شهر محسوب می گردند. اگر هر یک از این گونه ویژگی ها را در سطح استان سمنان مرور کنیم کمتر اتفاق می افتد که نمونه بارز آن در سنگسر نباشد .بعنوان مثال انواع صنایع دستی، موسیقی محلی، عزاداری ها، جشنها، افسانه ها، قصه ها، ضرب المثلها، لباس های محلی، بازیها، غذاها، نان های محلی، زیور آلات و… مواردی می باشند که بجرات می توان گفت در سطح استان سمنان نظیر و مشابه ای نداشته و هیچ جای این استان پهناور را یارای رقابت با این خطه نیست.ولی متاسفانه با بی مهری مطلق و شاید ناآگاهی مدیران بومی و بعضا آگاهی های هدفمند بعضی از مدیران غیر بومی در شرف نابودی کامل می باشند.بعنوان نمونه به نوع عزاداری ایام محرم این منطقه بصورت کاملا مختصر اشاره می گردد که در ماههای گذشته موجب اختلاف نظرهائی نیز بوده است.عزاداری ایام محرم اگر چه خود حوصله بسیاری را جهت تعمق و تحقیق طلب می کند ولی بصورت خلاصه به برخی از امتیازات آن اشاره و عملکرد برخی از مسئولین شهری در این خصوص هر چند بصورت مختصر به نقد گذارده می شود.با توجه به ادله های فراوان موجود که تخصصی واز حوصله این مقاله خارج می باشد حداقل سابقه عزاداری های ایام ماه محرم به اوایل صفوی یعنی به قدمتی حداقل ۵۰۰ سال بر میگردد و گزاف نیست بگوئیم یکی از دلائل جاذبه وتاثیرات روحی و عرفانی این عزاداری سابقه آن می باشد بنابراین طبیعی است که باید در حد امکان در جهت هر آنچه که موجب نمایاندن سابقه و قدمت این عزاداری که نشانه هائی از وجود اصالت سنت عزاداری در بین مردمان سنگسر می باشد، کوشا بود.برای قرین به ذهن نمودن موضوع بیان این مثال خالی از لطف نیست که از دلائل تاثیر گذاری تعذیه ها رؤیت واقعیتی می باشد که ناخوداگاه به بیننده تعذیه دست می دهد. حقیقتی که او بازیگران را ،اگر چه می داند حقیقی نیستند ولی واقعیت می پندارد و چه زیبا همدردی می کند و نهایت ،امر کاتارسیستی می باشد که به بیننده دست می دهد.قطعا نوع پوشش و رنگ بندی های لباس قهرمانان تعذیه نیز یکی از عواملی می باشد تاثیرات فراوانی خواهد داشت.نمی توان برای شخصیت های مثبت تعذیه لباس های تند متصور بود و یا با لباس های جیر و لی و …آنها را به میدان فرستاد که در این صورت نه تنها در جهت اهداف تعذیه مفید نخواهد بود بلکه ممکن است موجب خنده و تمسخر هم شود! مقصود از مثال فوق این نتیجه می باشد که اگر قرار است ازعزاداری ماه محرم به تاثیرات روحی و روانی مثبت ان،از جمله پالایش و تزکیه نفس رسید، باید به هر آنچه که مبین تشابه وسابقه تاریخی آن است،بعنوان نمایانگر اصالت سنت ،ارزش نهاده و در حفظ آن کوشا بود.از ویژگیهای فراوان عزاداری سنگسر مسیر های کوچه پس کوچه حرکت دستجات عزاداری میباشد که همتراز با سابقه تاریخی این عزاداری است. بنابراین به نظر می باشد که بهتر است که این کوچه ها به همان شیوه ای که نمایانگر سابقه تاریخی آن می باشد مرمت گردند.متاسفانه برخی از مسئولین مدیر در شهر نه تنها به این مهم هیچ گونه وقعی نمیگذارند بلکه درصدد آنند که با تعویض های سلیقه ای مسیر های تاریخی عزاداری با ادله اینکه کوچه ها باریک می باشند!از این ویژگی عزاداری شهر بکاهند. سوال اینجاست. در صورت حرکت دستجات عزاداری در خیابان های اصلی شهر آیا می توان تمایزی از لحاظ ظاهری بین عزاداری مردم سنگسر و مثلا کرج یا تهران از این منظر قائل بود؟ پس سنت خاص عزاداری های سنگسر چه می شود؟

نتیجه :

با کمی دقت در نوع مدیریت فرهنگی شهری به مجموعه ای از مدیران برمی خوریم که تلاششان برای رشد شهر،تخریب از هر نظر،در جهت نوسازی به هر قیمت،بدون توجه به هویت های فرهنگی تاریخی و هنری شهر است. با توجه به این که غالب مردم به دلائل مختلف کمتر حساس بوده اند روند نو سازی به این سبک و سیاق با شتابی روز افزون در حال پیگیری می باشد.متاسفانه تقریبا تمامی مدیران شهری ، بومی و غیر بومی یا مربوط به نسل پیشین مدیران سنتی خود ساخته می باشند و یا تحصیل کردگان بدون تجربه مفید در مراکز شهری و فرهنگی دیگر نقاط استان و کشور هستند که بعلت عدم همین تجربه مفید نمی توانند به مسائل هویتی و فرهنگی شهر چندان حساس وکارآمد باشند پس نتیجه همین است که شاهد آنیم. در پایان پیشنهاد می گردد مدیران بومی جهت کمتر شدن تخریب هویت های اصیل بومی و ملی،حداقل مشاورانی آگاه به مسائل فرهنگی و هنری را جهت مشورت قبل از اقدام در کنار خویش داشته باشند .

۸ پاسخ به “میراث فرهنگی و هویت”
  • زهرا:

    اقای سلطانیان گفته هاتون فوق العاده بود کاش همه مثل شما فکر کنن و کمی به فکر شهرمون باشن

  • محمود سلطانیان:

    با سلام
    جواب جناب آقای «علی»
    حدس میزنم که نوشتار فوق را کامل نخوانده اید.چون ده آیتم مربوط به میراث تاریخی ،ده آیتم مربوط به میراثهای معنوی و ده آیتم مربوط به میراث طبیعی ذکر کرده ام که تقریبا بیش از نود درصد آنها بعنوان نماد هایی از گذشتگانمان برای آیندگانمان قابل احیا است.ضمن اینکه آثار دیگری نیز موجود است که عنوان نشده

  • علی:

    آقا محمو داشتم داشتم حساب نیست دارم دارم حساب است. الن چی داریم؟

  • محمود سلطانیان:

    سلام
    تمامی مطالبی که در این نوشته کوتاه عرض شده، مختصر ودر حد بیان تیتر می باشد. بعبارتی نه تنها هر یک از عناوین بلکه هر یک از نامها و مثالهاو…خود مطالب مفصلی را میطلبد و مورد عزاداری نیز از این قاعده مستثنی نیست.بنده به این جهت در بخش میراث معنوی این مثال را در حد کوتاه ارائه نمودم که مراسم عزاداری نیز همچون بسیاری از میراثهای دیگر دستخوش تغییرات بعقیده اینجانب ناسنجیده ای گردیده که یکی دو سالی است مردم را مستقیما درگیر خود نموده. وگر نه سنتهای دیگر عزاداری هویت خویش را کمابیش حفظ نموده است بنابراین نیاز به گفتن نیست .کما این که با شفاف کردن بعضی از جنبه های ناپیدای سنت عزاداری بعضی از«دوستان عمل جلوتر از خرد»کمر به تخریب به نیت اصلاح برایند!

  • یک شهروند مهدیشهری:

    با سلام
    مطالب شما در مجموع جالب بود اما ذکر جند نکته ضروری می باشد:
    در سر فصل میراث فرهنگی ومعنوی بهتر بود با عنایت به اهمیت این بخش به تفصیل بیان می شد نه به صورت مختصر وگذرا.
    در همین سر فصل شما اشاره نمودید به قدمت عزاداری در مهدیشهر،واز میان آداب ورسوم عزاداری در این شهر تنها اشاره نمودید به شور عزاداری در کوچه های قدیمی و… به نظر شما از میان آداب ورسوم عزاداری فقط این نکته مهم بوده که نباید بگذاریم مدیران شهر آن را تغییر دهند…..آیا سنت عزاداری فقط خلاصه می شود در مسیر دستجات؟؟؟؟

  • دوستان:

    نمی دانستم سایتهای داخلی هم سانسور کردن بلد هستند و همیشه شهروندان در حالت بسیار بسیار فرمالیته بسر میبرند.

  • دوستان:

    سلام پسندیدم . بسیار جالب بود .

دیدگاهتان را بنویسید

*

این مطالب را هم بخوانید ...