امروز : ۳۱ شهریور ۱۳۹۶
تبلیغات   |   درباره ما   |   تماس با ما
تبلیغات
سامانه پیام کوتاه
سامانه پیام کوتاه سنگسر نیوز
پیش بینی آب و هوا
مهدیشهر
مهر ۱, ۱۳۹۶, ۱۲:۴۱ ق.ظ
 

صاف
21°C
رطوبت: 18%
سرعت باد: 0 m/s شرقجنوبشرق
اطلاعات بیشتر...
 
آمار سایت
  • 813
  • 873
  • 3,364,976
  • 1,104
  • 3,697
  • فروردین ۱۰, ۱۳۹۶

گوشه ای از فرهنگ ماه رمضان در سنگسر قدیم

عباس مصباحیان سنگسری

با یکی از دوستان ارجمندم که در تهیه یک برنامه رادیویی به مناسبت ماه مبارک رمضان ۱۳۸۸ فعالیت داشتند ، گپ تلفنی دوستانه ای داشتیم و قرار شد در دقایقی از ضبط این برنامه و به منظور بازگوکردن آداب و سنن گذشته عشایر سنگسر مشارکت داشته باشم.
با همین ارتباط کوتاه به شوق آمدم ، تا با یاد رمضانهای گذشته سنگسر ، سیری به دوران جوانی و طفولیت خود و آدمهای با معنویت و صادق آن مقطع زمانی و آداب و رسوم خاص آنان را داشته و مطالبی هر چند مختصر را تدوین کنم.
تا آنجائیکه مطلع هستم ، به نظر میرسد مردم شهرستان مهدیشهر و حتی دیگر نقاط استان ، کمتر به نگارش خاطراتی خاص از آداب و سنن پر  رمز و راز و مانوس شدن با خداوند در ماه مبارک رمضان پرداخته باشند. به این سبب منابع یا نشانی یافته نمی شود و شاید هم نگارنده به علت عدم دسترسی بدان در بی  خبری مانده است. بدین لحاظ احساس ضرورت می کند ، تا با اندک توان خود و اگر حافظه یار شود ، به چند مورد از حواشی این ماه با عافیت و دارای آثار و برکات آسمانی ، از سالهای گذشته نسبتاً دور مهدیشهریها یا عشایر سنگسر را با اشاراتی کوتاه و گذرا مکتوب نماید.
نه در سنگسر و مردم آن ، بلکه در هر گذر ، کوی ، برزن ، ولایت وهر کشوری  از این کره خاکی ، بسیار زیاد بودند  انسانهای مسلمان و شریفی که دین مدار بودند و معتقد به وحدانیت. آنان در آرزوی باقی ماندن عمری بودند وامروز هم هستند ، تایکبار دیگر بهترین ماههای سال فرا رسد. ماهی که آفریدگار عالم ، از این دست مخلوق خوب خویش را بسیار دوست میدارد و آنانرا به مهمانی عالم گیر و اقیانوس رحمت دعوت می فرمایند. او با مهمانان خود سخنان بیشتر و ناب و جذابتر از همیشه را خواهند داشت. وقتی که می فرمایند «یا ایها الذین امنوا»از هر سوی عالم ، لبیک صالحین طنین انداز میگردد که صالحین با صفای مهدیشهر یا سنگسر سابق هم در این زمره بودند و هستند. انشاء ا…
یکی از خصایل پسندیده و نشأت گرفته از مذهب و حس خدا جویی سنگسریها در خدمت به خلق خدا و دست و دلبازی و دستگیری به تهیدستان به انحای مختلف بوده و هست و این ماه مهربانیها هم ماه اوج آنان بسوی خداست. عشایر سنگسر خرید مایحتاج زندگی سالانه خود را بر حسب معمول فصلی و به طور عمده خرید می نمودند، تا مدام راهی بازار نباشند. اما درآستانه ماه مبارک و به عنوان استقبال ازماه پر برکت و ضیافت الهی بر خلاف آنچه که بیان شد بار دیگر با شور و نشاط فراوان روانه بازار میشدند که خورد و خوراک و دیگر مایحتاج برای انفاق و خیرات و مبرات را تامین کنند.
هر یک از مهدیشهریها و عشایر سنگسر نسبت به کرم خود ، به نیت فی سبیل ا… ، به نیت اموات ، به نیت ائمه اطهار ، به نیت نیکان و پاکان و صالحین ، علاوه بر مساجد و تکایا ، سفره های افطاری و سحری مفصلی را در منازل می گستراندند و یا نذوراتی مثل آش رشته ، شیروا ، شروا ، وگره ، بغرا ، خلیسه ، کمپته ، حلوا ، لقمه ، نان های سنتی پز هم چون شت فتیر ، نان جیزدکدار ، نان پیازی ، گولاج یا گولاچو ، خشکه نون ، فتیر و امثالهم را در بین مردم کوچه و بازار و همسایگان ،  در بقایای متبرکه و سر خاک رفتگان خود توزیع می کردند. گفته شد هر یک نسبت به کرم خود ، بلی آنانکه استطاعت مالی جهت بذل و بخشش را نداشتند و نیازمند کمک بودند و هستند یا بر سفره اغنیا حضور پیدا میکردند، سعی بر انفاق حتی بسیار جزئی از سوی خود را داشتند هر چند که دعای آنان در نزد حق تعالی خود سخاوتمندانه و انفاق بزرگ محسوب میگردید که به مردم نثار می کردند.
یکی دیگر از خصوصیات عشایر سنگسری و در جزینی های هم زبان (سنگسری) ، اعتقاد آنان به برگزاری ضیافت الهی و گستردن سفره های بسیار بزرگ و رنگین مشتمل بر انواع لبنیات سنگسری و انواع اطعمه و اشربه برای مهمانان با افتخاری است که ثروتمندان و تهیدستان ، بدون فخر و مباهات و برتری جویی و صدرنشینی در کنار هم می نشستند.اهمیت دادن به ماه صیام و مناسبتهای مختلف از جمله برگزاری مراسم احیاء لیالی قدر و نزول قرآن که مصادف با ضربت خوردن و شهادت امیر مؤمنان حضرت علی (ع)می باشد و نیز جشن میلاد حضرت امام حسن مجتبی (ع) و دعوتهای خصوصی و عمومی فراوانی که برای صرف افطار و گاهاً سحری و با انواع پذیرائیهای میان برنامه همراه بوده است. در روز عید فطر نیز پس از دادن فطریه و به جای آوردن نماز عید فطر ، منازل بزرگان طایفه و بزرگ خاندانها ، توسط آشنایان ، همسایگان و اهل خانواده محل تردد و جشن و بزم معنوی میگردید که برای قبولی عبادات و طاعات الهی نزد بزرگان می رفتند.
دراین منازل سفره حاضری سنتی سنگسری و چای و شیرینی و میوه می گستراندند که مراجعین ، افطاری یا صبحانه خود را به مقدار کم و تبرک وار تناول می کردند. صاحب خانه ها با  انواع و اقسام غذای گرم طبخ شده و چیدن آن بر سفره صبحانه ، پذیرایی بیشتر مهمانان را اصرار می ورزیدند. اما مهمانان میبایستی نزد بزرگان دیگر هم می رفتند و از میان بسیاری از غذای گرم و سرد لذیذ سنگسری مخصوصاً ته چین سنگسری با سرریز زرشک و پیاز داغ (مخلوطی از آب غلیظ شده زرشک و پیاز سرخ شده در روغن را روی برنج می ریختند) را با چند قاشق و خیلی مختصر میل می کردند.
اگربحث چیدمان و تنوع غذایی ضیافت الهی را رقم بزنیم دست و دلبازی و سخاوتمندی مهدیشهریها بدرگاه حق تعالی در این مقال نمی گنجد، اما دلم می خواهد به یکی دو مورد از تهیه مواد پروتئینی صحبتی داشته باشم. نخست به زمانی بر میگردیم که یخچال و سردخانه ای جهت نگهداری گوشت و لبنیات عشایر سنگسر قدیم وجود نداشته است. بنابراین ابتکاراتی داشتند، برای مثال برای نگهداری دراز مدت گوشت ، وقتی که گوسفند را ذبح و بهداشت مربوطه را به انجام میرساندند ، تمام گوشت و چربی و دنبه را در دیک بزرگی میریختند و با شعله ور کردن زیر دیگ بتدریج چربی و دنبه ، ذوب و داغ و روان می گردیدند. بالطبع قطعات گوشت هم به صورت شناور در روغن روان شده آنقدر می جوشید و سرخ میگردید تا اطمینان به پخته شدن حاصل شود.
مخلوط این گوشت سرخ شده و شناور در چربی را قرمه می گفتند. قرمه را داخل قابلمه های مسی و سیرابی صاف شده و خیک جاسازی میکردند و راههای نفوذ هوا را کاملاً مسدود می کردند. این محصول گوشتی هم چون صنعت کنسروسازی امروزه تا مدت مدیدی فاسد نمی گردید. عشایرسنگسری از این مواد غذایی بسیار لذیذ و مقوی را در نبود گوشت تازه استفاده می کردند و مورد خوبی برای خیرات و نذورات و ایتام به خصوص در ماه مبارک رمضان بشمار می رفت. مورد دیگری که عشایر سنگسری برای نذورات و خیرات و مبرات در نظر میگرفتند ، چند راس گوسفند تیر (بهترین) را از گله خود جدا میکردند و در تأسیسات  دامداری دربند،  گل رودبار و درجزین به صورت پروار در می آوردند و برای قربانی در اعیاد و سوگواری مختلف از جمله برای دادن افطاری و سحری و نیز در مراسم دیگ جوش و همچنین برای قربانی در عید اضحی و دسته جات عزاداری ماه محرم ذبح می کردند. در هر صورت این بانیان خیر یا عشایر متعبد برای برگزاری مراسم پر جمیعت شبهای احیاء و تمام سوگواریها و اعیاد مذهبی ، پیشتاز بودند و از هزینه های زیاد در راه خدا  ابایی نداشتند. اما به لطف او امیدوار بودند که با وجود کار سخت و طاقت فرسا در زندگی دوگانه شهری و ییلاقی عشایری ، بتوانند با احتراز از خوردن و آشامیدن و مفطرات و روی آوردن به احد واحد و با توبه و انابه نسبت به پالایش آلایش و اصلاح معایب به عاقبت به خیری دنیا و آخرت برسند.
ماه مبارک رمضان ، باعث حضور بیشتر روزه داران در صفوف نماز جماعت و جمعه در مساجد میگردیدند و برگزاری ترتیل یا قرائت قرآن که نزد سنگسریها به مقابله مشهور است و نیز صورت گرفتن دعاهای ماه مبارک رمضان بر اهمیت و ابهت مساجد ، به شدت می افزود. درعین حال آنچه که در مساجد انجام میگرفت در بعضی از محله ها و در خانه ها نیز معمولاً توسط بانوان صورت میگرفت و در بعضی مقابله هم روزی ۲ جزء از قرآن کریم را قرائت می کردند.
از نیکوکاری و خیرات و تعامل مستمندان با مساکین و صفوف مساجد و اعمال ماه مبارک و در نهایت معامله با حضرت حق ، بیان گردید و در نظر است از بخش جانبی دیگر ماه رمضان ، از ساعت گفته شود.
ساعت: علی الظاهر روی کار آمدن ساعت در کشور ما ، تاریخ مشخصی ندارد لکن سابقه تبحر در ساعت خورشیدی را به خوارزمی نسبت می دهند، اما در قرن ۶ ه/ ق ساعت ساز مهمی  که به ساعاتی مشهور بودند در خراسان زندگی میکردند: وی به شام رفت و در دمشق اقامت گزید و ساعت های باب جامع کبیر دمشق را ساخت. ساعت نقش اساسی و تعیین کننده در اوقات شرعی ، خاصه وقت روزه داری را ایفا میکند، اما تاریخ استفاده عمومی ساعت در بین مهدیشهریها یا عشایر سنگسر هم بدرستی مشخص نمی باشد. ضمن اینکه در صدد تحقیق هم بر نیامدم ولی مرحوم پدرم  بنا به اقتضای شغل معلمی علاوه بر داشتن ساعت جیبی یا بغلی مشهور به ساعت بامبائی(بمبئی) از ایشان یک ساعت زنگ دار طاقچه ای باقیمانده است که در سال ۱۳۲۰ ابتیاع کرده بودند. در گذشته وقت ساعت را با غروب کوک تنظیم می کردند که ساعت شرعی نام داشته است. بعد از سالها و بتدریج ساعت غروب کوک را به ظهر کوک تبدیل کردند و یا بدلخواه مردم از هردو (غروب یا ظهر کوک) استفاده می کردند. البته تا مادامیکه تعیین وقت شرعی ساعت رسماً متداول نگردیده بود یا تنظیم ساعت بدلایل مختلف مختل میگردید ، مؤذنها و افراد مطلعی که حداقل آشنایی با علم نجوم و اجرام فلکی و تششعات خورشید را داشتند ، وقت شرعی را متوجه می شدند نگارنده به خاطر دارد که مرحوم پدر ساعت خوابیده را دقیق و با اندک تفاوت زمانی بر اساس ستارگان معروف تنظیم می نمودند.
مرحوم حاج احمد حامدی یکی از متقدمین دبیران بازنشسته ؛ یادآور وجود ساعت آفتابی در بام مسجد حاج خان احمد گردیدند که بوسیله یکی از پیش نمازان مسجد به نام حاج آق سیدکاظم و با استفاده از ستون سنگی مکعب مستطیل شکل ظریف تدارک دیده بودند که با زوال سایه ، ظهر شرعی را مشخص می کردند.این ساعت آفتابی در زمانی که ملاعلیگل و سپس حاج آق محمد ابوالمعالی امام جماعت و جمعه بودند باقی و قابل استفاده بود تا اینکه جهت احداث خیابان صاحب الزمان بخشی از مسجد کهن و باستانی تخریب و مابقی هم بتدریج تخریب و به مسجد سیدالشهدای جدیدالاحداث تبدیل گردیده است.
از سویی ، یکی دیگر از خاصیت ساعت ، زنگ آن بوده که با کوک کردن زنگ و تنظیم عقربه ها در ساعت معین ، ساعت در وقت تعیین شده شروع به زنگ می نمود مخصوصاً در ماه مبارک برای وقت بیداری سحر
رادیو ایران ۴ آذر ۱۳۱۹ شروع به کار کرده بود ، یکی از وسیله تاثیر گذار در اعلام دقیق وقت و به عنوان پخش شعائر مذهبی به خصوص در ماه مبارک رمضان به شمار می رفت. با افزایش قدرت فرستنده ، رادیوهائی که به نفتی ، لامپی ، ترانزیستوری معروف بودند و نیز به نامهای تجاری هم چون ، ((توشیبا )) ((آنداریا)) ، ((تپاس)) ، ((فیلیپس)) ((پم)) و نظایر آن در دسترس مردم ایران قرار می گرفت. بعضی از مردم مهدیشهر هم تا حدود سنه ۱۳۳۰ دارای رادیو گردیدند و از این طریق ، محدود افرادی میتوانستند به انحای مختلف از برنامه های مذهبی به خصوص در ماه مبارک رمضان استفاده کنند. به مرور زمان به تمام خانه ها راه یافت. مسئولین رادیو در این ماه و ایام سوگواری برنامه های عادی و موسیقی را قطع میکردند و فقط به پخش برنامه های مذهبی و اخبار می پرداختند. مثلاً بعد از اذان صبح ، قرائت قرآن سخنرانی مذهبی ، برنامه ورزشی باستانی  توسط شیرخدا ( با صبحت و پرسش از جناب شیرخدا از سال ۱۳۳۴ بر نامه رادیو را شروع کرده بودند) ، سخنرانی مذهبی ، اشعار مذهبی ، مثنوی خوانی توسط خوانندگان مشهور یا مداحان و ذاکرین اهل بیت به تعزیه داری امیر مؤمنان و سایر ائمه اطهار می پرداختند. از سخنرانهای معروف رادیو ایران مرحوم راشد ، فلسفی ، فاطمی ، بهبهانی ، محیط طباطبایی ، کمالی سبزواری ، مهاجرانی ، و … و از مؤذنها از صدای اذان همیشه ماندگار روانشاد مؤذن زاده اردبیلی را میتوان نام برد. ضمن اینکه خود آن مرحوم و اخوی ایشان و سید جواد ۰۰۰صاحب نام در اجرای اشعار مذهبی بوده اند. روزه داران قبل از اذان مغرب دعای جذاب ربنا را بسیار زیاد دوست داشتند که در خاتمه هر بند هم آوایی آمین یا رب العالمین شنیده می شد. بعد از افطار دعای افتتاح و نزدیک سحر مناجات سحر و دعای سحر و سپس اذان صبح را که در سطح بسیار عالی اجرا و پخش می شد گوش میکردند اما هنوز هم در آن عصر رادیو در اختیار و استفاده همگان قرار نگرفته بود.لذا نیاز مبرم به سحر خوانها احساس می شد.
مؤذنها و سحرخوانها (مناجاتگرها) با وجود وسایل صوتی هم چون گذشته وظیفه دینی و مذهبی خود را همچنان انجام میدادند و از نظر تعیین اوقات شرعی و اجرای به موقع اذان ، احساس مسئولیت میکردند. مناجات خوانها ، حدود یک تا یک ساعت و نیم قبل از اذان صبح مناجات را آغاز میکردند تا برای بیدار کردن اهالی روزه وقت کافی برای آماده کردن سحری و میل کردن آنرا تا قبل از اذان صبح داشته باشند. بعضی از مناجات خوانها در آخرهای مناجات یکی دو بیت یا جمله ای را چند بار تکرار میکردند و در واقع هشداری بود به آدمهایی که خواب سنگین داشتند و به هر وضعی می بایستی بیدار می شدند. مرحوم ملاجواد استعلامی شعری را در آخرین لحظات اتمام مناجات تکرار می کردند. شعر مربوطه را به خاطر ندارم اما بدین معنا است. خوردن سحری و آب و نان و چای و میوه به منزله تریاق است برای روزه. عده ای از مناجات خوانان با گفتن یا ا… . یا ا… . یا ا… بیدار شوید. یا ا… . یا ا… یا غفار. یا رحمان . یا رحیم یا ا… و … هشدار بیداری را می دادند ، بعضی از مؤذنها و مناجات خوانها این کار معنوی را بسیار با افتخار و از پدر به پسر یا پسران و نسلی به نسل دیگر ادامه می دادند. برای مثال می توان از خاندان ملا اکبریها به ترتیب از ملااکبر مؤذن در ثانی فرزندش محمد ابراهیم مصباحیان و سه فرزند وی به نامهای حاجی علی محمد ، علی اکبر ، حاج ضیاعلی مصباحیان( پدرنگارنده) را برشمرد که همه اهل مناجات و اذان بودند.
آقای حاج علی بابا ابوالمعالی که از معمرین و معتمدین سنگسر هستند ، صبحت از صدای رسا و لحن خوش مناجات حاج علی محمد را داشتند و نیز یادآور دو بیت شعر پدربزرگم گردیدند که همیشه در پیش وقایع اذان می خواندند که بدین مضمون می باشد.
میدمد صبح سعادت نفسی شو بیدار                        وقت کوچ است از این کهنه سرا دل بردار
کوه و صحرا و بیابان همه در تسبیحند                    حیف باشد که تو در خواب و ایشان بیدار
مرحوم پدر برای مناجات ، بیشتر از ابیات یا رباعی خواجه عبدا… انصاری  ، ابوسعید ابوالخیر و دیگر عرفا به طور پراکنده در مناجات استفاده میکردند و بدین شرح میباشد.
شب خیز که عاشقان به شب رازکنند                       گردبرو بام دوست پرواز کنند.
هر جا که دری بود به شب دربندند                        الا در دوست را که شب باز کنند.
یا رب به رسالت رسول ثقلین                                یا رب به غدا کننده بدر حنین
عصیان مرا دو نیمه کن در عرصات                          نیمی به حسن بخش و نیمی به حسین
ای آنکه  به ملک خویش پاینده توئی                      وز ظلمت شب صبح نماینده توئی
کار من بیچاره قوی بسته شده                                 بگشای خدا یا که گشاینده تویی
یا رب مکن از لطف پریشان ما ر ا                          هر چند که هست جرم و عصیان ما را
ذات تو غنی ما همه محتاجیم                                  محتاج به غیر خود مگردان ما را
یا رب تو چنان کن که پریشان نشوم                        محتاج به بیگانه و خویشان نشوم
بی منت خلق ، خود مرا روزی ده                               تا از در تو بر در ایشان نشوم
غرقیم در محیط غم ای کشتی نجات                       ما را بکش از ورطه حیرت به ساحلات
دستی که از افتخار برویت شود دراز                             بر وی بده به خرمن اقبال خود زکات
روزی که موج خیز شود بهر بازخواست                      وزخوف ریزد آب زرخسار کاینات
آبروی ما را مریز به حق آنان که تشنه لب دادند جان      برای تو در پهلوی فرات
گر مجرمیم پیرو شاه ولایتیم                                بر ما ببخش ای به عطای تو مثلات
از جرم افتاده نپوسد که مدد                                  آنکس که قادر است به تبدیل سیئات
یا قاهر العد و یا والی الولی                                  یا مظهر العجایب یا مرتضی علی
درماندگان هجر گنه را تو داد رس                         یا مصطفی محمد یا مرتضی علی
قابل یادآوری است که اکثر مناجات خوانهای سنگسری از دستگاههای مختلف موسیقی که بیشتر برگرفته از تعزیه خوانی و مداحی ها بوده است آشنایی داشتند. مثلاً ملاجواد استعلامی مناجات خود را در دستگاه ابوعطا میخواندند یا آقا محمود صفائی به تمام دستگاهها مسلط بودند و هر بار با آهنگ  و لحن دلنشینی مناجات می کردند.
مناجات خوانان و مؤذنهای سرزنده شهر ، در دل شب و نزدیک سحر ، با رفتن بر بالای بامهای منازل و مساجد ، گلدسته مسجد پامنار ، نقاره خانه تکیه یا حسینیه سابق و محل های مشابه ، شاید. ، خود را به خدا نزدیکتر میکردند و با عشقی صادق به رب العالمین ، آوای پرسوز و گداز خود را آن چنان بلند میکردند که در شهر کوچک ما شکوه و عظمت و غوغایی پدیدار می گشت ، صداهای همزمان و دلنشینی که رسا بود و بیدار باش برای اهالی روزه که  باعث روشن شدن یکی پس از دیگری چراغهای خانه ها میگردیده اند. چراغهایی که به ترتیب از پیه سوز و چراغ موشی روی کار آمدند تا فانوس ، شمع ، لاله ، لامپا ، گردسوز ، زنبوری ، لامپ خانه از برق اختصاصی شهر ، همه تاریخ هستند و گواهی بر این مدعا که چه عاشقان شب زنده دارعشق خدا ، با صدای دلنشین خود شهروندان را در این عشق خدایی سهیم و هم نوا می کردند تا به دعا و نیایش و در نهایت به صرف سحری بپردازند.
با شروع پیش وقایع اذان کم کم دست از غذا می کشیدند و با ا… اکبر مؤذنها که تعداد نفرات آنان بیشتر از مناجات خوانها میگردیدند ، برای نماز صبح و تعقیب نماز آماده می شدند.
از مناجات خوانها و موذنها به غیر از خاندان ملا اکبریها یا مصباحیان ها میتوان به چند تن دیگر اشاره کرد. زنده یاد شیخ آقا محمود صفایی ، حاج علی اکبر حامدی مشهور به ریاضی ، حاج سید ابراهیم پورهاشمی ، نریمان چهره ، شکوری ، دهباشی ها  ، ملاجواد استعلامی ، حاج محمد کسائی نژاد ، حاج آقا منوری ، ، حاج سید حاجی حیدریه ، معصومی ، درودی ، محمد علی ذوالفقاری…
معمولاً هر موذنی در پایان اذان جملاتی را برای ذکر صلوات و فاتح خوانی عمومی بکار می بردند از آن جمله برای صلوات: بر جمال سرور ، صدر ، بدر ، سید کاینات ، احمد ، محمود ، ابوالقاسم پیامبر خاتم ، محمد مصطفی ، جانشین اوعلی مرتضی ، دوازده امام و چهارده معصوم ، فرشتگان خدا ، ملائکه مقربین ، ۱۲۴ هزار تن پیامبران خدا ، شهداء کربلا ، اولیاء اوصیاء ، صلحا و … را صلوات.
برای فاتحه خوانی: به روح پر فتوح اولیاء ، اوصیاء ، فقها ، عرفاء، اقرباء، کلیه حق به حق داران ، کلیه اموات ، والدین حقیر ، و آنانکه به گردن ما حق دارند ، به خصوص آنهائیکه از این دنیا رفته اند و دستشان از دنیا کوتاست بفرست صلوات ،بخوان فاتحه مع الاخلاص
بلندگو: حدود سال ۱۳۴۴ ه/ ش مرحوم حاج آقا ریاضی که بازنشسته فرهنگی بودند با خرید آمپلی فایر و بوق و میکروفون ، اذان و مناجات خویش را توسط بلندگو پخش میکردند که بخشی از بافت قدیم را پوشش می داد. با گذشت زمان بلندگوی مسجد شیخ محمود هم شروع به پخش مناجات و اذان نمودند. سپس مرحوم چهره و چند سال بعد مرحوم شکوری هم به جمع مؤذنان بلندگودار اضافه شدند و صدای مناجات و اذان در همه جای شهرمی پیچید و دیگر احتیاج به اذان و مناجات سنتی نبود.به هر حال بودند عاشقان دلسوخته ای که سالهای سال با خدای خویش گفتگو داشتند آنان رهرو راهی روشن در دل شب تاریک بودند. اکثر مناجات خوانها نه تنها در ماه مبارک رمضان بلکه در تمام ایام سال بدون توجه به بود یا نبود دستگاه و وسایل صوتی صدایشان را به آسمان پرستاره و آسمانیها و زمین و زمینی ها و خاکیان می رساندند. آنان همچنان و برابر سنت گذشته در ماههای رمضان بیشتر و در ماههای عادی کمتر ، . اما خواندند و خواندند. باشد تا تمام زمزمه های خدایی آنان  در کهکشانها ماندگار و انشاء ا… قبول پیشگاه حق تعالی واقع شده باشد.
تمام مؤذن ها و مناجات خوانان که به نوعی از آنان نام برده شده است از این دنیا رخت بربستند و به دیار ابدی کوچیده اند.  کوچ آنان را می توان به مصرعی از پیش وقایع اذان تشبیه کرد که قبلاً اشاره شد. وقت کوچ است از این کهنه سرا دل بردار
متاسفانه ، حالا دیگر جزء بلندگوهای مساجد شهر و با صدای خفیف ، هیچ وقت صداهای آنچنانی را که می شنیدیم نیست و نمی شنویم مگر بندرت و در مجموع اگر چه ازآن شور و شیدایی مردم  مخلص قدیم  که اکنون نیستند ، کمتر دیده  و شنیده میشود ، اما بوی عشق آنان هنوز هم در فضای رمضان عطراگین است و به مشام میرسد.

این مقاله قبلا در برخی مطبوعات از جمله پیام استان سمنان مورخ شنبه ۲۱ شهریور ماه ۱۳۸۸ منتشر گردیده است.
استفاده از مصالب فوق با ذکر منابع و نام نویسنده بلامانع است .

یک پاسخ به “گوشه ای از فرهنگ ماه رمضان در سنگسر قدیم”
  • ادب:

    از استاد ارجمند جناب آقای مصباحیان به خاطر مقالات زیبایشان کمال تشکر وقدردانی را می نمایم.از خداوند می خواهم که همیشه زنده بوده وقلمش استواروماندگارباشد.

دیدگاهتان را بنویسید

*

این مطالب را هم بخوانید ...